خاطرات آبو دیابی 2

نویسنده: محمد دوردی

وبلاگ من
نویسنده: محمد دوردی
سلام. یه دوست آرسنالی دارم. به شدت طرفدار آرسناله.قبلنا بهش می گفتم این موضوعو به بقیه نگه. طرفدار تیم های ترکیه ای هستم و همچنین تیم هایی که روی کاغذ ضعیف ترن و صد البته آرسنال.
کل بازدید: 33,232 بار

Arsenal Official website

Arsenal Supporter club

Telegram

Twitter

Instagram

دیگر بلاگ های من
آخرین اخبار کوتاه
 پیام لاکازت برای اوزیل :

آقای پاس گل ، خوشحالم که با شما همبازی بودم و به خصوص آخرین پاس گل تو را را در آرسنال  دریافت کردم. در باشگاه جدید موفق باشی، آنها خوش شانس هستند که شماره ۱۰ مانند شما در باشگاه دارند. پیام لاکازت برای اوزیل : آقای پاس گل ، خوشحالم که با شما همبازی بودم و به خصوص آخرین پاس گل تو را را در آرسنال دریافت کردم. در باشگاه جدید موفق باشی، آنها خوش شانس هستند که شماره ۱۰ مانند شما در باشگاه دارند.
 فابریزیو رومانو :

مارتین اودگارد به آرسنال here we go!
امروز توافق بین رئال مادرید و آرسنال انجام شد.تماس آرتتا کلید متقاعد شدن اودگارد به آرسنال بود. قرضی تا پایان فصل.حقوق اودگارد را آرسنال پرداخت خواهد کرد. تست های پزشکی به زودی انجام میشود و سپس بصورت رسمی این انتقال اعلام میشود. فابریزیو رومانو : مارتین اودگارد به آرسنال here we go! امروز توافق بین رئال مادرید و آرسنال انجام شد.تماس آرتتا کلید متقاعد شدن اودگارد به آرسنال بود. قرضی تا پایان فصل.حقوق اودگارد را آرسنال پرداخت خواهد کرد. تست های پزشکی به زودی انجام میشود و سپس بصورت رسمی این انتقال اعلام میشود.
 مسوت اوزیل :

"می خواهم از باشگاه بخاطر این ماجراجویی شگفت انگیز طی ۷ سال و نیم گذشته تشکر کنم. حمایتی که در این دوره از طرفداران و تیم دریافت کردم واقعا بی نظیر بود و تا ابد قدردان آن خواهم بود. هواداران آرسنال تا ابد در قلب من خواهند ماند. می خواهم از ادو گاسپار بخاطر اینکه راه حلی حرفه ای و محترمانه پیدا کرد تشکر کنم و برای همه در باشگاه در تلاششان برای برگرداندن آرسنال به بهترین جایگاه، جایی که به آن تعلق داریم، آرزوی موفقیت می کنم." مسوت اوزیل : "می خواهم از باشگاه بخاطر این ماجراجویی شگفت انگیز طی ۷ سال و نیم گذشته تشکر کنم. حمایتی که در این دوره از طرفداران و تیم دریافت کردم واقعا بی نظیر بود و تا ابد قدردان آن خواهم بود. هواداران آرسنال تا ابد در قلب من خواهند ماند. می خواهم از ادو گاسپار بخاطر اینکه راه حلی حرفه ای و محترمانه پیدا کرد تشکر کنم و برای همه در باشگاه در تلاششان برای برگرداندن آرسنال به بهترین جایگاه، جایی که به آن تعلق داریم، آرزوی موفقیت می کنم."
میکل آرتتا :

"دستاورد های مسوت در آرسنال نابود شدنی نیست و جای بحث ندارد. بازی کردن در کنار او و اخیرا مربی او بودن افتخار بزرگی بود. خلاقیت و دید او منجر به گل های زیادی برای آرسنال شد. مسوت در قلب بسیاری از لحظات بزرگ باشگاه در سال های اخیر بود که شامل ۳ برد در فینال اف ای کاپ هم می شود. این موفقیت ها برای همیشه جزئی از تاریخ ما خواهند بود. از مسوت تشکر می کنیم و برای او با فنرباغچه آرزوی بهترین ها را داریم."
میکل آرتتا : "دستاورد های مسوت در آرسنال نابود شدنی نیست و جای بحث ندارد. بازی کردن در کنار او و اخیرا مربی او بودن افتخار بزرگی بود. خلاقیت و دید او منجر به گل های زیادی برای آرسنال شد. مسوت در قلب بسیاری از لحظات بزرگ باشگاه در سال های اخیر بود که شامل ۳ برد در فینال اف ای کاپ هم می شود. این موفقیت ها برای همیشه جزئی از تاریخ ما خواهند بود. از مسوت تشکر می کنیم و برای او با فنرباغچه آرزوی بهترین ها را داریم."
علی كوچ ، مدیرعامل فنرباغچه از هواداران می خواهد كه با اهدا به یك كمك تبلیغاتی پیامکی به ارزش ۲ پوند ، مبلغ ۱۳ میلیون پوند دستمزد مسوت اوزیل را تأمین كنند ، این در حالی است كه این باشگاه تركی بیش از ۴٦۰ میلیون پوند قبل از امضا با ستاره سابق آرسنال در ماه جاری ، بدهی داشته است علی كوچ ، مدیرعامل فنرباغچه از هواداران می خواهد كه با اهدا به یك كمك تبلیغاتی پیامکی به ارزش ۲ پوند ، مبلغ ۱۳ میلیون پوند دستمزد مسوت اوزیل را تأمین كنند ، این در حالی است كه این باشگاه تركی بیش از ۴٦۰ میلیون پوند قبل از امضا با ستاره سابق آرسنال در ماه جاری ، بدهی داشته است
مت رایان دروازبان برایتون با انتقالی قرضی تا پایان فصل به آرسنال پیوست مت رایان دروازبان برایتون با انتقالی قرضی تا پایان فصل به آرسنال پیوست
📱 آرسنال پیش از اعلام رسمی خبر جدایی مسوت اوزیل، ١۶،٩٧٠،١۴٨ فالوئر اینستاگرمی داشته. ببینیم تا روزهای آینده چه تغییری در این تعداد دنبال‌کننده ایجاد خواهد شد!

