
اخبار باشگاه آرسنال
تحلیل تاکتیکی آرسنال؛ چرا تمرکز روی سمت راست جایگزین خرید سوپراستار چپ شد؟
آرسنال پس از عدم جذب ستارهای بزرگ برای سمت چپ، تمرکز تاکتیکی خود را بیش از پیش روی جناح راست قرار داده است. درخشش بوکایو ساکا و مارتین اودگارد باعث شده توپچیها با تکیه بر سمت راست، نمایشی قدرتمندانه ارائه دهند.
آرسنال با فاصلهای چشمگیر، راستگراترین تیم لیگ برتر انگلستان در برنامههای هجومی خود است. اما آیا آنها واقعاً نیازی به جذب یک ونگر چپ در کلاس جهانی دارند؟
مشکلِ تیم فوقالعادهای مثل آرسنال این است که در نقلوانتقالات، پیدا کردن بازیکنانی که بتوانند کیفیت ترکیب اصلی را ارتقا دهند بسیار دشوار است.
کمتر تیمی پیدا میشود که با آنها ابراز همدردی کند؛ رقبایی که صدها میلیون پوند در تابستان هزینه کردند و سراسیمه به دنبال بازگشت به روزهای اوج بودند، علاقهای ندارند بشنوند که قهرمان فصل قبل برای تقویت ترکیب اصلیاش با چه سختیهایی در بازار مواجه بوده است.
البته این تمام حقیقت نیست، چرا که آرسنال بازیکنانی چون کریستوس زولیس، ازری کونسا و برونو گیمارش را به خدمت گرفت و هر کدام از آنها از زمان پیوستن در تابستان تأثیر قابل توجهی گذاشتهاند. با این حال، اگرچه تزولیس بیدردسر در جناح چپ جا افتاده، اما هنگام ورود چندان شناختهشده نبود و هنوز کیفیتش در یک بازه زمانی طولانی در سطح لیگ برتر ثابت نشده است؛ هرچند نشانههای اولیه بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد.
همین مسئله باعث شد که با جدایی لئاندرو تروسار و گابریل مارتینلی، بخش عمدهای از روایتهای خبری پیرامون آرسنال در پنجره نقلوانتقالات، حول محور تلاش ناموفق آنها برای جذب یک نام بزرگ در سمت چپ بچرخد.
صحبتهایی از پیشنهاد جدی برای وینیسیوس جونیور، قیمت بالای مورگان راجرز و بردلی بارکولا (که هر دو به رقبای لیگ برتری پیوستند) و همچنین دل بستن طولانیمدت به امیدهای کمرنگ برای متقاعد کردن خولیان آلوارز در میان بود (هرچند او یک ونگر چپ واقعی نیست و حتی در صورت انتقال شاید هرگز در آن پست برای آرسنال بازی نمیکرد).
در نهایت، از نگاه بسیاری از کارشناسان، دست آرسنال خالی ماند و اگر قرار بود آنها در این فصل دچار لغزش شوند، عدم جذب یک مهاجم چپ ششدانگ و مطرح، در صدر تحلیلها و ریشهیابیهای اینترنتی قرار میگرفت.
اما آرسنال فصل پیش در حالی قهرمان شد که – تقریباً همه بر سر آن اتفاق نظر دارند – یک مهاجم سمت چپ در کلاس جهانی در اختیار نداشت. مارتینلی و تروسار هر دو مهاجمانی بسیار خوب و کارآمد بودند که نقشهای مهمی در قهرمانی ایفا کردند، اما کانون اصلی حملات آرسنال محسوب نمیشدند.
در واقع، آرسنال در فصل گذشته کمتر از هر تیم دیگری در لیگ برتر از سمت چپ خود حمله کرد و تنها ۳۱.۸ درصد از لمس توپهای آنها در نیمه زمین حریف، در یکسوم چپ میدان رقم خورد.

