برای اولین بار در ۲۲ سال گذشته، آرسنال فصل لیگ برتر را به عنوان مدافع عنوان قهرمانی آغاز میکند. چالش اکنون ساده است: اثبات اینکه فصل گذشته نقطه اوج نبوده، بلکه آغاز چیزی پایدارتر بوده است.
این انتظارات تنها پس از پیروزی قاطع ۳-۰ مقابل منچسترسیتی در کامیونیتی شیلد بیشتر خواهد شد. نتایج در این مسابقه همیشه باید با احتیاط سنجیده شوند. بعد از همه اینها، از ۱۵ برنده اخیر کامیونیتی شیلد، تنها یک تیم توانسته در همان فصل جام لیگ برتر را بالای سر ببرد. اما با این حال، نحوه عملکرد آرسنال متقاعدکننده بود.پیروزی ۳-۰ آنها بزرگترین تفاضل گل در کامیوتی شیلد از زمان شکست منچسترسیتی با همین نتیجه توسط خودشان در سال ۲۰۱۴ بود. در اولین بازی رسمی انزو مارسکا به عنوان سرمربی سیتی، آرسنال آمادهتر، منسجمتر و باثباتتر به نظر میرسید.
حس تداوم و ثبات، یکی از دلایل اصلی است که آنها به درستی به عنوان مدعی اصلی قهرمانی دوباره در این فصل شناخته میشوند. در حالی که بسیاری از رقبای آنها در حال دستوپنجه نرم کردن با تغییرات کادر فنی، بازسازی ترکیب یا هر دو هستند، آرسنال با هویتی روشن و گروهی که طی چند سال با هم رشد کردهاند وارد فصل میشود.
آنها فصل لیگ برتر را روز جمعه در مقابل کاونتری آغاز میکنند. پیش از آن، در اینجا پنج سوال مطرح است که میتواند تعیین کند آیا آنها تاج قهرمانی خود را حفظ خواهند کرد یا خیر.
آیا تداوم، یک مزیت مرگبار به آرسنال میدهد؟
فصل آینده، نخستین فصل از زمان آغاز لیگ برتر در سال ۱۹۹۲ خواهد بود که هیچیک از چهرههای مدیریتی و سرمربیان اصلی که عصر مدرن آن را تعریف کردند، در آن حضور ندارند. بدون سر الکس فرگوسن، آرسن ونگر، ژوزه مورینیو، یورگن کلوپ یا پپ گواردیولا.
در طول تابستان، شاهد سطحی بیسابقه از تغییر و تحول مربیان بودهایم. تقریباً نیمی از تیمهای لیگ، فصل را تحت هدایت کادر فنی جدیدی آغاز خواهند کرد و ۹ باشگاه دست به تغییر سرمربی زدهاند.
حضور ۹ سرمربی روی نیمکت باشگاه جدیدشان در هفته نخست لیگ، بیشترین میزان در بالاترین سطح فوتبال انگلیس از فصل ۴۷-۱۹۴۶ (نخستین دوره رقابتها پس از جنگ جهانی دوم) محسوب میشود.
در میان مدعیان واقعی قهرمانی و رقبای آرسنال، تنها مایکل کریک در منچستریونایتد و اونای امری در استون ویلا پیش از تابستان امسال در سمت خود حضور داشتند. حتی با این وجود، ابررایانه اپتا هر دو باشگاه را مدعی شانس اصلی نمیداند؛ بهطوری که شانس قهرمانی یونایتد ۶.۲ درصد و استون ویلا ۴.۸ درصد برآورد شده است.
با نگاهی به سابقه حضور تمام مربیان فعلی لیگ برتر، میکل آرتتا با فاصله باثباتترین و باکارسابقهترین سرمربی این لیگ به شمار میرود. باشگاه در طول یک دوره بازسازی ششساله بهطور کامل از او حمایت کرده و سال گذشته پاداش چشمگیری نیز گرفت. اگرچه این فقط نمونهای از یک بازی است، اما تیمی که سیتی را در کامیونیتی شیلد شکست داد، کاملاً آماده به نظر میرسید تا بار دیگر برای قهرمانی بجنگد. در مجموع، ۷۴ درصد از دقایق بازی آرسنال در آن مسابقه توسط بازیکنانی سپری شد که در دوران اوج فوتبالی خود (۲۴ تا ۲۹ سال) قرار دارند، در حالی که داوید رایا تنها بازیکن بالای ۳۰ سال حاضر در زمین بود.
