
اخبار باشگاه آرسنال
دیوید رایا: «گفتند قدت کوتاه است، گفتم روی نقطه پنالتی هم نشانتان میدهم!»
مصاحبه بلند داوید رایا با کانال یوتیوب Beyond the box
بعد از چنین فصل فوقالعادهای، آیا حس و حالش همونطوری هست که فکرش رو میکردی؟
🗣️ دیوید رایا: «حس سورئال و غیرواقعی داره، ولی فکر کنم درک میکنم چرا مردم نظریات مختلفی درباره این چیزا و در کل فوتبال — یا هر ورزش دیگه ای — دارن. به محض اینکه به یه چیزی میرسی، یکی دو روز بعدش، آره، اون احساسات و همه چیز رو حس میکنی، اما بعدش دیگه تموم میشه و میری سراغ هدف بعدی.»
«مثلاً مثل برد ن توی یک بازیه. بازی رو میبری، آره، بعد بازی اون هیجان و احساسات رو داری، اما روز بعد کلاً پاک میشه و میری سراغ بازی بعدی. برای همین فکر میکنم بعضی وقتها تا سالها بگذره متوجه نمیشیم چه کار بزرگی انجام دادیم. با چند تا از بازیکنایی که جامهای زیادی مثل چمپیونزلیگ و اینجور چیزا بردن صحبت میکردم، اونا هم همین نظر رو داشتن. یعنی میری سراغ هدف بعدی و تا دو سه سال نگذره، اصلاً متوجه نمیشی چه کاری انجام دادی.»
بعد از قهرمانی در لیگ برتر و در حالی که کمتر از دو هفته بعدش فینال لیگ قهرمانان رو داشتید، اصلاً فرصت کردید قهرمانی لیگ رو جشن بگیرید؟
🗣️ دیوید رایا: «ما فقط یک شب بعد از قهرمانی فرصت جشن داشتیم؛ همون شبی که سیتی به بورنموث باخت. ما توی زمین تمرین با هم بازی رو میدیدیم و باشگاه هم از قبل یه برنامههایی آماده کرده بود تا اگه اونا امتیاز از دست دادن — که دادن — اماده باشه. خلاصه تمام تیم، کادر فنی و کل اعضای باشگاه اون شب رفتیم بیرون، ولی بعد از اون دیگه هیچی؛ فقط و فقط آمادهسازی برای فینال.»
«در واقع حتی دو هفته هم نبود، کلاً حدود ۱۲ روز بود. چون ما سه شنبه قهرمان شدیم و تا یکشنبه هفته بعدش که فینال بود بازی نداشتیم. حتی پیشزمینه و آمادهسازی برای بازی با کریستال پالاس هم بیشتر حولوحوش فینال چمپیونزلیگ بود تا آماده اون بازی بشیم. نه اینکه بازی پالاس مهم نباشه — خب مهم بود که فصل رو با برد تموم کنیم — اما تمام تمرکز ما روی فینال بود.»
آیا قهرمانی در لیگ برتر، جو تیم رو قبل از فینال لیگ قهرمانان تغییر داد؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، به نظرم اون انگیزه و روحیهی اضافی رو بهت میده. بردن اون جام بزرگ بعد از این همه سال — ۲۲ سال بود که باشگاه نبرده بودش — یه جورایی اون انگیزه اضافی رو بهت میده که با خودت بگی: خب، ما میتونیم اینجا دوگانه بگیریم!»
«اگه چمپیونزلیگ رو ببریم میتونیم یه کار جادویی و ماندگار توی این باشگاه بکنیم، چون قبلاً هرگز انجام نشده. پس اون انگیزه مضاعف رو میده. البته خب یکم کم آوردیم (شکست خوردیم)، اما امیدوارم امسال بتونیم بهش برسیم و جام رو بالای سر ببریم.»
نگاهی به چمپیونزلیگ بکنیم؛ عملکرد خودت رو چطور ارزیابی میکنی؟
🗣️ دیوید رایا: «فکر میکنم از نظر شخصی کمپین و فصل واقعاً واقعاً خوبی در چمپیونزلیگ داشتم، و همینطور توی فینال. شوتهای زیادی سمت دروازهام نیومد، اما اونا موقعیتهای مختلف زیادی خلق کردن که باید کاملاً هوشیار و زنده میموندی.»
«و اشتباه نکنید، من واقعاً واقعاً خسته بودم. نمیدونم چرا، فکر کنم به خاطر فشار کل فصل و همه چیز بود. از طرفی خودِ بازی هم اون انرژی اضافی رو بهت میده و شاید توی گرم کردن و مراحل قبل بازی بیش از حد انرژی میذاری، طوری که بدنت کمکم افت میکنه و سرد میشه.»
«احساساتی هم که از سر میگذرونی و باعث سفت شدن بدنت میشه واقعاً عجیبه، فکر کنم همین اتفاق برام افتاد. اما از عملکردم در طول کل چمپیونزلیگ واقعاً واقعاً راضی بودم. فکر میکنم خیلی تعیینکننده بودم، اگه بشه اینطوری اسمش رو گذاشت.»
قبل از اولین فینال لیگ قهرمانانت، چه چیزایی از ذهنت میگذشت؟
🗣️ دیوید رایا: «خب، اولش دقیقاً مثل یک بازی معمولی بود. از نظر ذهنی توی این مسائل فکر کنم خیلی آروم هستم. سعی میکنم به هر بازی، فارغ از اینکه توی چه مرحلهای باشه، یک جور نگاه کنم.»
«از این نظر خیلی آروم بودم، فقط به این فکر میکردم که طول بازی چه کاری میتونم انجام بدم. شاید صحنهها رو توی ذهنم تصویرسازی میکردم؛ اینکه چه حرکتی ممکن انجام بدم، با جابهجایی پاهام چه کار باید بکنم، اگه سانتر اومد چطور عمل کنم، انتقالها و کل تاکتیک و برنامهی بازی.»
