کانون رسمی هواداران آرسنال در ایران

ارزیابی یک فصل کامل کار بسیار دشواری است. در آغاز فصل کسب سهمیه لیگ قهرمانان برای آرسنال یک هدف دست‌نیافتنی تلقی می‌شد، اما از دست دادن رتبه چهارم در پایان فصل برای تمام هواداران ناامیدکننده و تلخ بود. طبیعت فوتبال همین است. اما برای این‌که تحلیلم از این فصل را ارائه دهم، به ارزیابی‌‌ای که برای فصل گذشته نوشته بودم مراجعه کردم.
 
من فصل ٢٠٢٠/٢١ را به چهار دوره تقسیم کرده بودم: آرسنال با فرم بسیار خوبی فصل را آغاز کرد  و عملکرد ضعیفی مقابل تیم‌های قدرتمند لیگ داشت، اما تا کریسمس عملکرد ناامیدکننده و نتایج ضعیفی مقابل تیم‌های میانه جدولی به‌دست آورد. بعد از کریسمس در زمینه عملکرد و نتیجه وضعیت بهتری پیدا کردیم و تا پایان فصل روند امیدوار‌کننده‌ای در مقابل تیم‌های پایین جدول به ثبت رساندیم.
در پایان فصل گذشته سوال اساسی اینجا بود که آیا می‌توانیم این روند مناسب در مقابل تیم‌های پایین جدول را برای فصل آینده هم تکرار کنیم؟ مقایسه کل این فصل با چهار مقطع یاد شده از فصل گذشته را در جدول پایین ببینید:
 
 
خط حمله با ایده‌آلی که انتظار داریم فاصله دارد، اما پیشرفت‌مان در حدی بوده است که حالا می‌توانیم در مورد الگوهای تهاجمی و سبک آرسنال صحبت کنیم.
 
این فصل هم مثل هر فصل دیگری پستی‌ها و بلندی‌های خود را داشته است، و می‌توان آن را به مقاطع مختلف تقسیم کرد، اما تغییرات در این فصل آن‌قدر شدید نبوده است که لازم به انجام این کار باشد. خیلی آسان می‌توانیم سه بازی ابتدایی را از بقیه فصل جدا کنیم و فصل یک‌دستی را مورد ارزیابی قرار دهیم. اگر به ترکیب تیم در آن سه بازی دقت کنیم متوجه می‌شویم که ارتباطی با آرسنال ادامه فصل ندارند. آرون رمزدیل، گابریل و تاکهیرو تومیاسو در آن سه بازی در ترکیب حضور نداشتند. کالوم چمبرز، پابلو ماری، سامبی لوکونگا و نیکولاس پپه هرکدام در دو بازی از سه بازی از ابتدا به میدان رفتند. حتی سئاد کولاسیناچ هم در بازی مقابل منچسترسیتی به میدان رفت و فولارین بالوگان در بازی افتتاحیه مقابل برنتفورد در ترکیب اولیه قرار داشت. در بازی بعدی که مقابل نوریچ بود، با یک ترکیب مشخص و دلخواه وارد میدان شدیم. حالا می‌توانیم برگردیم و با قاطعیت بگوییم که آرسنالی که می‌خواهیم در آن ترکیب به چشم می‌خورد. اما اگر ترکیب‌‌مان بدون مصدوم هم بود، همچنان در دو پست نیاز به تقویت داشتیم.
 
 
پس از سه شکست ابتدایی فصل با آرسنال جدیدی مواجه شدیم. آرسنالی که بهتر از قبل توپ را حفظ می‌کرد و در پرس کردن حریف با شدت و هماهنگی بیشتری عمل می‌کرد، برخلاف بازی ابتدایی فصل مقابل چلسی که به‌راحتی از زیر پرس خارج می‌شدند و ضربه مهلکی به ما وارد کردند.
 