در مقابل، آنها در جناح دیگر یک ابرستاره واقعی به نام بوکایو ساکا دارند که سالهاست برنامههای هجومی خود را حول محور او طراحی کردهاند. تعجبی نداشت که فصل گذشته ۴۱.۷ درصد از لمس توپهای آنها در نیمه هجومی از جناح راست انجام شد. در این زمینه تنها وستهم بیشتر از سمت راست خود استفاده کرد که آنها هم مهرهای کلیدی مانند جارد بوون را در آن سمت داشتند.

البته این موضوع صرفاً به خاطر حضور ساکا نبود؛ او بخش زیادی از فصل قبل را به دلیل مصدومیت از دست داد اما آرسنال سبک بازی خود را در غیاب او تغییر نداد و همچنان با حضور نونی مادوئکه یا مکس داومن در گوش راست، بر آن جناح تمرکز داشت.
اما اکنون با بازگشت ۱۰۰ درصدی ساکا به مرز آمادگی و اوجگیری دوباره او در این فصل، آرسنال تمرکز بر جناح راست را دوچندان کرده است. طی سه بازی نخست لیگ برتر، ۴۷.۵ درصد از لمس توپهای هجومی آنها از جناح راست و تنها ۲۷.۴ درصد از سمت چپ بوده است؛ آماری که به ترتیب بالاترین و پایینترین درصد در میان تمامی تیمهای این فصل لیگ برتر محسوب میشود.

آنها به شدت به این تاکتیک روی آوردهاند؛ در بازی روز یکشنبه برابر چلسی، کای هاورتز مدام به سمت راست متمایل میشد تا به برتری عددی در آن جناح کمک کند و حتا اغلب مواضعی عریضتر از ساکا اتخاذ میکرد. او از همین منطقه در جناح راست به داخل زد و گل مساوی آرسنال را به ثمر رساند.

همچنین در پیروزی چهارشنبهشب مقابل ناپولی، مارتین اودگارد گاهی شبیه به یک ونگر راست به نظر میرسید؛ او و ساکا بیش از هر بازیکن دیگری در زمین، یکدیگر را با پاسهای خود پیدا میکردند.
شبکه پاسکاری آرسنال در آن مسابقه به خوبی نشان میدهد که آنها تا چه اندازه توپ را به سمت راست بردهاند. این تاکتیک فوقالعاده مؤثر بود و آنها بالا ترین امید گل (۴.۰۵ xG) ثبتشده خود در یک بازی لیگ قهرمانان را از فصل ۲۰۱۲/۱۳ تاکنون به ثبت رساندند و شایسته بردی بسیار پرگلتر از یک بر صفر بودند.

حتی زولیس که تازه از روی نیمکت وارد زمین شده بود، به سمت راست آمد تا در یک ساختار ۲۹ پاسه نقشآفرینی کند و پاس گل پیروزیبخش اودگارد را فراهم سازد.

نکته قابل توجه این است که اگرچه ساکا بخشی از دلیل تمرکز بالای آرسنال بر سمت راست بود، اما آن گل زمانی به دست آمد که او از زمین خارج شده بود. درست مانند زمان مصدومیتش در فصل گذشته، آرسنال بدون ستاره اصلی خود نیز رویکردش را تغییر نداد.
با این حال، اینگونه نیست که آنها خطری از سمت چپ ایجاد نکنند. زولیس در پنج بازی رسمی اول خود برای آرسنال چهار پاس گل داده و ریکاردو کالافیوری، مدافع چپ تیم، با نقش هجومی جدید و منحصربهفرد خود یک پدیده بوده است؛ او به داخل متمایل میشود تا به محوطه جریمه حمله کند و هنگام خروج هاورتز از پست خود، تقریباً نقش یک مهاجم نوک را ایفا میکند. در این فصل لیگ برتر، تنها هاورتز و ساکا بیشتر از کالافیوری (با ۸ بار) فرارهای پرفشار بدون توپ به داخل محوطه جریمه حریف داشتهاند.
این مدافع ایتالیایی نیز دو پاس گل ثبت کرده؛ به این معنی که زولیس و کالافیوری در جناح چپ آرسنال، روی هم رفته شش پاس گل از مجموع نه پاس گل بازیکنان آرسنال در تمامی رقابتهای این فصل را به نام خود ثبت کردهاند.
اما آنها نقطه ثقل این تیم آرسنال نیستند. کالافیوری در این فصل به طور میانگین ۳۹.۶ لمس توپ در هر ۹۰ دقیقه ثبت کرده که چهارمین نرخ پایین در میان تمام بازیکنان آرسنال است (پس از داوید رایا با ۳۸.۸، هاورتز با ۳۵.۷ و ویکتور یوکرش با ۱۵.۳). زولیس نیز با ثبت ۵۲.۹ لمس توپ در هر ۹۰ دقیقه کمی جلوتر است.
در همین حال، بن وایت مدافع راست تیم، پس از تابستانی پر از گمانهزنی درباره احتمال جذب جانشین برای او، فوقالعاده ظاهر شده است. او به عنوان یکی از چهار بازیکنی که در هر پنج بازی فصل فیکس بودهاند، میانگین ۶۸.۴ لمس توپ در هر ۹۰ دقیقه را ثبت کرده که بسیار بیشتر از کالافیوری در سمت چپ است.
بنابراین، حجم بسیار بیشتری از بازی هجومی آرسنال در مقایسه با سمت چپ، از جناح راست شکل میگیرد.

