
اخبار باشگاه آرسنال
تحلیل تاکتیکی بازی آرسنال؛ شاهکار آرتتا بدون ریسک و بیرحم
آرسنال سالها به دلیل بازی محافظهکارانه مورد انتقاد بود، اما میکل آرتتا سیستمی ساخته که نیاز به ریسک را به حداقل رسانده و در عین حال فوقالعاده ویرانگر و کارآمد است. با این ساختار منسجم، توقف ناپذیر به نظر میرسند.
سالهاست از آرسنال به دلیل بازی بیش از حد محافظهکارانه انتقاد میشود، اما میکل آرتتا تیم و سیستمی ساخته است که به ریسک کمتری نیاز دارد و در عین حال به شکلی ویرانگر کارآمد است.
در بخش عمدهای از زمانی که آرسنال دوباره — به اصطلاح — «خوب» شده است، انتقادی مداوم و همیشگی وجود داشته مبنی بر اینکه آنها بیش از حد دستبهعصا بازی میکنند.
برخی بازی آنها را «خستهکننده» نامیدند. برخی دیگر اصرار داشتند که اگر آرسنال میخواهد به پتانسیل واقعی خود برسد، باید در فاز هجومی «ترمز دستی را بکشد». از نظر برخی، پیروزی در بازیها با نتیجه ۱-۰ و اتکا به ضربات ایستگاهی، مسیر مطمئنی برای رسیدن به عنوان قهرمانی نبود.
واضح است که این آرسنال همیشه بسیار فراتر از یک تیم سرسخت و درگیر بوده که صرفاً بردهای زشت به دست میآورد و هفته به هفته به ضربات ایستگاهی متوسل میشود؛ حتی اگر فصل گذشته گاهی چنین کارهایی کرده باشد و به این برداشتها دامن زده باشد.
با این حال، فارغ از هرگونه انتقادی که به سبک بازی آنها وارد میشد، حالا دیگر نمیتوان منکر نتایج درخشانشان شد. اولین جام قهرمانی پس از ۲۲ سال در ماه می به دست آمد و میکل آرتتا بدون هیچ شک و تردیدی اثبات کرد که روشهایش ارزش اعتماد را داشتهاند. ارائه آن سبک بازی در فصل گذشته کافی بود تا به خشکسالی جامهای آنها پایان دهد.
اکنون، با در دست داشتن جام قهرمانی و از بین رفتن ابدی ترس از «از دست دادن جام در لحظات آخر»، نوعی غرور و اطمینان خاطر در بازی آرسنال به چشم میخورد.
پس از تابستانی که طی آن ترکیب قهرمان بیش از پیش تقویت شد، تیم آرتتا متقاعدکنندهتر از همیشه به نظر میرسد. با کسب چهار پیروزی از چهار بازی در لیگ برتر (به همراه سه برد دیگر در سایر رقابتها) و تنها یک گل خورده، آنها در صدر جدول قرار دارند و شانس اول دفاع از عنوان قهرمانی هستند؛ بهطوری که در زمان نگارش این مطلب، ابررایانه اپتا در ۵۷.۲ درصد از شبیهسازیهای خود، آرسنال را قهرمان میداند.
آنها که از بند نگرانی برای شکست رها شدهاند، به کاری که انجام میدهند ایمان کامل دارند. آنها میدانند که سبک بازیشان جواب میدهد و میدانند که تمام دلایل لازم را برای متعهد ماندن و باور به این مسیر در اختیار دارند.
و حق با آنهاست: آرسنال در صدر جدول لیگ برتر قرار دارد و این فصل حتی به یک گل از روی ضربات ایستگاهی (بدون احتساب پنالتیها) نیاز پیدا نکرده است، آن هم در حالی که برابر سه حریف سرسخت و چالشبرانگیز به میدان رفتهاند. آنها حتی کاملتر از فصل گذشته به نظر میرسند.
هیچ شکی وجود ندارد که آنها از ثبات ترکیب سود بردهاند. پس از چنین فصل موفقی در ۲۰۲۵/۲۶، هیچ بازیکنی از کلیدیهای تیم ساز جدایی سر نداد و باشگاه موفق شد با افزودن کیفیت در چند پست، نقاط مختلف ترکیب خود را به بهترین شکل تقویت کند.