نقش مارتین اودگارد در پرس تیم اساسی است. این بازیکن نروژی درکنار عملکرد چشم‌نوازش در زمان مالکیت توپ، رهبری تیم در زمان پرس و حفظ ریتم و شدت آن را به خوبی انجام می‌دهد. آرسنال در زمان عدم مالکیت توپ به ٢-۴-۴ سوییچ می‌کند و اودگارد به مهاجم نوک می‌پیوندد تا دو مدافع مرکزی حریف را تحت فشار قرار دهند. در اغلب مواقع آرسنال جوری پرس می‌کند که تیم حریف مجبور شود توپ را به فلنک چپ انتقال دهد و ناگهان بازیکنان آرسنال با شدت بالا به سمت چپ زمین حریف هجوم می‌آورند تا توپ را از حریف بگیرند. نقش اودگارد در این لحظه این است که مسیر پاس بازیکنی که در سمت چپ گیر افتاده است را به وسط میدان ببندد و در صورت پاس به عقب مجددا به سمت مدافع مرکزی آن‌ها هجوم ببرد.
 
 
ساکا و تومیاسو به سمت چپ حریف فشار می‌آورند و هافبکی که سمت چپ بازی می‌کند نیز به این دو می‌پیوندد. درصورت نیاز، یکی از مدافعان مرکزی ما نیز مهاجم نوک حریف را که برای کمک به خط دفاعی‌شان بازگشته است را مارک می‌کند، و مدافع مرکزی دیگر به همراه کیران تیرنی فلنک چپ خودمان را پوشش می‌دهند که از عرض و عمق زمین محافظت کنیم.
 
نقشه آرسنال برای پرس کردن فلنک راست حریف نیز از همین الگو پیروی می‌کند، و زمان‌بندی و شتاب اودگارد در این موقعیت عنصر بسیار تعیین‌کننده‌ای است.
 
تبحر اودگارد در پرس محدود به عملکرد فردی او نیست، بلکه هم‌تیمی‌هایش را هم در این زمینه رهبری می‌کند. گاهی بازیکن بیش‌از حد بالا رفته است و نیاز دارد که فضای پشت سر خود را پوشش دهد، و اودگارد هم‌تیمی‌اش را از این وضعیت مطلع می‌کند. گاهی هم یک بازیکن عقب مانده است و نیاز دارد که بالاتر برود و به مدافع حریف فشار بیاورد.
 
 
در مقاطعی از فصول گذشته آرسنال در زمان عدم مالکیت بسیار منفعل عمل می‌کرد اما اودگارد یکی از مهره‌های کلیدی ما برای تغییر این وضعیت بوده است.
 
از طرفی در زمان مالکیت هم برنامه‌ای تهاجمی آرسنال بسیار قابل‌پیشبینی بود و اودگارد در افزایش تنوع روش‌های تهاجمی تیم نیز نقش موثری ایفا کرده است. این هافبک طراح در ابتدای فصل ایستا بازی می‌کرد اما تا زمستان توانست ریتم مناسب را پیدا کند. اینکه پیشرفت تیم در همان مقطع آغاز شد اتفاقی نیست و به بهبود فرم اودگارد ربط دارد، و از طرفی تغییر شکل تیم در زمان مالکیت نیز تاثیر مناسبی در بهبود عملکرد تهاجمی آرسنال داشت.
 
در فصل ٢٠٢٠/٢١ در هيچکدام از بازی‌ها گرانيت ژاکا نتوانسته بود سه مرتبه در محوطه جریمه حریف صاحب توپ شود. اما در پنج بازی ابتدایی این فصل، ژاکا به‌ازای هر ٧٧ دقیقه موفق شده بود یک مرتبه در محوطه جریمه حریف توپ را لمس کند. در ده بازی بعدی، یعنی از پیروزی مقابل ساوتهمپتون تا تساوی مقابل کریستال پالاس، که آرسنال تیرنی و پارتی را به‌علت مصدومیت از دست داد، این آمار لمس توپ ژاکا به ٣۵.٧ دقیقه ارتقا پیدا کرد. آرسنال به ٣-٣-۴ سوئیچ کرده بود و هافبک سوئیسی بالاتر بازی می‌کرد.
 
این اتفاق نمادی بود از آن‌چه میکل آرتتا برای آرسنال می‌خواهد. یک هافبک وسط پویا که بتواند به افزایش تنوع و غیرقابل‌پیشبینی بودن نقشه‌های تهاجمی تیم کمک کند. بر اساس این رویکرد، آرسنال در زمان حمله از دو الگوی ۵-٣-٢ و ۵-٢-٣ استفاده می‌کرد که در هر دو حالت پنج بازیکن ثابت به سمت دروازه حریف هجوم می‌بردند.
 