با ورود بسیاری از رقبای اصلی به دوران انتقال و تغییرات، هم درون زمین و هم بیرون از آن، زمان مناسبی برای آرسنال به نظر میرسد تا گاز را فشار دهد و تختهگاز پیش برود. آنها شایستگی کسب عنوان مدعی اصلی قهرمانی را دارند.
چقدر دفاع از عنوان قهرمانی لیگ برتر و کسب دو جام متوالی دشوار است؟
مانند بسیاری از رکوردهای لیگ برتر، تصور ما از آنچه طبیعی است، تحت تأثیر دوران اقتدار منچسترسیتیِ گواردیولا دستخوش تغییر شده است. پیش از عصر سلطه سیتی، دفاع از عنوان قهرمانی در لیگ برتر اتفاقی نادر بود.
گواردیولا کاری کرد که این مسیر بسیار ساده به نظر برسد؛ بین فصلهای ۱۸-۲۰۱۷ تا ۲۴-۲۰۲۳، سیتی از هفت عنوان قهرمانی لیگ، شش جام را از آن خود کرد و در چهار دوره موفق شد از عنوان قهرمانی خود دفاع کند.
با این حال، پیش از نخستین قهرمانی پپ، جام قهرمانی در هر هشت فصل قبل از آن دستبهدست شده بود. آخرین دفاع موفقیتآمیز از عنوان قهرمانی پیش از ورود او، به سال ۲۰۰۹ بازمیگشت؛ زمانی که منچستریونایتد سومین قهرمانی متوالی خود در لیگ را تسخیر کرد.
پیش از گواردیولا، تنها دو مربی موفق به دفاع از عنوان قهرمانی خود در لیگ برتر شده بودند: سر الکس فرگوسن در یونایتد و ژوزه مورینیو در چلسی.
آرسنال از سال ۱۹۳۵ به بعد موفق نشده است از عنوان قهرمانی خود در بالاترین سطح فوتبال انگلیس دفاع کند؛ سالی که آنها به دومین باشگاه تاریخ فوتبال انگلیس تبدیل شدند که سه دوره متوالی قهرمان لیگ شده بود.
اکنون با برداشته شدن فشار ناشی از پایان دادن به انتظار طولانی برای قهرمانی، چالش اصلی آرسنال حفظ همان سطح کیفی و عملکردی است که در وهله اول آنها را به این مقام رساند. آرتتا فرصتی فوقالعاده در اختیار دارد تا نام خود را به جمع آن گروه برجسته از مربیانی اضافه کند که با موفقیت از عنوان قهرمانی خود در لیگ دفاع کردهاند.
آیا نگرانیهای دفاعی در غیاب سالیبا و تیمبر وجود دارد؟
بر کسی پوشیده نیست که پیروزی و قهرمانی آرسنال در لیگ، بر پایه دفاع آهنین و نفوذناپذیر آنها ساخته شد.
آنها فصل گذشته در لیگ تنها ۲۷ گل دریافت کردند که هشت گل کمتر از هر تیم دیگری بود. آنها کاملاً شایسته این آمار بودند و آمارهای زیرساختی آنها نیز به همان اندازه قوی بود. آرسنال در طول رقابتهای داخلی خود تنها ۲۸.۳ گل مورد انتظار (xG) دریافت کرد که این بهترین آمار نه تنها در انگلیس، بلکه در میان پنج لیگ معتبر اروپا بود.
میانگین ۰.۷۴ گل مورد انتظارِ دریافتی در هر بازی، چهارمین آمار پایینی است که تاکنون توسط یک تیم از زمان ثبت دادهها (از فصل ۱۳-۲۰۱۲) در لیگ برتر به ثبت رسیده است.
با این حال، حفظ این استانداردها ممکن است دشوار باشد؛ نه تنها به این دلیل که دستیابی به آنها در وهله اول بسیار سخت است، بلکه به این دلیل که آرسنال در آغاز فصل با چندین غایب کلیدی مواجه شده است.
انتظار میرود ویلیام سالیبا، که نیمی از قویترین زوج دفاع وسط لیگ در سال گذشته بود، بخش زیادی از سال را از دست بدهد. این بازیکن ملیپوش فرانسوی در طول جام جهانی از ناحیه کمر دچار آسیبدیدگی بود و از آن زمان وارد برنامه توانبخشی شده است.