این تداوم و ثبات باعث شده که ماشین روان و جادهصافکن آرسنال حتی کارآمدتر از قبل شود. با بهبودهای جزئی در نفراتِ یک سیستمِ از پیش جاافتاده، آرسنال از این واقعیت بهره میبرد که بازیکنانش از قبل شیوه بازی کنار یکدیگر را کاملاً میدانند. خریدهای جدید نیز به راحتی در ترکیب جا افتادهاند.
آرسنال در فاز هجومی بسیار روان و شناور به نظر میرسد؛ همه وظایف خود را میدانند و میدانند بقیه بازیکنان کجا باید باشند — و خواهند بود. این بدان معناست که آنها برای کارآمد بودن، نیاز به پذیرش ریسکهای کمتری دارند.
تا همین چند وقت پیش، منتقدان میگفتند فوتبال آنها زیادی ایمن و ریسکگریز است؛ اما حالا، آنها صرفاً نیازی ندارند به اندازه دیگران ریسک کنند و دقیقاً همین ویژگی است که آنها را تا این حد شکستناپذیر و سهمگین کرده است.
فردگرایی ذاتاً ایرادی ندارد، اما سیستم آرسنال آنقدر هموار کار میکند که نسبت به سایر تیمها نیاز کمتری به مهارتهای فردی دارد. آنها بازی با نرخ موفقیت بالا را ارائه میدهند و این یعنی بازیکنانشان به ندرت تکروی میکنند. آرسنال این فصل با تنها ۴۳ اقدام به دریبل، در رتبه نوزدهم لیگ برتر قرار دارد و فقط بالاتر از هال سیتی (۳۹) است؛ تیمی که با میانگین مالکیت ۲۹.۳ درصد، کمترین میزان مالکیت توپ را در کل لیگ داشته است. در همین حال، آرسنال میانگین مالکیت ۵۹.۴ درصد را ثبت کرده است.
آرسنال همچنین در زمینه دریبلهای موفق (۱۷ دریبل) در قعر جدول لیگ برتر قرار دارد، آن هم در حالی که یکی از بهترین وینگرهای جهان یعنی بوکایو ساکا را در اختیار دارد. کاملاً مشخص است که به او دستور داده شده حفظ توپ را به تلاش برای عبور از بازیکن مقابل اولویت دهد. چه به این دلیل باشد که حریفان دو نفره او را مهار میکنند و چه به این دلیل که ساده بگویم دستور دارد روی به دریبل نياورد، نتیجه نهایی یکسان است: دست نزدن به کارهای ریسکیِ غیرضروری.
آمار دقیق از دقت پاسها در یکسوم دفاعی حریف
به همین ترتیب، آرسنال بالاترین نرخ دقت پاس (با احتساب سانترها) را در یکسوم پایانی زمین در میان تمام تیمهای این فصل لیگ برتر دارد و ۸۱.۲ درصد از پاسهای آنها با موفقیت به مقصد رسیده است. این موضوع تا حدی به این دلیل است که آنها مالکیت توپ زیادی دارند و بازیکنان بهتری نسبت به اکثر تیمها در اختیار دارند، اما در دقت کل پاسها در سراسر زمین به رتبه چهارم افت میکنند؛ مسئلهای که نشان میدهد آنها در یکسوم پایانی هوشمندی و احتیاط مضاعفی به خرج میدهند.
معیارهای دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد آرسنال نسبت به اکثر تیمها کمتر دست به ریسک میزند. باز هم به این دلیل که آنها مجموعهای بسیار کارآمد هستند، اصلاً نیازی به این کار ندارند.
اینجاست که متریک «احتمال تکمیل پاس» (xP) به کار میآید. این شاخص در واقع همان xG (گل مورد انتظار) برای پاسهاست: یعنی احتمال اینکه یک پاس به مقصد برسد.
بنابراین، یک پاس احتمالی با مقدار xP برابر با ۰.۹۵ انتظار میرود در ۹۵ درصد مواقع به هدف برسد؛ به عبارت دیگر، یک گزینه کاملاً مطمئن است. از سوی دیگر، پاسی با xP برابر با ۰.۰۵ انتظار میرود تنها در ۵ درصد مواقع موفقیتآمیز باشد و بنابراین بسیار بسیار دشوارتر تلقی میشود. تیمی که پاسهایی با xP بالا را اولویت قرار میدهد، نشان میدهد که بازی ایمن را در دستور کار دارد.
