

کالافیوری در مورد مبارزه با مشکلات و بازی در پست دفاع چپ صحبت میکند!
مدافع ایتالیایی ما در مورد اینکه چگونه یک مصدومیت جدی و زودهنگام بر روند یادگیری او تأثیر گذاشت و همچنین در مورد رویای تبدیل شدن به یک کایروپراکتور صحبت میکند.
گفته میشود که از زمانهای سخت بیشتر از زمانهای خوب یاد میگیرید و ریکاردو کالافیوری این موضوع را خیلی زود در دوران حرفهای خود تجربه کرد.
او فقط ۱۶ سال داشت، زمانی که در لیگ جوانان اروپا برای اولین بار بازی میکرد، دچار یک مصدومیت زانو شد که میتوانست به دوران حرفهای او پایان دهد.
چند هفته و ماه بعد، بدن و ذهن او مورد آزمایش قرار گرفت، زیرا او مصمم بود که خلاف گفتههای پزشکان را ثابت کند. قبل از اینکه حتی تحت عمل جراحی قرار بگیرد، به او گفته شد که دوران حرفهای امیدوارکنندهاش، در حالی که او از قبل یک بازیکن ثابت تیم ملی جوانان ایتالیا بود، میتواند قبل از اینکه به طور جدی شروع شود، به پایان برسد.
اما ریکاردو میگوید که او به سختی به آن پیشبینیهای شوم گوش داد و در عوض از آن دوره به نفع خود استفاده کرد، در طول دوران توانبخشی خود در کنار بازیکنان تیم اصلی قرار داشت و اکنون در حال برداشتن ثمره توصیههایی است که در آن زمان دریافت کرد.
این مدافع تمام دوران فوتبال خود را در آ.اس رم گذراند و از هشت سالگی به آکادمی این باشگاه پیوست و یکی از جنبههای مثبت دوران طولانی مصدومیتش این بود که به زودی در کنار بازیکنان بزرگسال باشگاه قرار گرفت.
او شروع میکند: «ما بازیکنان جوان معمولاً تا زمانی که به بازی برای تیم اصلی نزدیک نشویم، زمان زیادی را در کنار تیم نمیگذرانیم. وقتی تمرین با آنها را شروع میکنید، این اتفاق میافتد. اما در واقع، من یکی از معدود افرادی بودم که به دلیل مصدومیتم زمان زیادی را در کنار آنها گذراندم.»
«وقتی مصدوم شدم ۱۶ سال داشتم، بنابراین هنوز بخشی از تیم اصلی نبودم، اما دوران توانبخشیام را با آنها گذراندم. گذراندن وقت با آنها برایم شگفتانگیز بود و آنها به من توصیههایی کردند. این اولین لحظهای بود که احساس کردم کمی بخشی از تیم اصلی هستم. این به من طعم زندگی در آنجا را داد.»
او اعتراف میکند که در آن سن، از آن دسته افرادی نبود که مدام سؤال بپرسد و مزاحم همتیمیهای مشهورش شود.
او میخندد: «نه، من خیلی آرام و خجالتی بودم! اما آنها به سراغ من میآمدند و با من صحبت میکردند و من از آنها و تمام کمکی که به من کردند بسیار سپاسگزارم. بازیکنان بزرگی هم در آن زمان حضور داشتند، بازیکنانی مانند دنیله ده روسی، و به همین دلیل دوستان بسیار نزدیکی شدیم. همچنین در آن زمان در تیم الکساندر کولاروف، ادین ژکو حضور داشتند - همه بازیکنان برتر برای من، و بودن در کنار آنها بسیار خوب بود.»
او میگوید که این یکی از عوامل انگیزشی در دوران توانبخشیاش بود که به او کمک کرد تا از شوک بزرگ مصدومیت عبور کند.
این مصدومیت در یک بازی مرحله گروهی لیگ جوانان اروپا، در خانه مقابل ویکتوریا پلزن در اکتبر ۲۰۱۸ رخ داد. در حالی که نتیجه ۳-۳ بود و ۱۰ دقیقه به پایان بازی باقی مانده بود، یک تکل بد منجر به پارگی تمام رباطهای زانو، و همچنین مینیسک و کپسول مفصلی او شد.
او تأمل میکند: «اواخر بازی بود و وقتی این نوع اتفاقات میافتد، همیشه به عقب برمیگردید تا ببینید آیا کاری بود که میتوانستید متفاوت انجام دهید.»
«۱۰ دقیقه قبل از مصدومیت، دچار گرفتگی عضلات شده بودم، بنابراین میتوانستم بیرون بیایم. اما میخواستم در زمین بمانم چون جوان بودم، اولین بازیام بود - البته که میخواهید بازی کنید. اما اتفاق افتاد. این اتفاق به این شکل رقم خورد، نمیتوانید این چیزها را تغییر دهید.»
برای یک بازیکن جوان که در طول دوران حضورش در آکادمی رم به طور پیوسته در حال پیشرفت بود و قبلاً نیز در سطوح زیر ۱۵، زیر ۱۶ و زیر ۱۷ سال برای کشورش بازی کرده بود، این یک تجربه یادگیری عظیم بود.
او موافقت میکند: «مطمئناً در آن زمان بیشتر یاد گرفتم، اما مطمئن نیستم که بخواهم دوباره آن را تجربه کنم! منظورم این نیست، اما وقتی اتفاق میافتد باید جنبههای مثبت آن را در نظر بگیرید، و مطمئناً مرا تغییر داد، و اکنون به خاطر آنچه اتفاق افتاد، بهتر هستم.»
