سال های طرفداری من

نویسنده: El Pistolero

وبلاگ من
نویسنده: El Pistolero
اسم من حسین ملقب به ال پیستولرو . البته خودم این لقب رو پیدا کردم . به معنای توپچیه البته به زبان اسپانیایی. همیشه حامی آرسنال بودم حتی توی بدترین شکست ها . چون احساس میکنم این باخت های مقطعی مثل بازیکنهای جوون بهم تجربه فوتبالی اضافه کرده . چیزی که سایر تیم ها نداشتن. خلاصه کل آرسنال رو دوست دارم . از آرم باشگاه بگیر تا مربی و اکثریت بازیکن ها . ساکن کرج هستم و از فصل 2003/2004 هم طرفدار آرسنالم . البته رئال مادرید رو هم دوست دارم ولی نه به اندازه ی آرسنال . کلا آنتی بارسا هستم و معتقدم اگه اسمش شانسلونا یا یه چیزی توی این مایه ها بود بهتر بود .
کل بازدید: 41,811 بار

Arsenal Official website

Arsenal Supporter club

Telegram

Twitter

Instagram

دیگر بلاگ های من
آخرین اخبار کوتاه
📊آرسنال امروز عصر برای اولین بار بعد از آوریل تا مه ۲۰۱۵، در پنج بازی متوالی لیگ برتر، بازی را با یک ترکیب یازده نفره ثابت شروع کرد.

📊آرسنال امروز عصر برای اولین بار بعد از آوریل تا مه ۲۰۱۵، در پنج بازی متوالی لیگ برتر، بازی را با یک ترکیب یازده نفره ثابت شروع کرد.
📊میکل آرتتا از زمانی که سرمربی آرسنال شده است، سه بار در گودیسون پارک به مصاف اورتون رفته است که در هر سه بازی شکست خورده است.

📊میکل آرتتا از زمانی که سرمربی آرسنال شده است، سه بار در گودیسون پارک به مصاف اورتون رفته است که در هر سه بازی شکست خورده است.
سدریک سوارز در ساعات پایانی نقل و انتقالات زمستانی با یک قرارداد قرضی به تیم فولام پیوست. تمام دستمزد این بازیکن توسط فولام پرداخت خواهد شد. سدریک سوارز در ساعات پایانی نقل و انتقالات زمستانی با یک قرارداد قرضی به تیم فولام پیوست. تمام دستمزد این بازیکن توسط فولام پرداخت خواهد شد.
 آلبرت سامبی لوکونگا به صورت قرضی به تیم کریستال پالاس پیوست تا ادامه فصل را زیر نظر بیگ پت ادامه دهد. آلبرت سامبی لوکونگا به صورت قرضی به تیم کریستال پالاس پیوست تا ادامه فصل را زیر نظر بیگ پت ادامه دهد.
آرسنال مصدومیت "مهم" زانو محمد الننی را تایید کرد. احتمالا این بازیکن فصل را از دست داده است. آرسنال مصدومیت "مهم" زانو محمد الننی را تایید کرد. احتمالا این بازیکن فصل را از دست داده است.
بر اساس گزارش هایی از کاتالونیا و انگلیس، باشگاه بارسلونا علاقه زیادی به جذب جواهری از آکادمی جوانان آرسنال به نام چارلی پاتینو دارد. بر اساس گزارش هایی از کاتالونیا و انگلیس، باشگاه بارسلونا علاقه زیادی به جذب جواهری از آکادمی جوانان آرسنال به نام چارلی پاتینو دارد.
به نظر می رسد آلسیا روسو پس از رد پیشنهاد ۵۰۰۰۰۰ پوندی آرسنال (٦۱٦۱۰۰ دلار) در منچستریونایتد بماند. به نظر می رسد آلسیا روسو پس از رد پیشنهاد ۵۰۰۰۰۰ پوندی آرسنال (٦۱٦۱۰۰ دلار) در منچستریونایتد بماند.
غیررسمی : جورجینیو با قراردادی به ارزش ۱۲ میلیون پوند به مدت ۱.۵ سال به آرسنال پیوست. غیررسمی : جورجینیو با قراردادی به ارزش ۱۲ میلیون پوند به مدت ۱.۵ سال به آرسنال پیوست.
به گفته دو منبع معتبر، آرسنال برای یک قرارداد دراماتیک برای جذب جورجینیو قبل از بسته شدن پنجره نقل و انتقالات ژانویه در روز سه شنبه، با چلسی تماس گرفته است. به گفته دو منبع معتبر، آرسنال برای یک قرارداد دراماتیک برای جذب جورجینیو قبل از بسته شدن پنجره نقل و انتقالات ژانویه در روز سه شنبه، با چلسی تماس گرفته است.
فوری از دیوید اورنشتین : آرسنال برای آلسیا روسو مهاجم منچستریونایتد پیشنهادی در سطح رکورد جهانی ارائه کرده است. فوری از دیوید اورنشتین : آرسنال برای آلسیا روسو مهاجم منچستریونایتد پیشنهادی در سطح رکورد جهانی ارائه کرده است.
تبلیغات توپچی