باشگاه تأیید کرد که سالیبا برای مدتی طولانی از میادین دور خواهد بود و برخی گزارشهای بدبینانه حاکی از آن است که او ممکن است تا اواخر سال میلادی بازنگردد.
یورین تیمبر نیز آغاز این رقابتها را از دست خواهد داد، چرا که در حال بهبود از مصدومیت کشاله ران است؛ مصدومیتی که ماههای پایانی فصل گذشته او را با مشکل مواجه کرد. این بازیکن هلندی برای مدت کوتاهی برای فینال لیگ قهرمانان بازگشت، اما متعاقباً پس از از دست دادن جام جهانی، تحت عمل جراحی قرار گرفت.
بن وایت و کریستین موسکرا گزینههای قابل اعتمادی هستند، اما هیچکدام جایگزین مستقیم و کاملاً مشابهای برای آنچه سالیبا و تیمبر در اوج آمادگی خود ارائه میدهند، نیستند.
تکرار آمارهای دفاعی فصل گذشته برای آرسنال تلاش بسیار زیادی میطلبد. اگر افت جزئی در خط دفاعی ایجاد شود، آیا آنها میتوانند آن را در بخشهای دیگر جبران کنند؟
آیا آرسنال میتواند همچنان اتکای سنگینی بر ضربات ایستگاهی داشته باشد؟
بدون شک آنها تلاش خود را خواهند کرد.
در کنار صلابت دفاعی، کارایی آرسنال در ضربات ایستگاهی یکی از ویژگیهای شاخص آنها در مسیر قهرمانی بود. آنها ۱۹ گل از روی ضربات کرنر به ثمر رساندند و رکورد جدیدی را در تاریخ لیگ برتر ثبت کردند.
آنها ۱۰ گل دیگر نیز از سایر توپهای مرده به دست آوردند؛ چهار گل از روی ضربات آزاد، چهار ضربه پنالتی و دو گل از روی پرتابهای اوت. مجموع ۲۹ گل آنها از روی ضربات ایستگاهی، با فاصله زیاد بیشترین آمار در این لیگ بود.
هیچ تیمی حتی نزدیک به رقابت با برتری آنها در این بخش از بازی نبود. آرسنال تفاضل گل مورد انتظار (xG differential) عالی ۱۴.۱+ را در موقعیتهای ایستگاهی ثبت کرد که ۵.۱ xG بهتر از برنتفورد (تیم دوم) بود. این موضوع نشان میدهد که آنها تا چه اندازه بر فضاهای داخل جریمه دو طرف تسلط داشتند.
ورود کریستوس زولیس میتواند توانایی آنها در توپهای مرده را بیش از پیش تقویت کند. ۸ پاس گل از ۲۳ پاس گل او در لیگ برتر بلژیک در فصل گذشته از روی موقعیتهای ایستگاهی به دست آمد (۳۴.۷ درصد) که پنجمین آمار برتر در میان بازیکنان با حداقل ۵ پاس گل بود. او پیش از این توانایی خود را در ارسال ضربات کرنر قوسدار از سمت چپ نشان داده و در بازی دوستانه پیشفصل مقابل رئال بتیس نیز پاس گل داد.
با این حال، دستورالعملهای جدید داوری ممکن است میزان اثربخشی آرسنال را در ضربات ایستگاهی، بهویژه ضربات کرنر، محدود کند. به داوران دستور داده شده است تا در این فصل تفسیر سختگیرانهتری نسبت به کشیدن و درگیریهای فیزیکی در ضربات ایستگاهی داشته باشند.
این راهنما بیان میکند که داوران برخورد با «اقدامات نگه داشتن واضح که تأثیر مستقیم دارند» و «خطاهای غیرفوتبالی» را افزایش خواهند داد. به عنوان بخشی از این طرح، VAR نیز قادر خواهد بود حادثههای پیش از ضربه ایستگاهی را در صورتی که مستقیماً به گل، پنالتی یا جریمه انضباطی منجر شود، بازبینی کند.
باید دید آیا این تغییرات تأثیر ملموسی بر یکی از بزرگترین نقاط قوت آرسنال خواهند داشت یا خیر.