«تمرکزم روی این بود که در لحظه حضور داشته باشم، اما در عین حال یه قدم هم جلوتر باشم. ولی سعی نمیکنم موضوع رو خیلی بزرگش کنم که "اووه من توی فینال چمپیونزلیگم، از بچگی آرزوش رو داشتم"؛ چون این کار به جای اثر مثبت، فقط استرس و اضطراب بیشتری ایجاد میکنه. برای همین سعی میکنم آروم باشم و مثل یه بازی معمولی باهاش رفتار کنم.»
این تکنیکهای تصویرسازی و آمادهسازی ذهنی رو کجا یاد گرفتی؟
🗣️ دیوید رایا: «نه، فکر کنم این از تجربه میاد. از دستههای پایینتر اومدم — اگه بشه اینطوری گفت — وقتی اومدم انگلیس توی چمپیونشیپ، لیگ یک و کنفرانس بازی کردم. اون مسیر باعث شد مربیای دروازهبانی و سرمربیای مختلفی رو ببینم و چیزای زیادی ازشون یاد بگیرم. یکی از اون چیزا این بود: چیزی رو که میخوای اتفاق بیفته تصویرسازی کن.»
«اگه چیزای مثبت رو تصویرسازی کنی، اون چیزا اتفاقات مثبت رو جذب میکنن. پس اگه تصویرسازی کنی که داری میری برای خروج روی یک ارسال، معنیش اینه که واقعاً میری برای اون خروج. اگه هدفت انجام یک کار مثبت باشه، مثبت عمل میکنی. اما اگه بگی "حالا ببینم چی میشه"، اونطوری به نوعی اتفاقات بد شکل میگیرن.»
آیا دیوید رایا یه ذهنیت "به درک / به تو چه" (fuck you mentality) نسبت به کسانی که درباره قدش شک و تردید داشتن پیدا کرد؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، نه، آره، آره! اصلاً باید همینطور باشه. مسئله اینه که اون سوخت وارد بدنت میشه، میدونی؟ بگی: "اوه، داری بهم میگی چون قدم ۱۸۶ سانتیمتره نمیتونم برم روی اون سانتر خروج کنم؟ نشونت میدم. نشونت میدم و اگه لازم باشه تا نقطه پنالتی هم میرم برای توپ."»
«ولی این ذاتِ ذهنیته. به نظرم این یه مسئله ذهنیه که بخوای بری سراغ اون سانتر، یا اینکه بگی "اوه، بذار ببینم الان چی میشه بعد تصمیم میگیرم برم یا نه". مهم اون خواستنه است: "من میرم برای اون سانتر، میرم برای اون کرنر، میرم برای کاتبک، میرم برای اون توپ پشت مدافعان." فقط داشتن اون ذهنیت مثبت توی وجود خودت.»
کدوم سختتره — بردن لیگ برتر، جام جهانی، دستکش طلایی و سوپرجام (کمیونیتی شیلد)، یا بچهدار شدن؟
🗣️ دیوید رایا: «راستش ما درباره بچه خیلی خوششانس بودیم، برای همین میگم بردن همه اون جامها سختتره! بچه خوبه، میخوابه که مهمترین چیزه. شانس آوردیم. چون همه میگفتن بعدش بی خوابی میکشی.»
«همه اینو میگفتن. و آره، قطعاً بردن تمام اون افتخارات به نظرم خیلی خیلی سختی داره. چون یه کار گروهی هست و تو نمیتونی تیمهای دیگه رو هم کنترل کنی، برای همین واقعاً دشواره.»
آیا دیوید رایا هیچ وقت احساس کرده که قدش میتونه مانع دوران حرفهای دروازهبانیش بشه؟
🗣️ دیوید رایا: «مثلاً وقتی با بلکبرن قرارداد بستم، خب مشخصاً به اندازه الان قدبلند نبودم. الان ۱۸۶ هستم، اون موقع شاید ۱۷۸ بودم. اونا میگفتن: "اوه این یکم..." یه جورایی دودل بودن که "قدش بلند نیست، اونقدرها قدبلند نیست، فلان و بهمان..." ولی خب یه داستان خندهدار داره.»
«اون شخصی که از کورنلا (باشگاه قبلیم) اومده بود، فقط گفت: "به دستاش نگاه کنید." گفتن: "چی؟ خب دستاش بزرگه." گفت: "قدش بلندتر میشه. بلندتر میشه." خلاصه باهام قرارداد بستن، اما بعدش در طول کل دوران حرفهایم هی میگفتن: "اوه تو به اندازه کافی قدبلند نیستی، قدت کوتاهه، قدت کوتاهه." خب همینه که هست!»
«من نمیتونم تغییرش بدم. چیزی نیست که دست من باشه. دیدگاهی هم که نسبت به پست دروازهبان وجود داره — مخصوصاً توی انگلیس — اینه که عادت کردن یه دروازهبان ۱۹۸ سانتیمتری داشته باشن؛ که خب آره خیلی قدبلنده، اما گاهی اوقات حتی روی سانترها خروج هم نمیکنن یا کارای مشابه. برای همین فکر میکنم قد و استایل بدنم برای سبکی که بازی میکنم کاملاً پرفکته. چون من باز هم روی سانترها خروج میکنم، شوتها رو میگیرم و همه کار انجام میدم. چابکم، سریع و پرقدرتم.»