     

سال های طرفداری من





از روزهایی که زیدان درخشش در رئال را آغاز کرد من طرفدار
فوتبال اروپا شدم.اسم هایی میشندم.رائول ، فیگو ، ریوالدو ، روبرتو کارلوس ،
توتی ، دلپیرو ، نستا ، مالدینی ، کان ، آنری ، آدامز ، بکام ، اشمایکل و
....



اینها اسم هایی بود که میشنیدم و میشناختم.آن روز ها حتی نامی از آرسنال
نشنیده بودم و بعد از ظهر ها که لیگ جزیره را نشان میداد اغلب با ناراحتی
تلویزیون را خاموش میکردم چون کسی را نمیشناختم و اعصابم را خورد میکرد.
لیگ ایران برایم جذاب تر بود. تنها تیمی که از اروپا خوب میشناختم رئال بود
و از قضا قهرمان اروپا هم شد و این سان من طرفدارش شدم.



آن روز ها بارسا جام نمی گرفت و وقتی دیروز افتخاراتشان را درست و با ذره
بین نگاه میکردم دیدم که از 99 تا 2005 بیجام بودند.آری دوره ای که پویول و
ژاوی بازی شان را آغاز کرده بودند.



با تمام نا آگاهی های من ، فوتبال خیلی خوب بود. آن روز ها بازی استقلال و
پرسپولیس جذاب بود. بازی ای که برومند با مشت به صورت یکی از بازیکنان زد و
اینکه تلویزیون ایران آن را سه چهار بار پخش کرد و مرا بیشتر ناراحت...



بگذریم....



کمی که به جلوتر بیایم ، میرسیم به بخش زیبای زندگی ام یعنی آرسنال.با این
که نامش را نشنیده بودم ولی طنین آن بر قلبم نشست.آن سال چهارم ابتدایی
بودم.دوستی پیدا کردم که آرسنالی تیر بود و با او در زنگ ورزش تیمی ساختیم
که نامش را آرسنال گذاشتیم و ازقضا تیم ما هم جلوی رقیب همیشگیمان هیچ گاه
شکست نخورد.



نزدیکی سطحمان به هم ، به سان آرسنال و یوناتد آن  روز ها بود (پس فکر
نکینید که ضعیف کشی میکردیم).دوستم فروارد بود و شمایلی از بازی آنری به
صورت خیلی خیلی پایین تر داشت و من هم به سبک پیرس که عشق شماره یکم بود به
او پاس گل هایی طلایی میدادم تا به سان تیم محبوبم بدون باخت فصل را تمام
کنیم.



خلاصه اینکه با رئال به فوتبال علاقمند شدم و با آرسنال مقدمات شناختم فراهم شد.



هر سال بیشتر از قبل و بهتر از قبل با آن خو میگرفتم.آرسنال دنیای من بود و رئال در ناکامی چهار ساله ی بیجامی.با ستارگانی نامی که برایم تعجب داشت که چرا حتی با زحمت از سد تیمی مثل سانتاندر میگذرد.