در طول این فصل و در تمام نقاط زمین، منچسترسیتی، تاتنهام و برایتون به طور میانگین پاسهایی با بالاترین xP را انتخاب کردهاند و آرسنال در رده ششم قرار دارد.

اما وقتی تنها یکسوم پایانی زمین را بررسی میکنیم، آرسنال به رده سوم صعود میکند و تنها استون ویلا و تاتنهام پاسهای «مطمئنتر» بیشتری نسبت به آنها ارسال کردهاند. میانگین xP پاسهای آرسنال در یکسوم پایانی (شامل سانترها) ۰.۷۹۶ است که فاصله بسیار ناچیزی با استون ویلا و اسپرز دارد.

میتوانیم از زاویه دیگری هم به این موضوع نگاه کنیم. تنها استون ویلا (۱۶.۶ درصد از کل پاسها) و تاتنهام (۱۶.۹ درصد) نسبت کمتری از پاسهای «سخت» را در یکسوم پایانی نسبت به آرسنال (۱۷.۰ درصد) امتحان میکنند؛ جایی که xP یک پاس سخت کمتر یا برابر با ۰.۵۰ است (پاسهایی که انتظار میرود شانس موفقیت زیر ۵۰ درصد داشته باشند).

اما تفاوت اینجاست که هم استون ویلا و هم اسپرز در فاز هجومی تقریباً ناکارآمد و ناتوان بودهاند. تاتنهام حتی در زدن یک گل هم ناکام بوده است، در حالی که استون ویلا تنها یک گل به ثمر رسانده که آن هم از روی ضربه کرنر به دست آمده است. در مقابل، آرسنال ۸ گل به ثمر رسانده که همگی در جریان بازی (در موقعیتهای آزاد) بودهاند.
استون ویلا و اسپرز پاسهای ساده ارسال میکنند چون طوری سازماندهی نشدهاند که پاسهای سخت را به سرانجام برسانند.
از سوی دیگر، آرسنال موقعیتهایی ایجاد میکند که در آن پاسهای مطمئن، در عین حال تهدیدآمیز و خطرناک نیز هستند. در اینجا میتوانیم از متریک «پیشبینیشده» دیگری برای اثبات این ادعا استفاده کنیم.
شاخص «تهدید مورد انتظار» (xT) میزان افزایش احتمال شوتزنی یک تیم ظرف ۱۰ ثانیه آینده را هنگام انتقال توپ از یک نقطه زمین به نقطه دیگر اندازهگیری میکند. بنابراین، اگر پاسی دارای مقدار xT برابر با ۰.۲۵ باشد، احتمال شوتزنی را ۲۵ درصد افزایش میدهد. هرچه xT بالاتر باشد، شانس رخ دادن شوت در ۱۰ ثانیه بعدی بیشتر میشود.
آرسنال در میانگین xT پاسهای خود در یکسوم پایانی در رتبه چهارم قرار دارد (۰.۱۳)، در حالی که برای مقایسه، تاتنهام در رتبه دوازدهم و استون ویلا در رتبه بیستم هستند. به عبارت دیگر، با وجود اینکه پاسهای آرسنال در یکسوم پایانی گزینههای ایمنتری نسبت به تقریباً تمام تیمهای دیگر هستند، شانس گلزنی و شوتزنی آنها را نیز بیش از اکثر تیمها افزایش میدهند.
آرسنال در حال خلق موقعیتهایی است که در آن پاسهای «مطمئن» (xP بالا) در عین حال «تهدیدآمیز» (xT بالا) نیز هستند. (اسپرز و ویلا پاسهای مطمئنتری ارسال میکنند اما پاسهای آنها بسیار بسیار کمخطرتر است.)
و این، به سادهترین بیان، همان چیزی است که آرسنال را تا این حد خطرناک میکند. آنها قابل اعتمادتر و تکرارپذیرتر از هر تیم دیگری، پاسهایی را پیدا میکنند که شانس بهتری برای گلزنی ایجاد میکند.
اگر آنها بتوانند به خلق موقعیتهایی ادامه دهند که در آن پاسهای ساده مسیری به سوی گلزنی فراهم کند، سخت است تصور کنیم چه کسی میتواند جلوی آنها را بگیرد.