«پس ترجیح میدم اینطوری باشم تا ۱۹۸ سانتیمتر. چون توی قد ۱۹۸ یه سری چیزا رو از دست میدی. منم شاید با این قدم یه چیزایی رو از دست بدم، اما با سبک بازی خودم کاملاً راحتم. همینطور فکر میکنم به بازی روحیه داده؛ چون همونطور که گفتی، خیلی از دروازهبانها بودن که به خاطر قدشون نادیده گرفته شدن. دیدن دروازهبانهای کوتاهتر توی بالاترین سطح فوتبال، به اونا هم این امید رو میده که "اوکی، اگه کارم رو درست انجام بدم، قد دیگه مشکل نخواهد بود."»
«میبینی که مثلاً کاسیاس ۱۸۳ سانت بود، والدس ۱۸۲ بود، زومر ۱۸۳ هست، پیکفورد ۱۸۶ یا ۱۸۷ هست، یعنی اونقدرها هم از من بلندتر نیست. خیلی از دروازهبانها هستن که قد خیلی بلندی ندارن ولی همچنان در بالاترین سطح بازی میکنن.»
آیا نادیده گرفته شدن به خاطر قد، روی سبک بازی تهاجمی رایا تأثیر گذاشت؟
🗣️ دیوید رایا: «نه، فکر کنم این صرفاً سبک بازی منه. وقتی رفتم برنتفورد هم همیشه این رو میگفتم؛ فکر کنم ایناکی (ایناکی کانیا، مربی دروازهبانها) دیدگاه من رو نسبت به دروازهبانی عوض کرد. چون توی بلکبرن من فقط کسی بودم که... چون واقعاً خیلی خیلی سریع هستم، منتظر میموندم تا سیو انجام بدم. به اندازه کافی کنشگرا (پرواکتیو) نبودم و فقط واکنش نشان میدادم (ریاکتیو بودم). برای همین وقتی کارم رو با ایناکی شروع کردم، گفت: من دروازهبانهایی که فقط واکنش نشون میدن رو دوست ندارم، دروازهبانهای کنشگرا میخوام؛ پس باید بیای جلوتر و بالاتر واستی.»
«باید بری برای اون خروج روی سانتر. باید منشأ و سرچشمه خطرو قبل از اینکه مجبور به سیو بشی قطع کنی. اون بهم گفت: تو باید از سیو زدن متنفر باشی! باید کنشگرا باشی تا جلوی سیو زدن رو بگیری، تا جلوی اتفاق افتادن خطرو قبل از اینکه خیلی دیر بشه بگیری. به نظرم این ذهنیت که از سیو زدن متنفر باشی و سعی کنی جلوی رخ دادنش رو بگیری، ذهنیت خیلی خوبیه.»
«و خب این روش خیلی خوبی برای خروج روی سانترها، رفتن سراغ توپهای پشت دفاع، کاتبکها و حتی رفتن روی پای بازیکن قبل از ضربه زدنش هست — مثل یه توپ ۵۰-۵۰ — به جای اینکه اونجا واستی و بعدش سعی کنی واکنش نشون بدی تا سیو بزنی. معلومه که بالاخره یه جاهایی مجبور میشی سیو هم بکنی، اما هرچقدر بیشتر بتونی جلوی رخ دادن موقعیت رو بگیری، گل نخوردن راحتتر میشه.»
وقتی ایناکی کانیا برنتفورد رو به مقصد آرسنال ترک کرد، کار سخت شد؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، خب معلومه. من بهش عادت کرده بودم؛ شش ماه باهاش تمرین کردم و لول بازی من کاملاً عوض شد. سطحم قبلش اینجا بود و بعد از تمرین با اون، رفت خیلی بالاتر. واقعاً سخت بود. البته میدونم که اون همون اوایل هم تلاش کرد من رو ببره آرسنال، ولی خب شرایط جور نشد.»
«ما (با برنتفورد) صعود کردیم و برای من مشخص بود که اگه اون موقع میرفتم آرسنال، بازی نمیکردم؛ اما با موندن توی برنتفورد میدونستم فیکس بازی میکنم و اونجا هم خیلی خیلی خوشحال بودم. به چیزی که میخواستیم رسیدیم و من تا زمان مناسبش صبر کردم و دست به جابهجایی نزدم. البته انتقال به آرسنال هم تصمیم شجاعانهای میخواست که بعداً بهش میرسیم.»
«ولی آره، این چیزی بود که اون تغییرش داد. اوایل فصل خیلی سخت بود که فصل رو با یه مربی دروازهبانها شروع کنی و وسط فصل عوضش کنی. خوشبختانه بعدش مانو سولرو اومد که اون هم یه مربی دروازهبانهای اسپانیایی بود و به بهبود بازی من خیلی کمک کرد.»
اولین چیزی که ایناکی کانیا توی بازی رایا تغییر داد چی بود؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، موقعیت شروع (ایستادن) من توی بلکبرن خیلی خیلی عقب و پایین بود. اگه الان من رو ببینی، توی تمام جنبهها خیلی خیلی جلوتر و بالاتر میایستم. همین بالا ایستادن و تهاجمی بودن، بهت این شانس رو میده که کنشگرا باشی.»
جابهجایی از برنتفورد به آرسنال چطور بود، اون هم زمانی که آرون رمزیل جایگاه خودش رو به عنوان شماره یک تثبیت کرده بود؟
🗣️ دیوید رایا: «سخت بود، بهخصوص رفتن به باشگاهی که یه شماره یک جاافتاده مثل آرون رمزیل داشت؛ کسی که فصل قبلش فصل واقعاً واقعاً خوبی داشت و بعدش هم قهرمان لیگ شد (اشاره به روند موفق تیم). برای من یه چالش بود؛ چالش رقابت کردن و دیدن اینکه چه کسی در نهایت قرار بگیره، با علم به اینکه ایناکی من رو اونجا میخواست تا رقابت برای این پست رو فشردهتر کنه. اون زمان حواشی و جنجالهای زیادی هم توی رسانهها راه افتاده بود، اما هدف من برای این جابهجایی و به چالش کشیدن خودم برای اینکه ببینم میتونم این پست رو به دست بیارم یا نه، کاملاً شفاف بود.»