⚠️ آمار متعلق به صفحه توییتر Orbinho است، و روشی برای راستی‌آزمایی دقت این تعداد فالوئر در اختیار نداریم! 📱 آرسنال پیش از اعلام رسمی خبر جدایی مسوت اوزیل، ١۶،٩٧٠،١۴٨ فالوئر اینستاگرمی داشته. ببینیم تا روزهای آینده چه تغییری در این تعداد دنبال‌کننده ایجاد خواهد شد! ⚠️ آمار متعلق به صفحه توییتر Orbinho است، و روشی برای راستی‌آزمایی دقت این تعداد فالوئر در اختیار نداریم!
کار انتقال اودگارد تمام شده و تمامی  برگه ها نیز امضا شده است.
مارتین امروز به عنوان بازیکن آرسنال معرفی می شود. کار انتقال اودگارد تمام شده و تمامی برگه ها نیز امضا شده است. مارتین امروز به عنوان بازیکن آرسنال معرفی می شود.
توریرا پیشنهاد خوبی از موناکو دریافت کرده است.آرسنال و مدیر برنامه های توریرا فردا درباره ی این پیشنهاد صحبت خواهند کرد. توریرا پیشنهاد خوبی از موناکو دریافت کرده است.آرسنال و مدیر برنامه های توریرا فردا درباره ی این پیشنهاد صحبت خواهند کرد.
دیدار تیم بانوان آرسنال با استون ویلا که قرار بود این هفته برگزار شود به دلیل ابتلای یکی از بازیکنان آرسنال به بیماری کووید ۱٩ فعلا کنسل شد دیدار تیم بانوان آرسنال با استون ویلا که قرار بود این هفته برگزار شود به دلیل ابتلای یکی از بازیکنان آرسنال به بیماری کووید ۱٩ فعلا کنسل شد
تبلیغات توپچی

     

خاطرات آبو دیابی 2








"به لندن رفتم، مصدوم شدم و بازگشتهای چند باره"



خاطرات آبو دیابی



 جلد دوم



نوشته آبودیابی



 



 



دیباچه ناشر



در قسمت قبل خواندید که چگونه آبو دیابی و خانواده وی تصمیم
گرفتند که آبو روی به فوتبال بیاورد و خواندید که خانواده وی در راه زنده نگه
داشتن آبو چه مرارت ها و مشقتها و یخ حوض شکستنهایی را به جان خریدند زیرا آبو و
بازگشت وی همواره قابل ستایش و الگو و خریدی جدید است.



 همچنین با نقش موثر
نگرش و واکنش مثبت در زندگی آبو آشنا شدید و دیدید که یک نگرش مثبت (که همانا
ایمان به قهرمانی فرانسه در جام جهانی 98 بود)، باعث گردید که آبو دیابی زندگی
نباتی و روی صندلی چرخدار بودن را رها کند و تصمیم بگیرد تا راهی را آغاز کند و
واکنشی مثبت و پاسخی به منتقدان (خصوصا عمه بلقیس که موجب ناراحتی مادرش شده بود)،
بدهد.



باشد که زندگی وی و آنچه که در این کتاب نوشته، موجب الگو
گیری نسل جوان شده و آنان با عزمی راسخ در راه تحقق آرزوهای خود بروند و بدانند که
در این راه سختی های پرشماری وجود دارد که تنها با نگرش مثبت و اراده ی قوی میتوان
از آنها گذر کرد.



در پایان برخود لازم میدانم از نویسنده این کتاب جناب آقای
آبو دیابی و کلیه ویراستارها و هیئت مدیره انتشاراتی و کلیه خوانندگانی که کتاب
جلد اول را خریدند و با نظرات و انتقادات خود ما را یاری نمودند تشکر کرده و به
همگی آنها اعتبار بدهم.



 



ارادتمند



آرسن ونگر



مدیر انتشاراتی ونگر تراست



........................................



 



منو بردن آکادمی جنوب پاریس ثبت نام کردند. کلی گوسفند
کشتیم و کله پاچشو خیرات کردیم. مادرم دل تو دلش نبود و عمه بلقیس هم اصلا به
مراسم هامون نیومد.