آیا آرسنال به اندازه کافی خط حمله خود را تقویت کرده است؟
آرسنال در فصل ۲۶-۲۰۲۵ تنها ۷۱ گل به ثمر رساند. این رقم برای تیمی که قهرمان لیگ برتر شده، زیاد نیست. در واقع، در طول ۳۳ فصل کاملشده از رقابتهای لیگ برتر، تنها چهار قهرمان کمتر از ۷۱ گل زدهاند؛ حتی خود آرسنال در ۱۵ فصل مختلف گلی بیش از این به ثمر رسانده است.
اگر تابستان گذشته ماموریت اصلی آرسنال پیدا کردن یک مهاجم نوک گلزن بود، پنجره نقلوانتقالات این فصل اولویت آنها ارتقای جناح چپ خط حمله بوده است.
بوکایو ساکا در چند فصل اخیر با مصدومیتهای متعددی دستوپنجه نرم کرده است، اما هیچ شکی در کیفیت او وجود ندارد. زمانی که در اوج آمادگی باشد، همچنان یکی از بهترین وینگرهای جهان است.
مسئله این است که حملات آرسنال ممکن است بیش از حد متمایل به سمت راست باشد. آنها میتوانند به او وابسته شوند. حتی در فصلی که دقایق بازی ساکا محدود بود، ۴۲.۵ درصد از شانسهای آرسنال در جریان بازی از جناح راست به دست آمد که بالاترین میزان در لیگ برتر بود. با وجود تمام هوشمندی و محبوبیت خاص لئاندرو تروسار و سرعت و مستقیم بازی کردن گابریل مارتینلی، هیچکدام نتوانستند تداوم و تأثیری همسطح با ساکا در بازیها داشته باشند. آرسنال موفق به جذب ستارههای بزرگی مانند مورگان راجرز یا وینیسیوس جونیور نشد؛ بازیکنانی که میتوانستند ارتقایی واقعی در سمت چپ ایجاد کنند. در عوض، آنها به سراغ خریدی حسابشدهتر یعنی زولیس رفتند. نشانههای اولیه امیدوارکننده بوده است؛ بهطوری که این وینگر یونانی در چهار حضور اول خود در بازیهای پیشفصل، یک گل و چهار پاس گل به ثبت رساند. با این حال، او هنوز در سطح لیگ برتر اثباتنشده است و احتمالاً دقایق بازی در سمت چپ را با مارتینلی تقسیم خواهد کرد.
فراتر از این خرید، آرسنال خط حمله خود را به شکل قابل توجهی تقویت نکرده است. به نظر میرسد ویکتور یوکرش و کای هاورتز دوباره برای پست مهاجم مرکزی رقابت خواهند کرد.
یوکرش فصل اول محترمانهای داشت، اما آن تأثیر انفجاری را که بسیاری انتظار داشتند ارائه نداد. هفت بازیکن فصل را با گلهای بدون پنالتیِ بیشتری در لیگ برتر نسبت به ۱۱ گل او به پایان رساندند.
بنابراین، بخش زیادی از پیشرفت هجومی آرسنال ممکن است به جای خریدهای جدید، از در دسترس بودن بیشتر بازیکنان حاصل شود. مارتین اودگارد، ساکا و هاورتز همگی بخشهای قابل توجهی از فصل گذشته را از دست دادند. اودگارد تنها در ۳۵ درصد از دقایق ممکن در لیگ به میدان رفت، در حالی که این آمار برای ساکا تنها ۵۷ درصد بود. آماده و سالم نگه داشتن بازیسازان و گلزنان کلیدی، به طور طبیعی سقف تواناییهای هجومی آرسنال را بدون نیاز به اضافه کردن بازیکن جدید بالا میبرد.
آرسنال در بازار نقلوانتقالات کیفیت را بر کمیت ترجیح داده است. برونو گیمارش فیزیک، کیفیت فنی و مشارکت هجومی بیشتری را از خط هافبک اضافه میکند. به همان اندازه مهم، حضور او باید بار روی دوش دکلان رایس را کاهش دهد و به آرتتا انعطافپذیری بیشتری در طول یک فصل طولانی ببخشد.
چه آنها یک مهاجم اضافی جذب کنند و چه نکنند، این تیم همچنان باثباتترین ترکیب لیگ برتر است که توسط باسابقه ترین سرمربی آن هدایت میشود. در فصلی که بسیاری از رقبا در حال شروعی تازه هستند، هر چیزی کمتر از یک قهرمانی دیگر در لیگ برتر یک ناامیدی محسوب خواهد شد.