رایا چطور فشارها و توجه رسانهها رو در طول رقابت با آرون رمزیل مدیریت کرد؟
🗣️ دیوید رایا: «اوایل که شروع به بازی کردم و اولین بازی خودم رو مقابل اورتون انجام دادم، راستش تا حدی راحت بود؛ تا اینکه دیدم عادتهای روزمرهام برای باشگاهی در این سطح مناسب نیست. شاید اون عادتها توی برنتفورد جواب میداد چون ما فقط شنبهها بازی میکردیم و بازی وسط هفته نداشتیم، اما وقتی عادت داری هفتهای سه تا بازی بکنی، باید خیلی بیشتر مواظب خودت باشی.»
«وقتی اون افت افتاد — که حتی اسمش رو افت فرم هم نمیذارم، چون فکر میکنم به جز بازی با لوتون فصل واقعاً خوبی داشتم — همه چیز از اون بازی لوتون عوض شد و ذهنیتم تغییر کرد که: ببین، من باید عادتهام رو عوض کنم، باید تغییر کنم.»
رایا بعد از بازی با لوتون چه عادتهایی رو تغییر داد؟
🗣️ دیوید رایا: «عادت خاصی رو به اون شکل تغییر ندادم، بلکه اضافه کردم. همونطور که قبلاً گفتم، به اندازه کافی حواسم به خودم و بدنم نبود. به اندازه کافی ریکاوری و درمان نمیرفتم، شاید تغذیه درستی نداشتم یا یه جورایی بدنم رو نادیده میگرفتم، در حالی که باید بیشتر مواظبش میبودم. شروع کردم به مطالعه و امتحان کردن چیزایی که برام جواب میداد. اولین چیزی که پیاده کردم و واقعاً فکر میکردم — و هنوز هم معتقدم — بهم کمک کرد، حمام یخ در اول صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن بود.»
«الان با وجود بچه یکم سختتر شده، بهخصوص با همسرم؛ وقتی میگی ببین من میخوام برم حمام یخ، میگه نه نمیری! از وقتی بچه به دنیا اومده الان این کار رو توی زمین تمرین انجام میدم وقتی میرسم اونجا. اما قبلاً توی خونه سونا، حمام یخ، استخر، تمرینات تحرکپذیری (موبیلیتی) و همه چیز رو انجام میدادم.»
«اما الان خب توی زمین تمرین انجامش میدم، چون صبحها وقتم برای بچهمه. یکم زودتر بیدار میشم، بهش غذا میدم، یکم باهاش وقت میگذرونم، قهوهام رو میخورم و بعد میرم سمت تمرین. ولی هنوز حمام یخ، سونا و موبیلیتی رو انجام میدم. این یکی از اون چیزاییه که روزت رو به عنوان روتین شروع میکنه و بدنت رو برای روز آماده میکنه.»
رایا از گرفتن حمام یخ در اول صبح چه چیزی به دست میاره؟
🗣️ دیوید رایا: «هنوز هم همون اعتقاد رو دارم. من دلم نمیخواد برم اون تو، اما این کار بهت کمک میکنه از همون اول روز ذهنت رو شکست بدی و کنترلش کنی. این باعث میشه خودت رو از منطقه امنت بکشی بیرون به سمت چیزی که واقعاً دلت نمیخواد انجامش بدی، اما انجامش میدی تا فقط ذهنت رو شکست بدی.»
«اینطوری روزت رو با شکست دادن ذهنت شروع میکنی؛ با اینکه بگی: الان دلم نمیخواد این کار رو بکنم، اما انجامش میدم چون خودم میخوام انجامش بدم.»
«میری توی اون سرمای یخبندان ۴ درجه برای سه دقیقه و دلت میخواد بیای بیرون، ذهنت هی بهت میگه بیا بیرون، اما تو باید ذهنت رو شکست بدی. فکر میکنم این، ذهنیتت رو هم عوض میکنه؛ بهت کمک میکنه روزت رو شروع کنی و به جز اون کلی فواید دیگه هم داره، مثل اینکه اول روز هوشیارتری، انرژی بیشتری در طول روز داری و اینجور چیزا. اما از نظر ذهنی، روزت رو خیلی خیلی قوی شروع میکنی.»
بیاند د باکس: آیا رقابت با آرون رمزیل از نظر ذهنی روی رایا تأثیر گذاشت یا به رابطهشون آسیب زد؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، فکر کنم چیزی که پیش اومد این بود که یاد گرفتم فضای مجازی رو نگاه نکنم، بهخصوص اون موقع اصلاً اوضاعش خوب نبود و هیچ سود یا فایدهای نداشت. مشخصه که یه سری چیزا به گوشت میرسه و فلان و بهمان، اما سعی کردم فضای مجازی رو نگاه نکنم و هنوز هم سعی میکنم نگاه نکنم. اما رابطهام با اون کاملاً خوبه.»
«در نهایت، اگه اون بازی میکرد تقصیر اون نبود، اگه من بازی میکردم تقصیر من نبود. تهش کسی که تصمیم میگیره سرمربیه. برای همین من هیچ وقت با هیچ دروازهبانی مشکلی نداشتم. شما اتحادیه/اتحاد دروازهبانها رو میشناسید، مردم میگن اوه همهاش حرف مفت و چرندیاته، اما واقعاً اینطور نیست.»