تو جلسه اول دیدم که رو نیمکت پشت درختا یه مردی هست که
خونه اصلیش تو شمال لندنه. خیلی شبیه به یکی از شخصیتای فوتبالیستها بود ( همون استعداد
یاب که اسمش کاتاگاری بود)، صبحها با چندین مجله به زبونهای مختلف با عینک دودی رو
چشاش میومد و بعد اینکه برای پرنده ها آب و دون میریخت، همون موقعی که اطرافش پر
از پرنده بود روزنامشو وا میکرد و پشت روزنامه ها قایمکی بازی بچه ها رو نگاه
میکرد. عینک دودیش حتی تو روزای بارونی هم رو چشاش بود. دقت که کردم با هر حرکت
خوب از طرف من، عینک دودیش برق میزد ( من فکر میکردم فقط تو کارتون فوتبالیستها
اینطوری میشه)



همون اول که توپو میگرفتم با اون قد دیلاقم دو سه نفری رو
دریبل میزدم .پاس میدادم به مهاجممون یه پسر خوشتیپی که از جنوب فرانسه اومده بود
و بهش میگفتن اولیویه. تا میخواست بچرخه توپو بزنه اینقدر معطل میکرد زاویه رو میبستن
توپش میخورد به دفاع. ولی با چرخش موهاش تو هوا و فیسش حال میکردم. توپا رو هم که
از دست میداد هم زبونشو در میاورد. خیلی نگرش پسره رو دوست داشتم. کلا پسر خوبی
بود. دقت که کردم عینک اون آقاهه هم با حرکات اولیویه برق میزد..



جلسات بعدی  دیدم هر
جلسه از دوستهای اجتماعی اولیویه میاد کنار زمین. شنیدم که ایشون مدل و مانکن و پسر
شایسته فرانسه است و مثل من که گاهی اوقات فوتبال بازی میکنم، اونم گاهی اوقات
فوتبال بازی میکنه.



تو یه جلسه از تمرینات بعد ازتمرین چون من آخرین نفر بودم و نیم ساعت اضافه تر تمرین میکردم تا رسیدم رختکن یهو دیدم که اولیویه سشوارش و اطو موهاش رو یادش رفته .  اولیویه معمولا بعد از تمرین با یکی از هواداراش میرفت دنبال لمس ساده. اونروز مستخدم  باشگاه کار داشت زودتر رفته بود از طرفی هم یادش رفته بود که من همیشه آخر از همه میرم بیرون. کلید باشگاه رو قفل کرده بود . برای همین مجبور شدم از دیوار برم بالا بعدش بپرم پایین. همون اول که خواستم برم بالا رباط صلیبیم پاره شد ولی
نگرش من قوی تر از اینا بود، واکنش مثبتی نشون دادم و از دیوار رفتم بالا که یهویی
یه پرنده رو کله م خربکاری کرد از اون بالا سر خوردم پایین لگنم شکست.



بازگشتم رو ویلچر. عمه بلقیس هر روز زنگ میزد حال منو
بپرسه. مادرم آتیش میگرفت.



 تصمیم گرفتم لا اقل
حالا که بازی نمیکنم، خونه نباشم تا اشکای مادرمو نبینم.برم کنار تیم باشم و از
چرخش موهای اولیویه تو هوا و محبوبیتش تو سکوها لذت ببرم



بازگشت من زیاد طول کشید ولی نگرش من همچنان مثبت بود.
خواستم کمک حال بچه ها باشم میرفتم کنار زمین کفشاشون رو واکس میزدم و جفت میکردم
و بعد از بازی چمنا رو آب میدادم. بوی چمنا رو که میشفتم، انگاری چمنا میگفتن که
آبو! این زمین بی تو یه چیزی کم داره. کلا نابود شدیم بس که اولیویه جای توپ ما رو
شوت کرد مصمم شدم به خاطر چمنها هم که شده برگردم و پاسخ محکمی به عمه بلقیس بدم.



لگن من بعد از چند ماه خوب شد و از ویلچر پیاده شدم. پدرم
ویلچر رو گذاشت رو پشت بوم چون برای بازگشتهای بعدیم لازم میشد. یه جفت عصا خرید.
تا پاهام کامل خوب شن



ماه رمضون شد و من با بچه محلها میرفتیم مسجد. اونجا گاهی
اوقات که موقعی که نماز تموم میشد جلسات سخرانی که شروع میشد، میرفتم دمپایی
اونایی که بیرون مسجد بودن رو جفت میکردم. گاهی اوقات دیگه هم با آفتابه مسجد و
فضاشو با بچه ها آب و جارو میکردیم. اونجا بود که گفتم هر سری که لازم شه بازگشت
های دوباره ای داشته باشم، چند جز از قرآن رو حفظ کنم.



گذشت و من همچنان با عصا بودم. یه روزی که بیرون داشتم آیین
زندگی و درس معارف یکی از بچه ها رو حفظ میکردم برم جاش تو دانشگاه امتحان بدم،
توپ برادرام افتاد تو حیاط همسایه ی جدیدمون که باغ بزرگی داشت. هر چقدر زنگ زدیم
کسی در رو وا نکرد.



من با همون عصا مجبور شدم از دیوار برم بالا ببینم کسی خونه
هاست یا نه و نکنه بالیی سرشون اومده باشه . تو همون حالت معلق رو دیوار دیدم همون
مردی که با عینک دودی میومد سر تمرینامون، داره بازی فوتبال ضبط شده ای رو میبینه.
اینقدره غرق فوتبال بود که متوجه زنگ زدن ماها نشده بود.