این استراتژی بسیار موفق بوده است؛ آرسنال از پنج بازی به پنج برد دست یافته و تفاضل گل ۱۰ به ۱ را ثبت کرده است. تنها چلسی توانسته آنها را به زحمت بیندازد یا طوری نشان دهد که گویی شانس شکست دادنشان را دارد.
اما این تمرکز ویژه روی جناح راست، پرسشهایی را مطرح میکند؛ نخست اینکه آیا نشانهای از وابستگی بیش از حد وجود دارد؟ اگر حریفی بتواند این جناح را کاملاً مهار کند، آیا آرسنال برای باز کردن راه خود به مشکل خواهد خورد؟ این چیزی است که هنوز مشخص نشده، زیرا آنها تا کنون بسیار قویتر از تمام رقبا بودهاند؛ امری که نشان میدهد این ساختار ممکن است برای تحقق تمامی اهداف فصلشان کافی باشد.
دوم اینکه اگر یکی از بازیکنان کلیدی جناح راست دچار مصدومیت طولانیمدت شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آرسنال در فصل گذشته در غیاب ساکا به طور مشهودی در جریان بازی کماثرتر بود و اودگارد نیز که مهرهای حیاتی به نظر میرسد، طی دو سال اخیر با چند مصدومیت دستوپنجه نرم کرده است. این هم سؤالی است که هنوز پاسخی برای آن نداریم، اما میتواند چالشبرانگیز باشد.
و در نهایت، با توجه به حواشی نقلوانتقالات تابستانی، آیا حضور یک ونگر نامدار در سمت چپ واقعاً شرایط آنها را بهتر میکرد؟
بازیکنی مانند وینیسیوس هرگز نخواهد پذیرفت که یک مهره فرعی باشد. او میخواهد در سمت چپ بازی کند و توپ در هر موقعیتی به او برسد؛ حضوری که قطعاً ساختار بازی آرسنال را دستخوش تغییر اساسی میکرد.
در مقابل، زولیس علاوه بر اینکه بسیار ارزانتر بوده، تا اینجای کار عملکرد درخشانی داشته است؛ او عرض بازی را حفظ میکند تا خط دفاعی حریف باز شود و پاسهای کلیدی را مؤثرتر از هر بازیکن دیگری در تیم ارسال میکند.
او ممکن است نتواند این آمار فوقالعاده را در تمام طول فصل حفظ کند و با فشردگی بازیها در طول ماههای آینده شاید کمی دچار چالش شود، اما خوشبختانه برای او، آرسنال در جناح دیگر آنقدر قدرتمند است که این مسئله شاید هرگز به یک بحران تبدیل نشود.
شاید برای برخی از هواداران، عدم صرف هزینههای سنگین برای جذب یک سوپراستار در جناح چپ ناامیدکننده بود، اما با توجه به شروع پرقدرت و راستگرای آرسنال در این فصل، شاید این تصمیم در نهایت به سود آنها تمام شده باشد.