«چون من همیشه رابطه خوبی با همتیمیهام داشتم، همیشه. و چون اونجا رابطه خوبی داری، معنیش اینه که من تو رو به جلو هل میدم، تو من رو به جلو هل میدی و با هم بهتر میشیم.»
«و محیط تمرین قراره لذتبخش و در عین حال سخت باشه. تو محیطی رو نمیخوای که با طرف مقابلت کنار نیای، چون اون اصلاً سالم نیست.»
رایا چطور با فشار نایبقهرمانی آرسنال و روایتهای رسانهای حول تیم کنار اومد؟
🗣️ دیوید رایا: «هیچی، رو به جلو حرکت کنیم، بازی به بازی پیش بریم و در زمان حال زندگی کنیم. در نهایت، هدف اصلی قهرمان شدنه، میدونی؟ و ما انجامش دادیم. اما اگه بخوای اول فصل توی ماه آگوست به این چیزا فکر کنی، هیچوقت اتفاق نمیافته. باید تکتک بازیها رو پشت سر بذاری. تعداد بازیها خیلی زیاده و تا زمانی که روی کاغذ و رسماً قهرمان نشدی، هر اتفاقی ممکن بیفته.»
«برای همین من سعی کردم توی تمام صحنهها و حرکاتم در زمان حال بمونم؛ طبعاً با در نظر داشتن اهدافم. گل زدن خودش میاد، و گل ناشی از درست انجام دادن کارهاست. برای یک بازی هم همینطوره؛ نتیجهی بازی پیامد کارهاییه که در طول هفته انجام دادی. تو هفته رو طی میکنی تا به بازی برسی، پس برای اون بازی آمادهای. به نظرم به همه چیز میشه با این دید نگاه کرد.»
آیا پذیرش اینکه اشتباه بالاخره رخ میده، به عملکرد بهتر رایا کمک میکنه؟
🗣️ دیوید رایا: «فکر میکنم آره، دقیقاً همینطوره. اگه از ترس اشتباه کردن خشک و سفت بازی کنی، اشتباهات بیشتری مرتکب میشی؛ چون خیلی داری به "اگه فلان بشه چی" فکر میکنی. "اما و اگرها" دست تو نیست و نمیتونی کنترلشون کنی.»
«مثلاً تو نمیتونی کنترل کنی که اگه الان این ساختمان بریزه چی میشه! پس اصلاً ارزشش رو نداره؛ ارزش نداره اینطوری فکر کنی. فقط باید خودت باشی و لذت ببری.»
چرا رایا زبان و جملات مثبت رو درون زمین ترجیح میده؟
🗣️ دیوید رایا: «و مثبت بودن! متنفرم از اینکه بعضیها مثلاً به جای اینکه بگن "توپ رو نگه دار"، میگن "توپ رو از دست نده!". نگو "نده"! نه، بگو "توپ رو حفظ کن". تفاوتش رو میبینی؟ تو داری سعی میکنی مثبت باشی وقتی میگی "توپ رو از دست نده" چون میخوای توپ حفظ بشه، اما داری یه پیام منفی ارسال میکنی.»
«اما اگه بگی "توپ رو نگه دار"، این یه چیز مثبته. پیام نهایی یکیه، اما نحوه انتقالش به بقیه بازیکنها یا مردم کاملاً متفاوته.»
آیا رایا بعد از باخت به منچسترسیتی همچنان باور داشت که آرسنال میتونه قهرمان لیگ برتر بشه؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، آره، صددرصد. توی اون باخت مقابل سیتی، فکر میکنم بازی واقعاً واقعاً خوبی انجام دادیم و حداقل حقِ ما مساوی بود. اما میدونستیم فرصتهامون رو داریم و اگه تمام بازیها رو ببریم، بسته به تفاضل گل و فلان و بهمان قهرمان میشیم.»
«اما میدیدیم که اونا هم ممکنه یه جاهایی امتیاز از دست بدن، چون توی این لیگ هیچی آسان نیست. و دوباره برمیگردیم به منطق "بازی به بازی"؛ اوکی، این بازی رو باختیم، فدا سرت، میریم سراغ بازی بعدی. میریم سراغ بازی بعدی. همینطور رسیدن به فینال لیگ قهرمانان هم سوخت و انگیزه بیشتری به ما داد، چون به یک چیز بزرگ رسیده بودیم؛ حالا بریم سراغ جام بزرگتر، و بعدش جام بزرگتر از اون! فکر میکنم این هم خیلی به ما کمک کرد.»
نظر رایا درباره برخوردش با گابریل مقابل وولوز و گلی که آرسنال دریافت کرد:
🗣️ دیوید رایا: «اساساً من داشتم سعی میکردم کار درست رو انجام بدم، که همون خروج روی ارسال بود. اما خب گابی اون وسط بود و به هم برخورد کردیم، توپ از دستم افتاد و اونا گل زدن.»
«میتونی بگی تقصیر من بود چون توپ از دستم افتاد. میتونی بگی تقصیر اون بود چون اون وسط بود و باید کنار میرفت. در نهایت از این گندکاریها پیش میاد و همینه که هست! بعد بازی یکم با هم حرف زدیم، با اون حجم از احساسات و هیجان بازی، ولی هیچ چیز شخصی نبود.»
«اون فقط بهم گفت: "دفعه بعد لعنتی فقط منو پرت کن اونطرف! بزن له کن منو، برام مهم نیست!" 🤣 از این اتفاقات میافته دیگه. تو داری میری برای خروج روی سانتر و همتیمیت رو اونجا میبینی، خب اون که نمیره برای توپ بجنگه، پس من سعی میکنم برم بالای سرش، و بعد شانس نمیاری و توپ میفته جلوی پای بازیکن حریف. همینه که هست.»
