کانون رسمی هواداران آرسنال در ایران


بیروناز استودیوی باب ونپرسی در روتردام باران شدیدی می بارید ولی این هنرمند به آن بی توجه بود و با اشاره به تابلویی که در اتاقش بود گفت "ببین این بچه های من هستند." در آن عکس دو دختر به نامهای کیکی و لیلی بودند و در وسط تصویر پسر معروف او رابین.


واترتورنوگ یک خیابان با ظاهری نه چندان جذاب در حوالی انبار گمرک دومین شهر بزرگ هلند برای شروع افسانه ی یکی از فوتبالیستهای معروف انگلستان کمی عجیب به نظر می رسد، وقتی به میز باب نگاه می کنیم قطعات روزنامه هایی را می بینیم که به فرزندش رابین مربوطمی شود، این مساله برای پدر بهترین بازیکن سال جزیره چیز عجیبی نیست.

این پدر 64 ساله در مورد فرزندش می گوید:

"واقعاً به او افتخار می کنم.

این روزها همه سوال می کنند آیا او در آرسنال می ماند؟ من فکر می کنم می ماند، او یک توپچی واقعی است."

رابین در این فصل موفق شد دو جایزه بهترین بازیکن جزیره از سوی بازیکنان و همچنین از سوی نویسندگان را کسب کند، ونپرسی بزرگ می گوید یک پیشگو همه اینها را پیش بینی کرده بود.

"وقتی او متولد شد یک پیشگو به من گفت این اتفاقات برای او خواهد افتاد، او به من گفت او برای تیم ملی هلند بازی خواهند کرد و در زمین بازی پادشاهی خواهد کرد."

این روزها توانایی های رابین بر کسی پوشیده نیست و او یکی از بهترین های جهان فوتبال است، پدرش در این مورد می گوید:

"رابین شخصیت متینی دارد و در این موردخونسرد است، او واقعا جایزه بهترین بازیکن سال را دوست داشت چون با رای دیگر بازیکنان انتخاب شده بود."

باب می گوید هیچ گاه رابین را مجبور نکرده که یک فوتبالیست باشد.

"اگر او می خواست یک رقاص باله بشود هم من مشکلی نداشتم.

او هر کاری می خواست می کرد، او پسر سرسختی بود، بیش فعال. وقتی من و همسرم از هم جدا شدیم او تا 20 سالگی با من زندگی کرد، وقتی 12 سالش شد برای کنترل کردن او کار سختی داشتم، اما او ناگهان به شکلی مثبت تغییر کرد، او فوتبال را به عنوان جایی انتخاب کرد که انرژی اش را در آن تخلیه کند."

پدر و مادر رابین وقتی او تنها 5 سال داشت از هم جدا شدند و مادرش که در کار طراحی جواهر آلات بود به زیلاند یکیاز شهرهای هلند نزدیک مرز بلژیک رفت، او تا چند وقت پیش در مورد پسرش در رسانه ها صحبت نکرده بود ولی بعد از مصاحبه با یک مجله هلندی این دومین باری است که در مورد فرزندش صحبت می کند، او پس از کسب جایزه بهترین بازیکنجزیره در مورد پسرش به ما می گوید:

"از اینکه مادر او هستم به خودم افتخارمی کنم، می دانم که بردن این جایزه برای او خیلی ارزشمند است، اینکه توسط دیگر بازیکنان انتخاب شوید افتخار بزرگی است، من تمام بازیهای این فصل او را دیدم و می فهمم چه قدر از نظر بدنی و احساسی تلاش کرده است."

آیا مادرش این احساس را داشت که او روزی به این موفقیت بزرگ برسد؟

"انتظار داشتم او در فوتبال حرفه ای بهجایی برسد، اما هیچ وقت انتظار نداشتم به این سطح برسد، در زمان کودکی همیشه با توپ بازی می کرد، می توانستید ببینید که او با توپ هیجان زده می شد. در سن 5 سالگی به شکلی معجزه آسا توپ را کنترل می کرد، می توانستید ببینید او به توپ عشق می ورزد و هر چه بزرگتر میشد این عشق هم بیشتر می شد،من همیشه از او و دو خواهرش حمایت می کردم.

این که به بچه ها اجازه دهید کاری که دوست دارند انجام دهند مهم است، آنها اینگونه خوشحال خواهند بود.

اگر دل آنها با فوتبال است پس این کاریاست که باید انجام دهند، من سعی کردم آنها را تشویق کنم استعدادشان را پرورش دهند و استعداد رابین قطعاً در فوتبال بود."

برای یک مادر شنیدن صدای 60 هزار تماشاچی که یکصدا اسم فرزندش را صدا می زنند خیلی لذت بخش است.