 
به‌جای این آرایش ممکن است تیرنی عقب بماند و ژاکا به هسته تهاجمی تیم اضافه شود، و یا ساکا با داخل بزند و اودگارد برای ایجاد فضا روی دست او اورلپ کند. وضعیت درهرصورت مشخص است، یک خط تهاجمی پنج نفره که از الگوهای گوناگونی پیروی می‌کند. تیرنی به خط حمله اضافه شود و ژاکا جای خالی او را پر کند، و یا تیرنی در دفاع بماند و ژاکا درحالی سمت چپ را پوشش دهد که سدریک سوارز از سمت راست اضافه شده باشد.
 
 
تفاوت برای ساکا به‌طور خاص معنادار است. او هفت گل از یازده گل لیگ برتری خود را (و سه پاس از مجموع هفت پاس گلش را) در ١٣ بازی میان دو شکست مقابل اورتون و کریستال پالاس به‌ثمر رسانده است. آمار xG (امید گل) آرسنال به‌طور میانگین در آن ١٣ بازی ١.٩ بوده است، که پیش و پس از این بازه به تزتیب ١.٣۶ و ١.٣٧ xG به‌ازای هر نود دقیقه تولید کرده‌ایم. آرتتا پس از دسامبر عملکرد تهاجمی مناسبی به‌نمایش گذاشته است که در دوران او بی‌سابقه بوده است.
 
متأسفانه مصدومیت‌ها موجب افت ثبات در کیفیت تیم شد. در فاصله‌ای کوتاه آرسنال تیرنی و پارتی را با هم از دست داد. تیرنی تنها دفاع کناری تیم است که طیف گسترده‌ای از نقش‌ها را، از دفاع مرکزی گرفته تا وینگر چپ در زمین ایفا می‌کند، و توماس پارتی که هم در محافظت از خط دفاعی و هم در حفظ مالکیت توپ یکی از بهترین‌های خط میانی آرسنال است. در نبود این دو، کیفیت تهاجمی تیم تا حد قابل‌قبولی حفظ شد، اما قابلیت تیم در کنترل بازی و ثبات خط دفاعی به‌شکل قابل ملاحظه دچار مشکل شد.
 
بدون حضور تیرنی که نقش ژاکا در زمان اضافه شدن به خط تهاجمی را در خط میانی پر کند، پارتی کاملا تنها بود و این مسئله در بازی نیم فصل دوم مقابل پالاس به ما ضربه زد و در همان بازی بود که هافبک غنایی خود را از دست دادیم. لاکازت هم کیفیت مناسب برای فرار در فضای پشت سر مدافعان حریف را ندارد و تنها نقشه او گرفتن پاس و چرخیدن به سمت دروازه حریف است، که مدافعان پالاس به خوبی دست او را خوانده بودند و آرسنال نمی‌توانست از لاکازت در بازی‌سازی کمک بگیرد. و برایتون نیز با یک دفاع سه نفره اجازه نداد آرسنال از عرض زمین به‌خوبی استفاده کند و به‌راحتی زهر حملات ما را خنثی می‌کرد و از آن بازی هم دست خالی بیرون آمدیم.
 
اما آرسنال توانست آن دوران کابوس‌وار را با سه پیروزی پیاپی مقابل چلسی، یونایتد و وستهم پشت‌سر بگذارد، که این بازی‌ها با نیمکت‌نشینی لاکازت و ورود انکتیا به ترکیب اصلی همراه شد، و ادی نمایش درخشانی را از خود به‌نمایش گذاشت تا باشگاه را برای ارائه یک پیشنهاد تمدید قرارداد قانع کند. اما یک مشکل همیشگی در ادامه گریبان آرسنال را گرفت: تیم آرتتا برای بازگشتن به بازی‌هایی که در آن‌ها عقب می‌افتد ایده‌ای ندارد.
 