«عوامل دیگهای هم دخیل بودن؛ مثلاً به نظرم خیلی بیش از حد عقب و داخل محوطه جریمه بودیم. اگه اونقدر عقب نبودیم، اون توپ رو یا من تمیزتر جمع میکردم، یا میذاشتم گابی دفعش کنه. فوتبال همینه؛ نمیتونی تکتک صحنهها رو توضیح بدی که چرا و چطور اتفاق افتادن. نتیجهاش این شد که امتیاز از دست دادیم و شاید فشار بیشتری رومون اومد، اما در نهایت اون فشار رو مدیریت کردیم و لیگ برتر رو بردیم.»
«آیا من میتونستم بهتر عمل کنم؟ صددرصد. گابی هم میتونست بهتر عمل کنه؟ آره. تیم توی اون بازی میتونست بهتر باشه چون ۲-۰ جلو بودیم؟ آره، صددرصد. اما فوتبال همینه، غیرقابل پیشبینیه و نمیتونی اینجور چیزا رو کنترل کنی. فوتبال همینه؛ یاد میگیری و تموم میشه میره.»
رایا چطور با اشتباه کردن در طول بازی کنار میاد؟
🗣️ دیوید رایا: «همینه که هست، پیش میاد و کاریش نمیشه کرد. برمیگرده به همون حرفی که قبلاً زدم. وقتی بازی شروع میشه، سعی کن ساده شروع کنی؛ یه پاس ساده بده، یه پرتاب دست ساده انجام بده. وقتی میری برای خروج، فریاد بزن و با اعتمادبهنفس برو سمت سانتر، اونوقت اعتمادبهنفست شکل میگیره.»
«بعدش میتونی تهاجمیتر بشی، چیزای مختلف رو امتحان کنی، یا سعی کنی اون توپ رو از بین بازی بسپاری یا خط هافبک رو بشکافی و اینجور کارا. اما وقتی اشتباه میکنی، اول از همه باید بپذیری که اشتباه بالاخره رخ میده.»
«فرقی نمیکنه کی باشی، کجا بازی کنی و توی چه پستی باشی، اشتباه همیشه اتفاق میافته. مهم اینه که چطور بهش واکنش نشون میدی. آیا الان وسط بازی میتونی کاری دربارهاش بکنی؟ نه. پس فقط فراموشش کن و به بازی ادامه بده. حرکت بعدی اگه خیلی احساس راحتی نمیکنی، یه پاس ساده بده. توی ذهنت مثبت باش؛ نگو "گند زدم، الان به خاطر من میبازیم". نه! بگو "خب، من یه گل خوردم چون تقصیر من بود، اوکی تموم شد رفت. حالا چکار میتونم بکنم تا به تیم کمک کنم؟ خود واقعیام باشم."»
«سعی نکن یهو بازی رو عوض کنی، چون این یه اشتباه کامله! بازی خودش سمتت میاد و توی اون موقعیتها فقط مثبت باش. با تیم در ارتباط بمون، با خودت در ارتباط بمون. همونطور که گفتم، توپ بهت رسید فقط یه پاس ساده بده، یه پرتاب ساده بکن، برو برای اون سانتر یا توپ پشت دفاع و فقط روی چیزایی تمرکز کن که میتونی کنترلشون کنی.»
بودن در ترکیب تیم ملی اسپانیا که قهرمان جام جهانی شد برای رایا چطور بود؟
🗣️ دیوید رایا: «فوقالعاده بود! میدونی، وقتی فکر میکنی که سال ۲۰۱۰ اسپانیا رو دیدم که جام جهانی رو بالای سر میبرد و با خودت میگی "لعنتی، منم میخوام یک روز یکی از اونا باشم"، و بعد اونجا هستی و داری رویای بچگی خودت و میلیونها انسان رو زندگی میکنی...»
«شگفتانگیزه! و به نظرم نحوه قهرمانیمون؛ بازی اول خیلی خوب نبود، اما از اونجا به بعد هی بهتر و بهتر و بهتر شدیم و فکر میکنم کاملاً حقمون بود که جام جهانی رو ببرین.»
آیا پذیرش نقش بازیکن ذخیره و پشتیبان توی جام جهانی، بعد از اون فصلی که با آرسنال داشت، برای رایا سخت بود؟
🗣️ دیوید رایا: «معلومه که دلت میخواد تکتک دقایق رو بازی کنی؛ اصلاً برای همین فوتبال بازی میکنی. اما در عین حال، اگه به عقب برگردی و ببینی وقتی اومدم انگلیس چه وضعی داشتم، کی فکرش رو میکرد برای دومین بار قراره در بزرگترین تورنمنت فوتبال نماینده کشورم باشم؟ پس اگه اینطوری نگاه کنی، خب معلومه که میخوای بازی کنی ولی حق غر زدن نداری.»
«برمیگردیم به همون موضوع که این تصمیم، تصمیمِ دروازهبان دیگه نیست، تصمیمِ سرمربیه. و وقتی سرمربی فکر میکنه اون بهترین گزینهست، همینه که هست. باید باهاش کنار بیای و بهترین نسخه از خودت توی اون نقشی که داری باشی. طبعاً دوست داشتم چند دقیقهای بازی کنم، اما نشد. ولی فوتبال همینه و در نهایت ما جام جهانی رو بردیم و من به همون اندازهای احساس میکنم بخشی از اون تیم قهرمان هستم که انگار بازی کردم؛ چون تو اونجا هستی برای تمرین، به همتیمیهات کمک میکنی، به مهاجمها موقع تمرین چارچوبشناسی کمک میکنی...»