"من بازیهای زیادی در ورزشگاه بوده ام ووقتی آنها شروع به تشویق کردن می کنند مو بر تنم سیخ می شود، وقتی می فهممآنها در مورد پسر من سرود می خوانند حسی باور نکردنی است، لیگ انگلستان لیگ دشواری است، پس برای این که شما را دوست داشته باشند باید خوب کار کردهباشید."

پدر رابین هم در مورد تشویق هواداران گفت:

" He scores when he wants ..... وقتی این را می شنوم بدنم به لرزه می افتد.

او بازیکن خلاقی است، این را در بازیش می توانید ببینید، اگر آرسن ونگر را خوب شناخته باشم او این مساله را دوست دارد، فوتبال چیزی فراتر از گلزنی است، فوتبال به زیبایی هم مربوط می شود.

رابین وقتی 11 سال داشت تصمیم گرفت به آرسنال برود، لباس آرسنال را می پوشید و سبک بازی آنها را دوست داشت."

[تصویر:  4b713d6a9827b53a0812f5dc4386108c.jpg]

اولین مربی

داخل خیابان کرالینگن یک زمین ورزشی بود که به قفس معروف بود، زمینی که محیطش با فنس بسته شده بود، رابین در آنجا با دوستان مراکشی خودش سعید بوطاهر و منیر ال حمدوئی فوتبال را یاد گرفتند و حالا به یکی از بهترین گلزنان لیگ برتر تبدیل شده است.

حتی در پنج سالگی هم استعداد ونپرسی شگفت انگیز بود، آد پاترز مربی ای که در تیم اکسلسیور کار می کرد در مورد اولین باری که ونپرسی را دید می گوید:

"شما در سن 6 سالگی می توانید کارتان را در باشگاه ما شروع کنید اما رابین در حالی که پنج سال و نیم داشت برای تمرین به اینجا آمد، او از من پرسید می توانم عضو تیم شوم؟ از او تست گرفتم، توپ را از فاصله 13 متری برایش انداختم و او خیلی عالی آن را کنترل کرد،من گفتم عالیه، از فردا می تونی بیای و تمریناتت رو شروع کنی، او با هر دوپا خیلی خوب کار می کرد، این برای یک کودک در آن سن چیزی عادی نبود.

یک بار به خاطر شرایط هوا مجبور شدیم تمرین را کنسل کنیم اما رابین به من زنگ زد و گفت من می خواهم بیایم، من یکساعت زیر باران با او تمرین کردم."

پاترز رابطه بسیار خوبی با ونپرسی دارد و می گوید رابین هر وقت به روتردام می آید با او دیدار می کند.

"او هر وقت به روتردام می آید به ملاقات من می آید، از همان سنین کودکی می دانستم او روزی ستاره بزرگی خواهدشد، اما هنوز هم برای پیشرفت به کمک یک مربی نیاز دارد، وقتی شما یک بازیکن خاص دارید با او ارتباط خاصی هم خواهید داشت، حتی اگر او همیشه به شما زنگ نزند یا نامه ننویسد."

رابین از اکسلسیور به فاینورد رفت ولی همیشه از این تیم به خوبی یاد کرده است، مارکو ون لوخم مسئول آکادمی جوانان این تیم می گوید:

"ما خانواده بزرگی هستیم، وقتی او به آرسنال رفت آنجا هم خانواده بزرگی وجود داشت، معتقدم رابین برای پیشرفتش بهخانواده ای در اطرافش نیاز دارد."

یک جایگاه از ورزشگاه 3500 نفری ووداشتاین که زمین اختصاصی اکسلسیور است به افتخار رابین به نام او نامگذاری شده است و نوشته ای از رابین در ویترین باشگاه قرار دارد با متن زیر:

"سعی کردم چیزی را به فوتبال ارائه کنم که به من داد، عشق! به خاطر سالهای زیبایی که در اینجا داشتم ممنونم، رابین ونپرسی"

[تصویر:  0aeb1b9a995d2f38891e314d71cf78c7.jpg]



معلمان

ثوربک وُرگزت آندروجیز٬ دبیرستانی با آجرهای قرمز در منطقه پرینسن لان٬ در قسمت شمال شرقی روتردام٬ که نقش مهمیدر پیشرفت ورزشی رابین ونپرسی ایفا کرد. از سال ۱۹۹۵ ٬ تمام بازیکنان جوان آکادمی فاینورد (وارکینرد) در این مدرسه تحصیل کرده بودند. نِیثن اِیک مثالی است٬ مدافع ۱۷ ساله تیم چلسی در ۱۵ سالگی هلند را ترک کرد و اکنون در چلسی به فوتبالش ادامه میدهد.