تا دیدم داره فوتبال نگاه میکنه، منم یاد اون موقعها که
سالم بودم افتادم و دامنم از دست برفت. با مغز از دیوار افتادم پایین و سرم افتاد
بغل حوض اما توپ فوتبال  نذاشت
که مغزم بخوره لبه حوض بریزه بیرون (چقدر شبیه کارتون سوباسا شد که تو اون کارتون هم توپ فوتبال
جون سوباسا رو نجات داد) اینقدره سر و صدا شد که 
اون مرده متوجه شد. تا منو دید که به خاطر توپ فوتبال با همون پاهای رباط
پاره کرده مجبور شدم بیام بالای دیوار ، به خاطر این که صدای زنگ رو نشنیده بود
ازم عذر خواهی کرد. و بهم گفت که من در اصل در شمال لندن زندگی میکنم و نام من
آرسن ونگر است. الان اومدم مهد کودکهای فرانسه دنبال استعدادها. از وقتی بازیت تو
آکادمی رو دیدم از نگرشت خوشم اومد و الان هم وقتی میبینم باز هم عاشق فوتبالی و
با کلی جراحات جنگی، دنبال توپ فوتبالی، فهمیدم که پسر خوبی هستی و نگرش خوبی
داری.



همونجا به همکارش پت رایس زنگ زد و گفت که یه نسخه از
قرارداد باشگاه با بازیکنهای جدید رو فکس کنه. یه خرید جدید داریم که همه ساله
خرید جدید تیممونه!.



مادرم کل محله رو شیرینی داد و اسپند دود کرد. سه دیگ آش
پشت  پا پخت. به همه گفت که به عمه بلقیس
بگید که آبو داره میره انگلیس. روز آخر  با
یه کاسه آب تا دم در اومد و من پشت  کامیون
بابام که پشتش پر از ویلچر و عصا و کرم رز ماری و اینا بود، با هزاران خاطره اونجا
رو ترک کردم .



..........



اوایل رو نیمکت بودم ولی کم کم وارد ترکیب شدم. تا این که
دوباره مصدوم شدم و منو فرستادن بیمارستان شمال لندن بخش آرسنال. اولش  بیرون یه تخت اضطراری برام گذاشتن چون ظاهرا
تختهای بخش پر بودن بعد که آخر فصل شد و بیمارستان خالی شد، منو منتقل کردن به بخش



بخشی که ما بودیم مثل تموم فیلمها و سریالها انتهای سالن
دست راست بیمارستان بود. کم کم همه چی بیمارستان دستم اومد. هیچوقت تنها نبودم و
همیشه یکی از بچه ها بود که پیشم باشه . منم از طرفی سنگ صبور بچه ها بودم. یواش
یواش دیدم که تئو ولکات و روسیچکی و ویلشر هم مثل من مشتری دائم و ساکن اونجا شدن.



یه روز ونگر اومد و بهم گفت: آبو! 4 ساله اینجایی! شاید
مصدومیتهات ناشی از تنهاییت باشه. وقتش نیست یه آستینی بالا بزنی؟ بهم گفت یه نگاه
به تئو و ویلشر بنداز! هر موقع مصدوم طولانی مدت شدن، 9 ماه بعد پدر شدن و چه چیزی
از این بهتر؟ تازه پسرت هم ایشالا مثل خودت نگرش اش قویه و من میتونم باهاش قرار
داد ببندم. همچنان که بچه ی تئو و ویلشر رو در نظر دارم!  پرستار پخش پذیرش رو نگاه کن! دختر مثل پنجه ی
آفتاب. آفتاب نخورده. سالهاست داره تو آتش عشقت مثل یه پروانه میسوزه و به خاطرتو
به مانکن و بچه خوشگلی جاستین بیبری مثل اولیویه جواب رد داده! خودت که میشناسی
اولیویه رو سوت بزنه امثال خانوم سانیا میان زنش میشن.



 تو نمیدونی که چقدر
از من حالت رو میپرسه و ازم خواهش کرده که بزارم فوتبال بازی نکنی. بمونی همین
بیمارستان خودش ازت پرستاری کنه. نمیدونی رفته بود با رئیس بیمارستان صحبت کرده
بود که بزاره تو این بیمارستان استخدام شی چون سا بقه ات و مدت زمان بودنت تو
بیمارستان از نصف کارمندهای اینجا بیشتره. اگه استخدام هم نشدی فوقش بزارنت کلاس
آموزش قرآن و احکام برای بچه های مصدوم آرسنال تو مسجد بیمارستان. ناگهان در
دریایی از عشق غوطه ور شدم. شیشه عشق شکست. چیزی از انتهای دلم جوشید و اومد
بالا....



اما نه نه نمیشد! راه نداشت!  عشق اصلی من فوتبال بود! به ونگر گفتم: آرسن!
شوما جای بابای مایی! همونطور که بابای فابرگاس و ون پرسی بودی ! یادمه رفتی برای
رابین سند گذاشتی و از بازداشتگاه آوردیش بیرون. به نظرت اگه خدافظی کنم، عمه
بلقیسم مادرم رو راحت میزاره؟ به نظرت خون دل خوردنهای مادرم و ترانزیت رفتنهای
بابام جبران میشه؟ آرسن ! حقوق باشگاه رو نمیخوام چون برات بازی نکردم ولی بزار لا
اقل تو بیمارستان بمونم. اون نگرشها چی میشه؟ اون بازگشتها و پاسخها و واکنشها چی
میشه؟ اون جمله ات که هر ساله میگی که بازگشت من یه خریده جدیده چی میشه؟  اگه تونستم بازی کنم که هیچی! به عشق ازلی ام
میرسم! نشد برمیگردم بیمارستان.



ونگر گفت پسرم! از همون اول عاشق نگرشت بودم و تو پسر خوبی
بودی ولی حالا افق جدیدی از نگرش رو به رویم باز کردی! که بهش میگن مرام و معرفت
هر کاری دوست داری بکن. ولی این بدون که بازگشتت، یه خرید جدید برای ماهاست و در
افق و نور خورشید غروب  محو شد و از انتهای
سالن به سمت چپ رفت در حالیکه پرنده ها از کنار پاهاش به سمت بالا پرواز میکردند.
( چون از در ورودی بخش آرسنال از طرف در اصلی، انتهای سالن سمت راسته) . همزمان
قوهای توی دریاچه رو میدیدم..... و دختر پذیرش که داشت به ملت آدرس بخشها رو
میداد...