سال اولی که آرسنال را شناختم و فصل بدون شکستش را دیدم و بی درنگ هوادار
سینه چاکش گشتم.سال بعدش ولی کابوس وار بود چون مصدومیت اجازه نداد که تیم
بی شکست حتی قهرمان لیگ شود. و به اف ای کاپ قناعت کرد.



ولی قسمت جذاب ماجرا سال سوم بود که خاطراتی تکرار نشدنی را برایم ساخت.برد
در برنابئو که آن زمان دوست نداشتم اتفاق بیفتدو هنوز هم نمیدانم چرا پخش
زنده نشد و کدام بازی مهمتر از آن بود . آن موقع ها رئال تیم نخست قلبم بود
و من از باختش بسیار ناراحت شدم.



برد قاطعانه در هایبوری برابر یوونتوسی که بی رقیب قهرمان ایتالیا بود با
گل های فابرگاسی که اکنون در تیم منفور من توپ میزند ولی آن روز ها عاشقش
بودم و الان هم برایش به خاطر آن خاطره های زیبا احترام قائلم.



بازی بعدی هم که با ویارئال اوج گرفته ی ریکلمه بود.نمیدانم چرا صحنه ای از آن بازی یادم نیست ولی نتیجه اش چرا.



بازی رفت که صفر-صفر مساوی شد وبازی برگشت فکر کنم هم زمان با بازی میلان -
بارسا بود و دل توی دلم نبود و نزدیک بعد از پنالتی گرفتن برای ویارئال
سکته کنم ولی حسی ارام کرد و خبر رسید که لمن پنالتی را گرفته.انگار دنیا
را به من داده بودند.



ولی نمیدانم چرا مثل بازیکنان آرسنال نگران فینال بودم.و در فینال هم که
داور عزیز با اخراج لمن زخمی کاری بر من و آرسنال وارد ساخت که تا کنون
التیام نیافته.آخر مگر آوانتاژ چه ضرری بر فوتبال وارد میکرد که داور گرامی
بوق از آن استفاده نکرد؟



تا آخر نیمه ی اول ناراحت بودم تا اینکه آنری از خطایی که گرفته شده بود
پاسی به سول کمپبل داد تا کورسوی امیدی برای قهرمانی داشته باشم. ولی مگر
یک ربع آخر تمام میشد.



تنها دلهره ی من استاد آن دوره یعنی آلمونیا بود که آخر سر هم از آنچه
میترسیم سرم آمد و با گل هایی که دقایق آخر بلتی و اتوئو زدند و ناداوری
های یوفا سه ماه تابستانم با کابوس گذشت.چون بارسا  میخواست بعد از زخم
قهرمانی ، زخمی دیگر بر پیکره ام وارد کند و آنری را به خدمت بگیرد.با همان
پولهایی که بعد از فینال گیرش امده بود...



 به خیر گذشت و فصل بعدش اثر کمتری از انری بود و انگار داشت بار و بندیلش
را میبست تا برود.خلاصه او هم مرا آزرد ولی بعدا فهمیدم چه بهتر که رفتم
چون جایگزین داشتیم و آنری باز هم مصدوم بود و از فرط قیمت بالایی که برایش
پرداخت شده بود جرات عمل کردن پایش را نداشت.



ولی بازهم مصدومیت یاران کلیدی نگذاشت که بعد از چهار سال رنگ نقره ای لیگ جزیره در استادیوم امارات دیده شود.



این اسم امارات هم عصبیم میکرد و نمیدانستم به خاطر پول است.آخر مگر میشود در لندن اسم امارات یافت؟



ولی انگار با پول همه چیز امکان پذیر است.



در آن سال به خاطر مصدومیت همین آقایی که الان جاه طلب شده ، در مواقع حساس تیم امتیازاتی را از دست داد که بیشتر عصبیم میکرد.