زمانی که رابین ونپرسی وارد مدرسه شد٬معلم او سونیا لاگردیک تصمیم گرفت با او مانند یک استثنا رفتار نکند. در ۱۳ سالگی رابین توجه هلند به خود را به عنوان یوهان کرایف جدید جلب کرده بود. ولی مطرح شدن رابین به عنوان یک فوق ستاره هم در رفتار این معلم سرسخت تاثیری نداشت. لاگردیک میگفت “برای من آنها فوق ستاره نیستند”٬ “من این پسرها رو میبینم و پدر آنها را که وضعیت آنها را چک میکند”.

چیزی که حس نصیحت او را بیشتر بر می انگیخت عدم نظم داشتن رابین به غیر از زمین فوتبال بود. عمر ورهُون٬معلم تاریخ ونپرسی٬ بعدها گفت که چطور همه تلاشها برای جلب توجه رابین درمدرسه بی نتیجه مانده بود. او قاطعانه گفت: “او دانش آمور خوبی نبود٬ زمانی که شما دانش آموزانی دارید٬ تلاش میکنید که آنها را برای بازار کار آماده کنید. شما همواره میگویید دانش آموز خوبی باشید٬ خوب یاد بگیرید و شاید در این صورت بتوانید شغل خوبی داشته باشید. ولی وقتی در ۱۲ سالگی همهبه شما میگویند که یوهان کرایف بعدی خواهید بود٬ صحبت های شما دیگر فایدهای نخواهد داشت. چرا او باید دیپلم میگرفت؟ او میدانست که به عنوان یک فوتبالیست٬ پول بسیار بسیار زیادی خواهد گرفت.”

در این مقطع بود که اتهام خودبینی٬ که از توجه تمام هلند به ونپرسی حاصل شده بود٬ به رابین زده شد. ریک وندر دانک٬ مربی ارزیابی عملکرد رابین٬ به دلیل خودبینی از رابین به پدرش شکایت میکرد. “رابین پسر رذلی بود٬ زمانی که به کلاس می آمد همه توجهها رو به خود جلب میکرد – معلمان کار سختی را در قبال او داشتند. در آن سو او پدری داشت که هر روز به رابین میگفت که پسرش چقدر خوب است!”

این مقطع مصادف شد با بازگشت ونپرسی به مدرسه پس از یک بازی بسیار مهم زیر ۱۴ سال و با پخش شدن این جمله٬ ونپرسی ۲ – پی اس وی آیندهوون ۰.

لاگردیک موضع ملایم تری را در قبال غرور ونپرسی اتخاذ کرد. “من نسبت به بچه ها عقیده های متفاوتی داشتم.به نظر من او پسر بسیار مهربانی بود. او میدانست که اگر کار اشباهی انجاممیداد٬ من توان تنبیه کردن او را داشتم. من از سال ۱۹۸۹ در این مدرسه بوده ام٬ ماه آینده ۶۲ ساله میشوم. من طرفدار فاینورد هستم و در دنیای فوتبال زندگی میکنم. دو پسر دارم که اکنون نزدیک به ۳۰ سال دارند٬ بنابراین پسرها را درک میکنم. آنها همیشه تلاش میکنند که در کلاس یا تیم بیشتر از دیگری معروف باشند. ولی در درون٬ آنها همان پسران کوچکند.”

ورهُون که به نظم اهمیت بیشتریمیدهد در ادامه صحبت های لاگردیک میگوید: “هر وقت از کلاس اخراج میشد٬ باید پیش من می آمد. در مورد او مشکلی وجود داشت٬ زیرا او فقط میگفت فوتبال٬ فوتبال٬ فوتبال و من باید به او میگفتم نه٬تاریخ٬ ریاضی٬ ادبیات.”

مسئول تدارکات

ورزشگاه دکویپ٬ ورزشگاه خانگی و ۴۰ هزار نفری فاینورد در جنوب روتردام٬ جایی که میزبان آخرین حضور رابین ونپرسی در لیگ داخلی هلند بود. او برای یک ملاقات سریع از لندن به آنجا خواهد رفت تا در جشن دهمین سالگرد قهرمانی در جام یوفای سال ۲۰۰۲ شرکت کند. ولی بعید است که او برای پرداختن به نوستالژی زیاد در آنجا بماند.

از ۳ سالی که رابین در فاینورد بود کسان زیادی در آنجا باقی نمانده اند. کارلو دی لیو٬ یکی از اعضای باشگاه که از زمان حضور ونپرسی بین سالهای ۴-۲۰۰۱ در آنجا بود٬ تمام بحث های رابین با برت ون مارویک را به طور کامل به خاطر دارد. تدارکات آن زمان فاینورد و حال حاضر تیم ملی هلند میگوید: “زمانی که با فنرباغچه در جام یوفا بازی داشتیم٬ روبین بر روی نمیکت نشست و مربی تصمیم گرفت او را در ۵ دقیقه مانده به پایان بازی به زمین بفرستد. مربی از او خواست تا گرم کند ولی رابین جواب داد٬ نه٬ من این کار رو نمیکنم. از او خواسته شد تا زمین را ترک کند. او چنین بازیکنی بود. شما باید با او کنار می آمدید٬ میدانید که منظورم چیست؟