با خانواده ام صحبت کردم: اونا موافق بودن که همچنان گاهی
اوقات فوتبال  بازی کنم. اون دختره رو هم
واسه مادرم سپردم. گفتم تو که نیستی لندن ولی اون جای تو رو واسم پر کرده. مادرم
اشکاش ریز ریز میومد و میگفت: آبو جان میبینم که بزرگ شدی. ..  منو برد انباری و گهواره الکتریکی و لیزر
مخفیها و شیشه های شیر و کرمهای رزماری و همه اون محافظا  رو بهم نشون داد. جفتی زدیم زیر گریه..



در آخر فصل از بند مصدومیت رها شدم. وقتی داشتم از تئو
والکات که جامو تو بیمارستان پر میکرد و بقیه خدافظی میکردم، بیمارستان رو به تئو
سپردم و بهش گفتم که هوای بچه ها رو که میان اونجا رو داشته باشه. که یدفعه دختره
اومد و گریه کنان تو گوشم گفت: من میدونم تو برمیگردی پیش من! عشق اصلیت منم نه
فوتبال . بیمارستان خونه ی اصلیته. اگه تو نباشی کی کنار بچه های مصدوم تیم باشه؟
کی کلاس احکام و قرآن واسه بچه ها بزاره؟ اگه بیایی خودم بخش پذیرش رو ول میکنم
میام 24 ساعته مواظبت میشم. تخت دائم تئو ولکات که تازگیا آوردن تو اتاقت که مربوط
به دائم المصدوماست رو هم از اونجا میندازیم بیرون! تو اون اتاق فقط جای توئه.



فصل جدید که شروع شد گفتم عشق اصلیم که فوتباله و خونه ی
اصلیم اونجاست ولی اگه نشد میرم بیمارستان که اونجا هم مثل زمین فوتبال منتظر
بازگشت منن. دو هفته بازی کردم، تا آخر فصل  رفتم بیمارستان. کل عوامل بیمارستان به مناسبت
بازگشت من نوشته بودن:
Home sweet
home
.



......



سلام دوستان



خوب دوستان. شرمنده که بین جلد اول و دوم خاطرات فاصله
افتاد



حدودای یک ساله که به جمعتون اضافه شدم و یادتون باشه اولین
پستم فردای فینال دورتموند بایرن پارسال بود میتونید این پست رو به عنوان کادوی یک
سالگی عضویتم قبول کنید



اگه یادتون باشه برای نگارش این پست و سه پست دیگه که تو
فکرم بود نظر سنجی گزاشتم که کدومو اول بنویسم که دوستان به اتفاق آرا این پست رو
انتخاب کردید ولی یادم رفته که یکی از اون سه پست دیگه چی بودن دوتاش یادمه:
"باشگاه فوتبال
آرسنال و جایگاه آن در عصر حاضر
" و "ونگر آخرین سردار"



در مورد فان بودن این پست بگم که خودتون رای دادید و
دموکراسی بوده و دقت کنید به هیچ کسی توهین نشده شاید یکمی رو لبه ی تیغ رفته
باشم(خصوصا قسمتی که مانکنها چیکار میکنند و رفتن آبو روی دیوار) و کمی هجو زیادی
داشته ولی گفتم برای تنوع سایت بد نیست



و لازم به تکرار نیست که پستهای جدی هم میزارم و صرفا قصد
شوخی رو ندارم



از تمام دوستانی که کلی کار و تحقیق میکنند و انرژی
میگذارند پست میگذارند هم تشکر میکنم اونایی که پست میزارن کامنت رو پستهاشون کمه
رو از طرف خودم که کوتاهی کردم کامنت نزاشتم ولی مطمئنا تلاش میکنم همه ی پستهاتون
رو بخونم حتی شایعات چون برای اونم دوستان زحمت میکشن ولی پیشنهاد دارم برای اینکه
پر بیننده شید آخر هفته ها پست بزارید یا گوشه ی راست بالای سایت رو نگاه کنید
تعداد آنلاینها چقدره اگه زیاد بود پست بزارید مثل امشب . از مدیرانم سایت که شاید
اختلاف نظر داشته باشم باهاشون ولی تلاششونو میکنند قوانین سایت رو رعایت کنند از
بعضی بچه ها هم تشکر میکنم که مطلب میزاشتن رو والم هوای ما رو داشتن



در مورد نقل انتقلات هم بگم که ماها اول لینک بودیم بعد دست
و پا در آوردیم. خود ونگر گفته که تجربیات من میگه تو فصل منتهی به جام جهانی،
جابه جایی ها بعد از جام جهانیه. تجربه ی ماها هم از ونگر میگه که کلا مجبور نشیم
خرید نمیکنیم(هر چند نشانه های تغییر رو پارسال و با خرید اوزیل دیدیم). من به
خودم باشه تا آخر تابستون نقل و انتقالات رو دنبال نمیکنم چون عالم و آدم میدونن
که ماها در کدام پستها نیاز به خرید داریم و اینا. در مورد یه پستی که یکی کامنت گذاشته بود گفته بود که هموطن
"غیر اصیل و غیر
ایرانیمون
"هم بگم که واقعا از یه آرسنالی انتظار نداشتم این حرف رو بزنه. آرسنالی ای که
ونگر مربیشه. اگه اون کسی که این کامنتو زیر یه پستی گزاشته بود در مورد منم همچین
نظری داره بیاد زیر این پست کامنت بده خودش میدونه کیه منم کاسه کوزمو جمع کنم  با اختیار
خودم برم. از ادمینهای محترم هم خواهشمندم که اگه درخواست دادم منو بندازن بیرون، با
کمال میل قبول کنن.