«به بازیکنا انگیزه میدی، به دروازهبان دیگهای که بازی میکنه کمک میکنی و به جلو هلش میدی تا بهتر بشه و شاید توی یه سری مسائل دیگه بهش کمک کنی. کلاً سه تا بازیکن بودن که بازی نکردن: من، خوان و ریمالدو (خوان گارسیا و ریمالدو). و ما سه نفر دقیقاً به اندازه بقیه بازیکنایی که بازی کردن احساس میکنیم بخشی از این قهرمانی هستیم.»
چه چیزی به رایا کمک کرد تا نقشش رو بپذیره و توی تیم قهرمان جام جهانی اسپانیا مثبت بمونه؟
🗣️ دیوید رایا: «فکر میکنم همه چیز؛ از تجربه گرفته تا دونستن اینکه چقدر نماینده کشورت بودن سخته، نگاه به اینکه از کجا اومدی و همینطور یک همتیمی خوب بودن. اینکه بدونی این تقصیر همتیمیت نیست، این سرمربیه که تصمیم میگیره و همینه که هست.»
«حالا تو میتونی زانو غم بغل بگیری و قیافه بگیری، یا میتونی بپذیریش و برای جوّ تیم و کل مجموعه مفید باشی. فکر میکنم این چیزیه که ما توی اسپانیا داریم؛ یک گروه واقعاً واقعاً خوب، حتی نمیگم از بازیکنا، میگم از آدمها که هوای همدیگه رو داریم و بهترینها رو برای هم میخوایم. و بهترین چیز برای همدیگه اینه که کنار هم باشیم و به هم کمک کنیم.»
نظر رایا درباره سیوِش مقابل وستهام و اهمیت اون توی فصل قهرمانی آرسنال:
🗣️ دیوید رایا: «از اون سیوهاست که در لحظه فکر نمیکنی اینقدر مهم باشه، اما وقتی از بیرون و با نگاه کلی بهش نگاه میکنی — مثلاً الان — فکر کنم اگه اونجا امتیاز از دست میدادیم، کارمون تمام بود! به نظرم فاصله خیلی زیاد میشد و فصل اونقدر به آخرش نزدیک بود که دیگه نمیشد اون امتیازها رو جبران کرد.»
«برای همین فکر میکنم لحظه تعیینکنندهای بود که باید اون بازی رو میبردیم — که بردیم — و اونقدر خوششانس بودیم که تیمی برای انجام این کار داشتیم.»
آیا رایا مسئولیت هدایت فرهنگ و رهبری رو توی رختکن آرسنال بر عهده میگیره؟
🗣️ دیوید رایا: «بله. چند تا بازیکن داریم که خیلی خیلی باهوش و باتجربه هستن و ما میتونیم... چند تا بازیکن از گروه رهبری تیم — که منم جزئش هستم — وجود داریم که رختکن رو یه جورایی هدایت میکنیم.»
«الان که فکر میکنم، من دومین بازیکن مسن اون رختکنم! فقط یکی از من بزرگتره.»
«آره، الان که بهش فکر میکنم دومین مسنِ تیمم! فکر کنم مسنترینمون کپا باشه که ۳۲ سالشه و من امسال ۳۱ ساله میشم. پس آره، با ۳۱ سال سن دومین بازیکن مسنم. قبلاً هیچ وقت اینطوری نبوده، همیشه آدمهای بزرگتر از من وجود داشتن. اما بله، چند تا بازیکن هستیم که مسئولیت گروه رهبری — یا اگه بخوایم بگیم کاپیتانها — رو بر عهده داریم؛ مسئول تنظیم استانداردها، فرهنگ تیم و همه اینها که به نوعی خیلی خیلی مهمه. تمام فوتبال همینه؛ چون اگه این بخش (ذکر ذهن/فرهنگ) روشن و آماده باشه، اون یکی بخش (زمین بازی) آزاد و روون میشه. اگه این بخش خاموش باشه، اون یکی هم کار نخواهد کرد.»
آیا قهرمانی توی لیگ برتر برای رایا بیشتر شبیه به یک نفس راحت کشیدن (از زیر فشار خارج شدن) بود یا یک شادمانی و ذوق خالص؟
🗣️ دیوید رایا: «معلومه که احساس راحتی و سبکی میکنی. حس میکنی یک بار سنگین از روی شونههات برداشته شده؛ چون این همه سال اینقدر نزدیک بودن و ۲۲ سال نبردن لیگ برای این باشگاه... تصور کن اگه نمیبردیمش!»
«برای همه اتفاق بدی میشد؛ چون این همه بار تا یکقدمیش بری و بهش نرسی واقعاً سخته. تبدیل به یک داستان و برچسب میشه، مگه نه؟ دوباره همه میگفتن: "اوه، اونا بازم جا میزنند و وا میدن (بافل میکنند)!" اما خب معلومه که بردنش بهترین، واقعاً بهترین تجربه زندگیمون بود و میتونم بگم برای تکتک بازیکنا همین بود.»
«معنایی که برای هوادارا داشت، معنایی که برای باشگاه داشت، معنایی که برای خودِ ما داشت و همینطور نحوه قهرمان شدنمون فوقالعاده بود. برای همین یکی از بزرگترین دستاوردهایی بود که توی دوران فوتبالم بهش رسیدم.»
نگاهی به شکست فینال لیگ قهرمانان مقابل پاری سن ژرمن؛ چه چیزی باعث افتخار رایا میشه و فکر میکنه آرسنال چه کاری رو میتونست بهتر انجام بده؟
🗣️ دیوید رایا: «آره، خب مشخصه که باید به خودمون افتخار کنیم که به فینال لیگ قهرمانان رسیدیم، چون هیچ وقت نمیدونی کی قرار دوباره به یک فینال دیگه برسی. اما یه سری چیزا هست که من شخصاً توی عملکرد خودم خیلی بهشون افتخار میکنم.»