با نمایشی که در جوانی در تیم مدرسه ثوربک نشان داده بود خیلی زود خشم بازیکنان قدیمی فاینورد را برانگیخت. اودر اولین بازیش برای تیم در ماه فوریه ۲۰۰۲ برابر ویتس آرنهم ضربه کاشته را از پیر ون هویدنک ضربه آزاد زن تیم گرفت. “پیر تقریبا تمام ضربات آزاد گوشه رو میزد.” دی لیو ادامه داد: “ولی رابین گفت نه٬ من میخواهم بزنم. اوخودش را باور داشت.”

مارتین کرابندام٬ نویسنده کتاب فوتبالملی هم این صحنه را به یاد دارد. “ون هویدنک کسی نبود که دستور بپذیرد٬ ومن دیدم که رابین او را به کنار هل داد. داشتم فکر میکردم او چکار دارد میکند؟ او ضربه آزاد را زد و توپ به تیرک برخورد کرد٬ بنابراین شما میتوانستید بگویید حق با او بوده. آن ضربه شخصیت او را نشان داد.”

او در مورد این ویژگی خاص میگوید: “شما باید این را در نظر میگرفتید که او در خیابان رشد کرده٬ فقط چنین کسیمیتواند طوری با مربی صحبت کنه که انگار دوستش است. او همیشه کلمات مناسببرای بیان احساساتش را نداشت . ولی من در سال ۲۰۰۴ با او صحبت کردم٬ در زمان اولین سال حضورش در آرسنال٬ و میتوانستم ببینم که او تغییر کرده.

“او داستان اینکه چگونه مینشسته و زمین تمرین را نگاه میکرده تعریف کرد٬ نگاه کردن تیری آنری و دنیس برگکمپ که با هم تمرین میکردند. نهایتا در آن زمان بود که او فهمید برای اینکه بازیکن بسیار خوبی شود باید به سختی تلاش کند.”

[تصویر:  0d797fe71c3f74eb39b2b56a8817ccfa.jpg]


با تشکر ویژه از اشکان

تگ ها

ثبت نظر شما




17+4=

نظرات کاربران

دیگر خبرهای آرسنال

زیر ذره بین: ادی انکتیا جانشین ژسوس مصدوم
گابریل ژسوس در تابستان از منچسترسیتی به آرسنال پیوست. این بازیکن برزیلی قبل از جام جهانی از فوتبال برای باشگاه جدیدش لذت می برد. رقابت های جام جهانی به دلیل مصدومیت برای او خیلی زود به پایان رسید و این نگرانی های زیادی در آرسنال ایجاد کرد...
بهتر از شکست ناپذیران...
شروع سریع آرسنال در تاریخ لیگ برتر در کجا قرار دارد؟
کانترپرس قدرتمند، کلید آرسنال در مسیر قهرمانی
آنالیز تاکتیکی اتلتیک از عملکرد چشم‌گیر آرسنال در شاخص کانترپرسینگ در فصل پیش‌رو...
 المپیک لیون 1 آرسنال 5 ( دور گروهی لیگ قهرمانان اروپا)
از از دست دادن صدرنشینی تا تحقیر حریف غول کش فرانسوی، آنچه بر تیم بانوان در هفته ی پایانی مهر گذشت

آخرین نظرات

علی ساقی در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۷ نوشت :
خیلی عالی جواب داده و خیلی ممنون از شما بابت ترجمه

مربوط به کانترپرس قدرتمند، کلید آرسنال در مسیر قهرمانی
Saiedmahdi در تاریخ ۱۴۰۱/۰٩/۰۴ نوشت :
سلام.اسمم توی لیسته ولی چرا خبری نشده؟اصلا میرسه به دستمون یا نه؟

مربوط به آیا نام شما به عنوان هوادار ثبت شده ؟!
Hamed در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۴ نوشت :
این چه سمیه! همش اخبار بانوان تو سایته

مربوط به المپیک لیون 1 آرسنال 5 ( دور گروهی لیگ قهرمانان اروپا)
محمد در تاریخ ۱۴۰۱/۰٦/۰۵ نوشت :
پس امانوئل آدبایور و رابین فن پرسی چی ؟

مربوط به رتبه بندی مهاجمان آرسنال از زمان جدایی تیری آنری
حمید در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۳۰ نوشت :
نحوه خارج شدن از لیگ چه جوری

مربوط به آموزش شرکت در لیگ فوتبال فانتزی
کانون رسمی هواداران آرسنال در ایران از سال 1385 طراح و برنامه نویس آرمان امیراحمدی