مرسی از دوستان و با امید موفقیت و پیروزی برای شما و رسیدن
به تمام آرزوهایتان



تشکر شده توسط :

ثبت نظر شما



نظرات پیشین

میعاد در 8/3/1393 | 13:48 گفت:

عالی بود ..............مرسی

محمد دوردی در 8/3/1393 | 09:59 گفت:

نقل قول : خاطرات یک چلسی فن رو خوندم جالب بود ولی بیشتر منتظر او ملعون هستم ک بدونم از دیدگاه یک طنز نویس چه بلایی ب سر خوش آورده
میدونی ک این فصل میتونه شب های سه شنبه و چهار شنبه میتونه پوفیلا بخره و کنار خانواده قشنگ پخش زنده بازی های آرسنال تو لیگ قهرمانان رو از شبکه 3 ببینه
در مورد ایرانی بودنت هم نمیدونم کی چی بهت گفته ولی تا اونجایی ک من میدونم گنبد کاووس نزدیک بندر ترکمن در استان گلستانه بزرگترین ساختمان آجری دنیا رو هم داره اگه اشتباه نگم و یک ایرانی هستی همه دنیا هم این رو میدونن پیس زیاد به جفنگیات چند نفر ک ذهنی محدود دارن فکر نکن و کارت رو اینجا ادامه بده.
دست به نوشتنت خوبه اگه بتونی همینجوری در مورد تیم اصلی و آکدمی یا پزشکی و بدنسازی هم بنویسی خوبه نه همش طنز تحلیل فوتبالی منظورمه ک باعث بالا رفتن سطح بلاگ ها میشه....


پاسخ شما : ایده ی خوبی بود
با زنش "بوچرا " میشینه شبکه "جم تی وی" و "what do we want" و دیلا خانوم نگاه میکنه!

محمد دوردی در 8/3/1393 | 09:56 گفت:

نقل قول : کلاس احکامت تو حلقم D:
میدونم خیلی زحمت کشیدی خسته نباشی - در کل عالی بود فقط یدفعه ای تموم شد- امیدوارم ادامه داشته باشه
من بهت 19 از 20 میدم


پاسخ شما : 20 مال استاده

محمد دوردی در 8/3/1393 | 09:55 گفت:

نقل قول : آقا من لیست تیم ملی فرانسه رو دیدم در کمال ناباوری اسم آبو نبود.واقعا این سرمربی فرانسه به نگرش مثبت اهمیت نمیده یعنیo_O؟!همین کارا رو کردن8ساله فینال نرفتن دیگه!!

پاسخ شما : آبو تو جام جهانی قبلی تک پر تیمش بود و تو اون فذانسه ی بحرانی همه جونوشو گذاشت
ولی احتمال داره امسال فرانسه واکنش مثبتی به منتقدان نشون بده
خارج از شوخی اگه آبو اینقدره مصدوم نشه صد تا یایا توره رو حریفه

محمد دوردی در 8/3/1393 | 09:52 گفت:

نقل قول : کامنت من کو ممد درودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیشب کامنت دادم


پاسخ شما : والا ندیدم کامنت بزاری
شاید ثبت نشده
من فقط کامنتهای تکراری که چند بار از یکی نوشته شده رو پاک میکنم

Lotfali khan zand در 7/3/1393 | 23:48 گفت:

کامنت من کو ممد درودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیشب کامنت دادم

رضا T در 7/3/1393 | 20:53 گفت:

در ضمن مرسی از پستت

رضا T در 7/3/1393 | 20:49 گفت:

آقا من لیست تیم ملی فرانسه رو دیدم در کمال ناباوری اسم آبو نبود.واقعا این سرمربی فرانسه به نگرش مثبت اهمیت نمیده یعنیo_O؟!همین کارا رو کردن8ساله فینال نرفتن دیگه!!

توپچی جنوب در 7/3/1393 | 14:28 گفت:

خاطرات یک چلسی فن رو خوندم جالب بود ولی بیشتر منتظر او ملعون هستم ک بدونم از دیدگاه یک طنز نویس چه بلایی ب سر خوش آورده
میدونی ک این فصل میتونه شب های سه شنبه و چهار شنبه میتونه پوفیلا بخره و کنار خانواده قشنگ پخش زنده بازی های آرسنال تو لیگ قهرمانان رو از شبکه 3 ببینه
در مورد ایرانی بودنت هم نمیدونم کی چی بهت گفته ولی تا اونجایی ک من میدونم گنبد کاووس نزدیک بندر ترکمن در استان گلستانه بزرگترین ساختمان آجری دنیا رو هم داره اگه اشتباه نگم و یک ایرانی هستی همه دنیا هم این رو میدونن پیس زیاد به جفنگیات چند نفر ک ذهنی محدود دارن فکر نکن و کارت رو اینجا ادامه بده.
دست به نوشتنت خوبه اگه بتونی همینجوری در مورد تیم اصلی و آکدمی یا پزشکی و بدنسازی هم بنویسی خوبه نه همش طنز تحلیل فوتبالی منظورمه ک باعث بالا رفتن سطح بلاگ ها میشه....