این مسئله هیچ ارتباطی به بدشانسی ندارد. آرسنال ۶٩٣ دقیقه در این فصل لیگ برتر تیم بازنده بوده است، که رتبه ششم کمترین دقایق به‌عنوان بازنده در لیگ است، و xG تیم در این وضعیت در مقایسه با زمانی که از حریف پیش است ١.٠٨ به‌ازای نود دقیقه کمتر بوده است (که نشان می‌دهد در لحظات بحرانی قادر به خلق موقعیت روی دروازه حریف نیستیم) و نکته نگران‌کننده اینجاست که تنها سه تیم در این فصل وضعیت بدتری نسبت به آرسنال در این فاکتور دارند. حتی اگر دقایقی که آرسنال ده نفره شده است را هم از این آمار خارج کنیم، باز هم وضعیف آرسنال تعریف ندارد و در رتبه یازدهم لیگ قرار می‌گیرد.
 
آرسنال باید در این زمینه پیشرفت کند، که البته در دو بازی شاهد تلاش‌های بی‌وقفه آرسنال برای بازگرداندن بازی بودیم، یعنی بازی مقابل ولورهمپتون و برایتون، چه در اولی موفق شدیم و در دومی نه. مسئله بازگرداندن بازی در فصل آینده یکی از آزمون‌های اصلی آرتتا به‌شمار خواهد رفت، که اضافه شدن یک مهاجم نوک در فصل بعد می‌تواند ابراز بهتری را به تیم در این زمینه اضافه کند.
 
شاید اگر تیرنی و پارتی را از دست نداده بودیم، فرم مناسب انکتیا در پایان فصل بیشتر به تیم کمک می‌کرد. در چنین سناریویی، کیفیت گل‌زنی او می‌توانست به ماندن در رتبه چهارم منجر شود. اما همین موضوع نشان‌دهنده ضعف دیگری در آرسنال است: گزینه‌های نیمکت آرسنال کیفیت کافی برای جایگزین شدن با مهره‌های اصلی را ندارند.
 
به‌هر صورت، آرسنال در ١٨ ماه گذشته مسیر طولانی‌ای را طی کرده است. از ٣٨ هفته این فصل لیگ برتر، ٢٠ مرتبه آرسنال جوان‌ترین تیم هفته را در اختیار داشته است. آرایش تیمی آرسنال نسبت به گذشته غیرقابل‌پیشبینی‌تر شده و اهداف نقل و انتقالات تابستان (مانند گابریل ژسوس و یوری تیلمانس) می‌توانند به بهبود عملکرد و کیفیت تیم کمک به‌سزایی کنند.

 

ثبت نظر شما




6+7=

نظرات کاربران

دیگر خبرهای آرسنال

آیا ژسوس می‌تواند دوباره اوج بگیرد؟
گابریل ژسوس در آرسنال جاودانه خواهد شد یا صرفا با یک مهاجم متوسط طرف هستیم؟

آخرین نظرات

همیشه توپچی در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰٩ نوشت :
اگه سیتی می خواد گابریل ژسوس رو بفروشه به نظرم بهترین گزینه برای تقویت خط حمله س. نباید فرصت رو از دست داد

مربوط به 14 بازیکنی که حداکثر 10 بازی در فصل شکست ناپذیران انجام دادند
همیشه توپچی در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲٦ نوشت :
از اول فصل که بازیا رو دارم می بینم روز به روز بهتر میشیم. به نظرم اگه یه مهاجم شیش دانگ و یه هافبک دفاعی با خلاقیت بالاتر از ژاکا و یه دفاع راست بگیریم دیگه چیزی کم نداریم

مربوط به اودگارد و پارتی درخشان‌تر از همیشه
amin در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲ نوشت :
کاش سالیبا فصل بعد بیاد
سه تا مدافع خوب داشتن خیلی خوبه گابریل وایت و سالیبا باشن تیم راحته خیال ما

مربوط به 7 بازیکن آرسنال که با میکل آرتتا اختلاف پیدا کردند
همیشه توپچی در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰٦ نوشت :
همه می دونن مشکل تیم کرونکه و گروهش هستن ولی ول کن نیست

مربوط به کرونکه و سوپرلیگ
امیر در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۱ نوشت :
کانون رسمی هواداران آرسنال در ایران از سال 1385 طراح و برنامه نویس آرمان امیراحمدی