آری فقط چهار امتیاز فاصله ی تیم اول و سومی بود که نیم فصل قهرمانی را با ختلافی حدودا نه امتیازی قهرمان شده بود.



و من حسابگرانه در ذهنم مرور میکردم که اگر دوتا از بازی هایی که جلوی تیم
های میانه و ته جدولی را بهجای مساوی برده بودیم الان در قله ی بهترین لیگ
دنیا بودیم ولی حیف که کار از کار گذشته بود....



سال های بعد هم تا آستانه ی جام رفتیم ولی انگار قسمت فقط ناکامی بود.از
این بخش خیلی زیاد بازی های خوبی به خاطر ندارم چون میشد بازی هایی که پخش
میشود را با انگشتان یک دست شمرد و بازی های دیگر هم به واسطه ی رقیب بزرگی
بود که اغلب تیم بی تجربه مان را شکست میداد و ما در انتظار پر وبال گرفتن
آنها در اینده بودیم که این هم به واسطه ی دلار های نفتی از ما دریغ شد.



امسال هم که سه چهار بار آرسنال اشکم را درآورد . یکی آن شکست الدترافورد
که حتی دوست ندارم دوباره حتی با گرفتن مبلغی میلیاردی ببینمش .



 دیگری اشک شوق هایی بود که بعد از بازگشت آنری و آن داستان افسانه وار
گلزنیش مرا تا صبح بی خواب کرد و دیگری هم بازی ما با مرغ های لندن که فکر
میکردم بازی ساعت پنج ونیم است و از دقیقه ی 25 بازی را دیدم که کابوس وار
پیش میرفت و فصلی که فقط یک بار چهارمی را برایمان در بر داشت  حداقل
انتظار ما شکست و سخاری کردن مرغ های رقیب بود ولی انگار مرغ ها از قیمت
آینده شان خبر داشتند و به طرزی بسیار عجیبی با دو حمله دو گل زدند ولی من
هنوز امیدوار بودم.حتی برای مساوی.



وقتی سانیا گل زد لحظه ای آرام شدم ولی بعد از گل رابین اشکم سرازیر شد به گونه ای که شاید تا قهرمانی بعدی آرسنال این لحظه رخ ندهد.



در این حین سوتی های استاد خیابانی ، سرگرمم میکرد و جوک های خوبی بود.



نمونه ای از آن ، گفتن اینکه ونگر سابقه ای دودهه ای در آرسنال دارد ، بود
چون چند هفته قبل از آن سالگرد 15 امین سال حضورش بود.و بار دیگری که سوتی
استاد در ذهنم است لحظه ای است که دوربین هواداران غمگین سپیدپوش!!!! لندنی
را نشان داد و ایشان در عین ناباوری گفتند که هواداران آرسنال از خوردن دو
گل در داربی شمال لندن ناراحت هستند.



خوب شد قبل از اذان گل روسیچکی را دیدیم وگرنه عذابی برایم در حال نازل شدن بود.



گل چهارو پنج هم که تیری بود که زخم ناداوری در دربی قبل لندن با اسپرز را التیام بخشید.



راستی داشت یادم میرفت که بگم انگار عزیز محمدی هم با ما مشکل داشت امسال.



چون تقریبا اکثر بازی های مهممان که قابلیت پخش از سوی برادران بارسایی سیما داشت همزمان با بازی پرسپولیس بود.



از جمله میتوان به همزمانی بازی ارسنل 5-3 چلسی با بازی داماش - پرسپولیس
که در پی آن حرکت تاریخ ساز شیث و نصرتی رخ داد و انگار آه ما  گرفتشان!!!!



در پایان فصل هم که زجر کش شدیم در بین سومی و چهارمی و گرفتن سهمیه که آن روز ها شرط ماندن استاد جاه طلب بود.