Alireza در 7/3/1393 | 13:45 گفت:

کلاس احکامت تو حلقم D:
میدونم خیلی زحمت کشیدی خسته نباشی - در کل عالی بود فقط یدفعه ای تموم شد- امیدوارم ادامه داشته باشه
من بهت 19 از 20 میدم

میثم محمودی در 7/3/1393 | 09:06 گفت:

نقل قول : نقل قول : سلام کامنت من درباره بلاگ شما نیست شرمنده
از شما هم تشکر میکنم درباره نوشتن ای بلاگ
##########################

امشب بازی فرانسه با نوروچ بود
فرانسه 4 گل زد
اولیور دو گل زد
رمی عالی بود یک گل هم زد
گریزمان بد نبود و لی بازیکن خوبیه
در گل همه خوب بودن
ولی ............
من چند بازیکن که بهمون لینک شده بودن رو دیدم خدایش این رمی خیلی خوب بازی میکنه
بازیش منو یاد تی تی هانری میاره
اومد داخل اولین توپی که به پاش خورد زد تو گل
گریزمان هم بد نبود سبک بازیش مثل رمزی هستش
بازیکن خوبیه
والبوئنا خیلی عالی بود خدایش برای این بازیکن باید پول خرج کرد
خیلی زحمت میکشه تو زمین همش دوندگی دوندگی بی پایان
لورن هم بازی خوبی کرد البته زیاد فشار روش نبود
کلا خیلی دوست دارم رمی و گریزمان رو تو تیم ببینم
ژیرود هم یه ضربه سر بی نظیر زد
امیدوارم تو جامجهانی باعث افتخار ما ارسنالی ها باشه
شب خوش


پاسخ شما : یادمه کامنت گذاشته بودی که چرا پستهات کم استقباله
خواستم اسمت رو بنویسم یادم نیومد. تو این پست هم اشاره ای داشتم که منظورم تو بودی
موفق باشی


پاسخ شما : محمد جان من دیگه عادت کردمه
ایرادی نداره اون مدیرانی که میرن زیر بعضی از بلاگهایی که ارزش نگاه کردن ندارن
پست میزارن و نظر میدن میخوام بگم درسته اون نفری که بلاگ باز کرده همشهریته
ولی ما هم زحمات زیادی میکشیم برای پستامون
مرسی از تذکرت

محمد دوردی در 7/3/1393 | 08:26 گفت:

پلرودی= پارودی
اشتباه تایپ شد

محمد دوردی در 7/3/1393 | 08:25 گفت:

نقل قول : من یکی ک خداییش زیاد خوشم نیومد چون بازیکن های تیم و مربی مورد تمسخر گرفته شدن )البته ا ز نظر من فقط(
ولی اگه در مورد سایر تیمها و بازیکناشون )مخصوصا منچستر یونایتد و مخصوصا اون ملعون( از این نوع داستان های طنز و نیش و کنایه های تند و تیز بزاری استقبال میکنم و در شیر کردنش هم بهت کمک میکنم.
درکل بابت زحمتی ک کشیدی مرسی ولی من نپسندیدم.


پاسخ شما : خوب ممنوم که نظرت رو گفتی به نظر خودم که تمسخر نیست شوخیه. فیلمهای "اسکری مووی" و از اینا رو دیدی؟ یه چیزی شبیه اوناست که به اون فیلمها میگن پلرودی و به هیچکی هم بر نمیخوره
دفترچه خاطرات یک طرفدار چلسی رو که نوشتم اگه نخوندی تو لیست نوشته هام هست
در مورد اون ملعون هم برنامه دارم ولی قبلش باید ببینم که غیر اصیل و غیر ایرانیم یا نه (کامنت یکی از دوستان تو یکی از نوشته ها در مورد همشهری و هم نژادم سردار آزمون). اگه دیدم کلا خدافظی میکنم

توپچی جنوب در 7/3/1393 | 04:28 گفت:

من یکی ک خداییش زیاد خوشم نیومد چون بازیکن های تیم و مربی مورد تمسخر گرفته شدن )البته ا ز نظر من فقط(
ولی اگه در مورد سایر تیمها و بازیکناشون )مخصوصا منچستر یونایتد و مخصوصا اون ملعون( از این نوع داستان های طنز و نیش و کنایه های تند و تیز بزاری استقبال میکنم و در شیر کردنش هم بهت کمک میکنم.
درکل بابت زحمتی ک کشیدی مرسی ولی من نپسندیدم.

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:18 گفت:

نقل قول : خیلی با حال بود دمت گرم ارشادمون کردی

پاسخ شما : مهم اینه که شما پسر خوبی هستی و قلب بزرگی داری
نگرش مثبتی هم داری

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:15 گفت:

دوستان نظرات کمه ها. خداییش فیلنامه ای از این توپ تر پیدا نمیکنید. حق انتشارش هم مال خودمه. اگه کپی کردید اسم منو بزارید حله

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:14 گفت:

نقل قول : به شخصه اعتبار زیادی به پستات می دم.
اگه دوستان دقت کنند نوع دیدگاه شما و نگرش شما قابل ستایشه.
قطعا در اینده چیزهای بیشتری از شما خواهیم دید.
من به شما اعتبار می دم.

اسیر ""انتشارات ونگر تراست" شدم


پاسخ شما : انتشارات ونگر تراست به خاطر علاقه ی شما نسبت به آثارش، بر خود بالیده و اعلام میدارد که در صورت شور نشدن آش، همواره آماده چاپ مصاحبه ها و زندگینامه های عوامل تیم است
البته اون چیزایی رو که نوشتی نظر لطفته ولی من هیچی نیستم. یه سر هم برو والت
مرسی

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:11 گفت:

نقل قول :
]چشام باز نمیشه ولی تا اخرش خوندم.