«خب، من سعی کردم تا جایی که ممکنه به تیم کمک کنم، اما واقعاً واقعاً غمانگیزه که توی ضربات پنالتی کم آوردیم. هیچ راهی بدتر از پنالتی برای باختن وجود نداره، چون اونقدر به لمس اون جام نزدیکی اما درست از دستت لیز میخوره. پس خیلی چیزا برای پیشرفت وجود داره و مشخصه که پاری سن ژرمن تیم واقعاً واقعاً واقعاً خوبی بود و هنوز هم هست.»
«اما اونا توی طول بازی اونقدرها خطرساز نشدن. فقط خب پنالتیشون رو گل کردن و بعد از اینکه ما خیلی خیلی زود توی بازی گل زدیم، بازی یکم پایاپایتر شد و این موضوع یکم برنامههای بازی رو عوض کرد. مشخصه دیگه، اولین باری بود که توی فینال لیگ قهرمانان بودیم و دقیقه چهارم یا پنجم گل زدیم، و این یکم دیدگاهت رو نسبت به نحوه ادامه بازی تغییر میده؛ که شاید یک اشتباه بود، شاید هم نه.»
«اما به نظرم ما خیلی خوب دفاع کردیم. میتونستیم روی توپ بهتر باشیم، میتونستیم موقعیتهای بیشتری خلق کنیم، اما در نهایت فوتباله و همونطوری شد که شد. من با افتخارِ خیلی خیلی زیاد به کاری که کردیم و عملکردمون در طول فصل لیگ قهرمانان نگاه میکنم. ما تمام فصل حتی یک بازی رو هم نبختیم (در زمان قانونی/تا پیش از پنالتیها).»
رایا چه حسی داشت وقتی روز بعد از باخت توی فینال لیگ قهرمانان، توی رژه قهرمانی لیگ برتر آرسنال شرکت کرد؟
🗣️ دیوید رایا: «من اصلاً آمادهاش نبودم. توی بوداپست اصلاً نخوابیدم؛ تمام شب رو بیدار موندیم و بعد صبح پرواز کردیم. من رسماً شاید یک ساعت خوابیده بودم و واقعاً واقعاً واقعاً سخت بود. اصلاً آماده نبودم؛ اولین چیزی که توی ذهنم میاومد این بود که: "خب که چی؟ ما همین دیروز باختیم!" اما بعدش کمکم اون انرژی و حسی که توی هوا بود رو حس میکنی. وقتی توی مسیر میرسی به ورزشگاه، مردم رو میبینی...»
«از طرف دوستات و خانواده عکس و فیلم میرسه که مردم رو توی خیابونا و نماهای از بالا رو نشون میده، و اونجا بیشتر حس میکنی که: ما یک کار فوقالعاده انجام دادیم! یک فصل محشر بود! ما لیگ برتر رو بردیم، رسیدیم به فینال لیگ قهرمانان؛ فینالی که چی، ۲۰ سال از آخرین بار که آرسنال توی فینال چمپیونزلیگ بود میگذشت؟ خب آرسنال اونجا بود.»
«پس کمکم ذهنیتت شروع به تغییر میکنه و میگی: "بیا لعنتی ازش لذت ببریم! ما یک کار فوقالعاده کردیم." اما خب طبعاً داری با خودت هم میجنگی که "تو همین دیروز باختی!" و هی با خودت کلکل میکنی. اما به محض اینکه میری توی اتوبوس، این حس هی بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه. اولین چیزی که موقع بیرون اومدن از امارات دیدی خانوادهها و دوستامون بودن، اما وقتی وارد خیابون اصلی میشی همه مردم رو میبینی که دارن تشویقت مین و اصلاً برامون مهم نبود که فینال رو باختیم؛ اونا فقط از قهرمانیمون توی لیگ برتر اونقدر خوشحال بودن...»
«این کلاً مود و حالت رو عوض کرد. روز فوقالعادهای بود و دیدن مردم و هوادارا دیدگاه ما رو نسبت به باختِ روز قبلش عوض کرد و باعث شد بفهمیم چه کار فوقالعادهای انجام دادیم.»
آیا رایا دفاع از عنوان قهرمانی لیگ برتر آرسنال رو با فشار بیشتری حس میکنه یا تلاش برای بردنش برای بار اول؟
🗣️ دیوید رایا: «فکر میکنم برای بردن اولیش فشار بیشتری وجود داشت؛ اینکه سالهای قبلش اینقدر نزدیک شده بودی و بهش نرسیده بودی. حالا ما لیگ برتر رو بردیم و نمیخوایم این فقط یک اتفاق یکباره باشه. ما میخوایم قهرمانهای همیشگی (برندگان) باشیم، نه فقط یکبار قهرمان! میخوایم همیشه برنده باشیم.»
«پس ما به لیگ حمله میکنیم، به جامهای حذفی حمله میکنیم، به لیگ قهرمانان حمله میکنیم؛ ما همه چیز رو میخوایم. و این روشیه که باید بهش نگاه کنیم.»
«من همیشه همینو گفتم: بخش سختش برد نیست، برد بعد از بردِ! پس میدونیم که سخت خواهد بود، اما فکر میکنم توانایی بردن تکتک جامهای این فصل رو داریم.»
دیوید رایا چه نصيحتی به ۱۰ سال پیش خودش (۱۶ سالگیش) میکنه؟
🗣️ دیوید رایا: «هرگز دست از باور داشتن برندار و خودت باش. فکر میکنم این چیزیه که من همیشه شدیداً بهش وفادار موندم و فکر میکنم همین خود واقعی بودن من رو به جایی که امروز هستم رسونده. این چیزیه که همیشه با من زندگی کرده و هرگز دست ازش برنمیدارم.»



