کانون رسمی هواداران آرسنال در ایران

اجازه بدهید صحبت هایم را اینطور شروع کنم. من هیچوقت در خودم نمیدیدم که یک روز کاپیتان باشم.

"این خیلی عجیب است زیرا بعضی از مردم میگویند که یک رهبر به دنیا آمده اند. یک کاپیتان به دنیا آمده اند اما من هیچگاه آن را برای خود نگفتم مخصوصا زمانی که در شرق لندن بزرگ شدم."

"ما فقط دو دختر بودیم که در آن زمین فوتبال کوچیک بازی میکردیم. بعد از آن من و کیم با هم دوست شدیم و به پسرهای محل که یکی از آنها برادرم بود ملحق شدیم و من همچنان باید برای کسب جایگاه خودم تلاش میکردم."

"فکر میکنم همان اتفاقات باعث شد که که به این جایگاهی که اکنون دارم برسم. شما باید هر چیزی در فوتبال هست را در همان زمینی که مانند قفس هست به دست بیاورید و هیچ چیز به شما داده نخواهد شد. هیچکس همینطوری و بی دلیل نمی آید و شما را برای بازی در تیم انتخاب کند مگر آنکه خودتان به اندازه ی کافی خوب باشید."

"یک نفر که یکی از کارمندان باشگاه آرسنال را میشناخت آمد و به من گفت: " میدانی آرسنال تیم بانوان دارد؟ و من گفتم که از آن حرف هیجان زده نشدم و راغب به آن نیستم چون فقط میخواهم در همان محل زندگی خودمان بازی کنم در همان زمینی که مثل قفس کوچیک بود. او ویک اکرز بود که سمت من آمد تا با من وقت قرار ملاقات بگذارد."

"به یاد می آورم که اولین روز در هایبوری راه میرفتم و عاشق این باشگاه شدم. آنجا ویک اکرز ما را به زمین برد و با شیوه ی خودش ما را با فوتبال بانوان آرسنال آشنا کرد."

 

Alex Scott

 

"مزیت دیگری که داشت این بود که ما بازی های مردان را از نزدیک می دیدیم. ما جایگاهی در هایبوری داشتیم بنابراین من تک تک بازی های آرسنال را تا جایی که میتوانستم میدیدم. من هنوز هم گل رایت را که منجر به رکوردشکنی شد به یاد دارم. فراموشم نمیشود که پیراهنش را دراورد و کنار من از شادی بالا و پایین میپرید."

" به عقب برگردیم زمانی که من مهاجم بودم و رایت الگوی  و اسطوره ی من بود و هنوز هم بازیکن مورد علاقه ی من در تمامی ادوار است زیرا لبخندهای او مسریست و شما به خوبی میتوانید ببینید که او چقدر فوتبال را دوست دارد. فکر میکنم این چیزیست که در من طنین انداز شده اینکه من چقدر خوش شانس و خوشبخت بوده ام. "فوتبال به زندگی من چیزهای زیادی بخشیده و هر زمان که به زمین فوتبال میروم چیزی برای ارائه دادن و صحبت کردن در مورد آن دارم. آن چیزیست که بابتش خدا را شاکرم. کاری که انجام میدهم را دوست دارم. گمان میکنم این همان چیزیست که همواره در رایت دیده ام."

 او مرد دوست داشتنی زمین بود. پس از هر بازی ما منتظر بازیکنان و رایت با لبخندی بزرگ بر چهره اش می ماندیم. او همواره به ما سلام میکرد و با ما حرف میزد. " میگویند بعضی از اسطوره ها را نمیتوان دید اما رایت از آن انسانهاییست که همانطور که میتوان او را در زمین دید در خارج از زمین هم میتوان دید."."

 

 

....ادامه دارد

( قسمت دوم )

ثبت نظر شما




16+9=

نظرات کاربران

دیگر خبرهای آرسنال

داستان زندگی جو مونتمورو از زبان خودش (قسمت دوم)
وقتی جو از مربیگری تیمهای مردان به زنان کشیده شد...
آرون رمزی در آستانه پیوستن به بایرن مونیخ
باشگاه بایرن مونیخ معتقد است در رقابت برای جذب آرون رمزی پیروز شده است
چه چیزهایی از تساوی یکشنبه شب مقابل ولورهمپتون دستگیرمان می‌شود؟
اونای امری سرمربی آرسنال می‌گوید که شروع کُند تیمش در بازی‌ها چیزی است که باید تغییر کند
 سانچو و نلسون ، دوستان دوران کودکی
جیدن سانچو ستاره ی بورسیا دورتموند و ریس نلسون دوستان نزدیک هستند .
اوزیل میتوانست به آسیا برود؛ اما آرسنال را ترجیح داد
مسوت اوزیل، پیشنهاد حقوق هفتگی ۱ میلیون پوندی یک باشگاه آسیایی را رد کرده بود تا در آرسنال بماند!

آخرین نظرات

Michael Jackson در تاریخ ۱۳٩۷/۰۸/۲۴ نوشت :
چلسی 5_0 بردیم خیلی عالیه😮👏

مربوط به سه توپچی جزو بهترین های ماه اکتبر زنان
Michael Jackson در تاریخ ۱۳٩۷/۰۸/۲۰ نوشت :
Vishka در تاریخ ۱۳٩۷/۰۸/۱۸ نوشت :
Michael Jackson

راستی کسی تونست بره باکو با یک با قره باغ رو ببینه ؟

----
رفتند . پایین سایتو چک کن. تو بخش گالری عکس ها عکساشون هست

مربوط به اوزیل: دوست دارم در آرسنال بازنشسته شوم
Vishka در تاریخ ۱۳٩۷/۰۸/۱۸ نوشت :
@Michael Jackson
خوشحالم که بخش اولو دوست داشتی. واقعا نمیدونم در وصف این مرد چی میتونم بگم. معجزه کرد. باورم نمیشد همچین مربی ای باشه چون تجربه مربیگری تیم خیلی بزرگی رو نداشت . البته همون تیمی ک...

مربوط به داستان زندگی جو مونتمورو از زبان خودش (قسمت اول)
Michael Jackson در تاریخ ۱۳٩۷/۰۸/۱۸ نوشت :
امیدوارم بتونم ازت یه امضا بگیرم...
راستی کسی تونست بره باکو با یک با قره باغ رو ببینه ؟🤔

مربوط به اوزیل: دوست دارم در آرسنال بازنشسته شوم
کانون رسمی هواداران آرسنال در ایران از سال 1385 طراح و برنامه نویس آرمان امیراحمدی