پاسخ شما : امیدوارم خوشت اومده باشه. قابلت رو نداشت. خیلی روش کار کردم

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:07 گفت:

نقل قول : سلام کامنت من درباره بلاگ شما نیست شرمنده
از شما هم تشکر میکنم درباره نوشتن ای بلاگ
##########################

امشب بازی فرانسه با نوروچ بود
فرانسه 4 گل زد
اولیور دو گل زد
رمی عالی بود یک گل هم زد
گریزمان بد نبود و لی بازیکن خوبیه
در گل همه خوب بودن
ولی ............
من چند بازیکن که بهمون لینک شده بودن رو دیدم خدایش این رمی خیلی خوب بازی میکنه
بازیش منو یاد تی تی هانری میاره
اومد داخل اولین توپی که به پاش خورد زد تو گل
گریزمان هم بد نبود سبک بازیش مثل رمزی هستش
بازیکن خوبیه
والبوئنا خیلی عالی بود خدایش برای این بازیکن باید پول خرج کرد
خیلی زحمت میکشه تو زمین همش دوندگی دوندگی بی پایان
لورن هم بازی خوبی کرد البته زیاد فشار روش نبود
کلا خیلی دوست دارم رمی و گریزمان رو تو تیم ببینم
ژیرود هم یه ضربه سر بی نظیر زد
امیدوارم تو جامجهانی باعث افتخار ما ارسنالی ها باشه
شب خوش


پاسخ شما : یادمه کامنت گذاشته بودی که چرا پستهات کم استقباله
خواستم اسمت رو بنویسم یادم نیومد. تو این پست هم اشاره ای داشتم که منظورم تو بودی
موفق باشی

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:05 گفت:

نقل قول : تا اخرش خوندم من یکی که طرفدار ابو ذیابی هستم اگر مصدوم نشه فوق العادست دوستان.


پاسخ شما : خداییش اگه مصدوم نشه یحیی توره و صد تا ازونها رو میزاره تو جیبش. آبو همونیه که دقیقا لازم داریم ولی حیف

محمد دوردی در 7/3/1393 | 01:04 گفت:

نقل قول : این دفعه که گذشت از دفعه بعد دقت کن سایت رو به فیلتر ندی

پاسخ شما : حواسم هست تازه یه بخشهاییش رو عوض کردم اگه خواستی نسخه ی اصلیشو بدم

احسان فرج زاده در 7/3/1393 | 00:47 گفت:

این دفعه که گذشت از دفعه بعد دقت کن سایت رو به فیلتر ندی

میثم محمودی در 7/3/1393 | 00:45 گفت:

سلام کامنت من درباره بلاگ شما نیست شرمنده
از شما هم تشکر میکنم درباره نوشتن ای بلاگ
##########################

امشب بازی فرانسه با نوروچ بود
فرانسه 4 گل زد
اولیور دو گل زد
رمی عالی بود یک گل هم زد
گریزمان بد نبود و لی بازیکن خوبیه
در گل همه خوب بودن
ولی ............
من چند بازیکن که بهمون لینک شده بودن رو دیدم خدایش این رمی خیلی خوب بازی میکنه
بازیش منو یاد تی تی هانری میاره
اومد داخل اولین توپی که به پاش خورد زد تو گل
گریزمان هم بد نبود سبک بازیش مثل رمزی هستش
بازیکن خوبیه
والبوئنا خیلی عالی بود خدایش برای این بازیکن باید پول خرج کرد
خیلی زحمت میکشه تو زمین همش دوندگی دوندگی بی پایان
لورن هم بازی خوبی کرد البته زیاد فشار روش نبود
کلا خیلی دوست دارم رمی و گریزمان رو تو تیم ببینم
ژیرود هم یه ضربه سر بی نظیر زد
امیدوارم تو جامجهانی باعث افتخار ما ارسنالی ها باشه
شب خوش

mohsen abbasi در 7/3/1393 | 00:27 گفت:


]چشام باز نمیشه ولی تا اخرش خوندم.

HOOSHANG در 6/3/1393 | 23:45 گفت:

تا اخرش خوندم من یکی که طرفدار ابو ذیابی هستم اگر مصدوم نشه فوق العادست دوستان.

alireza در 6/3/1393 | 22:47 گفت:

خیلی با حال بود دمت گرم ارشادمون کردی

مهرزاد در 6/3/1393 | 22:42 گفت:

به شخصه اعتبار زیادی به پستات می دم.
اگه دوستان دقت کنند نوع دیدگاه شما و نگرش شما قابل ستایشه.
قطعا در اینده چیزهای بیشتری از شما خواهیم دید.
من به شما اعتبار می دم.

اسیر ""انتشارات ونگر تراست" شدم

Vishka در 6/3/1393 | 21:44 گفت:

حتما رمان طنز بده بیرون محمد


خیلی جالب بود و مرسی از پست و رمانت .

البته نمیدونم مدیرا نظرشون رو پست چیه . یه جاهاییش باید سانسور شه . قسمت ژیرو

بازم میگم ظرفیت اهالی این سایت به خاطر اشراف به مسئل حاشیه ای آرسنال بالاست و نمی تونیم بگیم نه این مسائل خارج از آرسناله

انشالله که مدیرا هم جنبه ی فانش رو ببینن و ایرادی توش نباشه .