به هر حال بعد از گذراندن لحظاتی چند با خاطرهای یک مجنون آرسنال ، آرزو
دارم که با رفتن کاپیتان بیجام و اضافه شدن نیانگ و ژیرو و پولدی و امویلا و
کازورلا که انگار لبخند ملیح ونگر باز هم برای جذبش نمایان گشته امسال
رابا جام حذفی و اتحادیه بگذرانیم تا سال بعد برای لیگ مبارزه کنیم چون
انصافا چنین تغییری برای بردن لیگ زمان میخواهد و نمونه اش هم خرج چهاصد
میلیون پوندی سیتی طی چهار سال بود که با داشتن  پروفسور میتوان دو ساله
به آن رسید.



عزت زیاد!!!!



از طرف یک مجنون فوتبال که دیدگاهش را بارسایی ها(اکثریت نا آگاهشان)،رئالی
ها(آنهایی که فقط به عشق رونالدو ، کاکا یا مورینیو طرفدارش هستند) ،
CFCها (که به سان مخفف نامشان برای لایه ی اوزون فوتبال مضرند) و MCFCها
(که آنها هم به سان تیم قبلی مضرند برای اوزون فوتبال)هیچ گاه نخواهند
فهمید چون هیچ وقت ظرفیت باخت ، برد وحتی مساوی را هم ندارند!!!!!





به قول دوست آرسنالیمان :



در شمال لندن مردی زندگی میکند که بدون جام هم دوستش دارند.





در آخر بابت گرفتن وقتتان در این ماه عزیز شرمندام ولی امیدوارم که خاطرات
خوبتان را محکم نگه دارید تا باد جاه طلبی های بی منطقی نبرندشان.

تشکر شده توسط :

ثبت نظر شما



نظرات پیشین

توپچی جنوب در 3/5/1391 | 22:02 گفت:

زیبا بود لذت بردم مرسی حسین جان...............

مصطفی عبداللهی در 3/5/1391 | 02:45 گفت:

خیلی قشنگ بود

soroosh در 2/5/1391 | 22:15 گفت:

"آری فقط چهار امتیاز فاصله ی تیم اول و سومی بود که نیم فصل قهرمانی را با ختلافی حدودا نه امتیازی قهرمان شده بود."
این فصل واقعا واسم بد بود !
بدترین فصلی که تا به حال یادمه
فصلی که روسیچکی تو بازی با من سیتی الکی الکی مصدوم شد و نیم فصل دوم (و حتی فصل بعدش رو) کامل از دست داد
اون وقت ها یه درازی اومد جاش رو گرفت که بهش می گفتن دیابی
بعد رفتیم تو لیگ قهرمانان میلان رو سوسک کردیم و خوردیم به لیورپول
ولی روحیه تیم با شکسته شن پای ادواردو نابود شد !!! یادم نمیره ابوئه اون روز داشت گریه می کرد
بازی با لیورپول عالی بودیم ولی یه پنالتی احمقانه که داور گرفت تیم رو نابود کرد، در حالی که تا دقیقه 80 اینا صعود کرده بودیم
اون روز تئو هم شاهکار کرد و از زمین خودمون توپ رو ور داشت و تا جلو دروازه حریف رفت و پاس گل داد !!!
**************************************
من اون آرسنال رو دوست داشتم و دارم نه این آرسناله بز دل و ترسو رو
آرسنالی که بعد از رفتنه هانری خیلی قوی بود و روسیچکی هم قبلش مصاحبه کرده بود که تیم ما الان خیلی قوی تر از قبله
متاسفم واسه وضعیت کنونی تیم
خیلی متاسفم

علی ارشدی در 2/5/1391 | 20:40 گفت:

مرسی! مصطفی بذارش تو کاندیدای پست هفته!

Vishka در 2/5/1391 | 20:36 گفت:

خیلی خوبه از این پستا بیشتر شه واقعا هوادارای وفاداری داریم
باشگا باید قدردان باشه

مهرداد در 2/5/1391 | 18:14 گفت:

فقط

مصطفی کاظمی در 2/5/1391 | 17:42 گفت:

ممنون ازینکه وقت گذاشتی،امیدوارم این جور بلاگای دلنوشته بیشتر بشه.
.
در مورد نوشته هاتم بگم که آنچه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.