«من خیلی جوان بودم، فقط ۱۶ سال، بنابراین در آن زمان متوجه نشدم که چقدر بد بود و چقدر برای حرفهام خطرناک بود. راستش را بخواهید، خیلی بد بود، میتوانست پایان دوران حرفهای من باشد. پزشکان همه چیز را به من گفتند و توضیح دادند، اما در ذهنم گوش نمیدادم. فقط به بازگشت، بازگشت، بازگشت فکر میکردم. همین.»
«به خاطر دارم، دقیقاً روز مصدومیت بود که پزشکان به من گفتند شاید دیگر نتوانم فوتبال بازی کنم. همان روز به من گفتند. شنیدن آن سخت بود، اما در واقع به من انگیزه داد تا برگردم.»
«در واقع، سختترین زمان برای من چند ماه آخر بود، زیرا به نظر خودم احساس آمادگی میکردم، اما هنوز نمیتوانستم برگردم. نزدیک بودم، اما به اندازه کافی نزدیک نبودم، و از توانبخشی خسته شده بودم. از باشگاه ورزشی، از همه چیز خسته شده بودم - فقط میخواستم دوباره فوتبال بازی کنم.»
نحوه بازگشت او بدون شک چشمگیر بود. کمتر از دو سال بعد، پس از هجدهمین سالگرد تولدش، اولین بازی خود را در سری آ برای رم انجام داد و رویای همیشگی خود را محقق کرد.
او در هشت سالگی به آکادمی باشگاه شهر خود پیوست و در آنجا بود که تمام درسهای فوتبالی را که پایههای دوران حرفهای او را فراهم میکرد، دریافت کرد.
او فاش میکند: «وقتی برای اولین بار به آکادمی آ.اس رم رسیدم، فکر میکنم جنبه انضباط، بزرگترین تغییری بود که پس از آمدن از یک باشگاه کوچک متوجه شدم. رفتن از باشگاه محلی کوچک خودم به نام پتریانا به آکادمی آ.اس رم در هشت سالگی، تغییرات زیادی داشت.»
«نمیتوانید دیر کنید، همیشه باید به عنوان یک تیم کار کنید، همه این نوع چیزها را در آن سن یاد میگیرید. شروع به زندگی با این قوانین، مانند یک حرفهای، میکنید و همه اینها برای من متفاوت بود. این انضباط در طول دوران حرفهای شما باقی میماند زیرا با آن بزرگ میشوید.»
او همچنین از کل تیم مربیگری آکادمی به خاطر ایجاد بازیکنی همه جانبه و چند وجهی که امروز میبینیم، قدردانی میکند و میگوید که هیچ مربیای بیشتر از بقیه تأثیرگذار نبوده است.
او توضیح میدهد: «میتوانم نام مربیان مختلفی را بگویم. فکر میکنم در واقع همه آنها متفاوت بودند و چیزهای متفاوتی به من آموختند. مثلاً یکی از آنها سختگیرتر از بقیه بود و اگرچه زیاد برای او بازی نکردم، شاید یاد گرفتم که چگونه در لحظات سخت از نظر ذهنی قوی بمانم. شاید مربی دیگری به من اعتماد به نفس داد تا متوجه شوم چقدر خوب هستم. هر کدام از آنها جنبه متفاوتی را به من دادند که به آن نیاز داشتم.»
آموزش فوتبالی او به موازات آموزش مدرسهاش پیش میرفت و آن نیز زیر نظر دقیق کارفرمایانش بود. ریکاردو توضیح میدهد که این موضوع نیز چالشهای خاص خود را به همراه داشت: «وقتی جوانتر بودم از مدرسه لذت میبردم، اما در دبیرستان، من در واقع در دبیرستان آ.اس رم بودم، جایی که همه بازیکنان میرفتند. بنابراین تمام روز آنها را میدیدم - در تمرین و در مدرسه - خیلی زیاد بود. مثل داشتن یک خانواده دیگر! مشکل این بود که همه پسر بودند، هیچ دختری در مدرسه نبود - در آن سن سخت بود!»
سپس چالش ایجاد تعادل بین زندگی مدرسه و بازیکن تیم ملی جوانان و ستاره در حال ظهور آکادمی وجود داشت.
او اعتراف میکند: «بله واقعاً سخت بود. یک سال حتی مدرسه را ترک کردم، اما دوباره شروع کردم زیرا باید نمرات را کسب میکردم. اما سخت بود، زیرا گاهی اوقات صبح به مدرسه میرفتی و شاید تمرین هم صبح بود اگر برای رفتن با تیم اصلی دعوت میشدی. بنابراین گاهی اوقات مجبور بودی مدرسه را نادیده بگیری و سپس جبران کنی، بنابراین این میتواند دشوار باشد، اما مطمئناً همه آن را دوباره انجام میدهم.»
او ادامه میدهد: «در واقع همیشه از انگلیسی لذت میبردم، حتی اگر در دبیرستان زیاد آن را انجام نمیدادم، اما زبان همیشه علاقه من بوده است. دوست دارم زبانهای جدید یاد بگیرم، همچنین در ریاضیات هم نسبتاً خوب هستم، بنابراین آن را هم دوست داشتم. اما واقعاً والدینم همیشه از من عصبانی بودند که به اندازه کافی به کارهای مدرسهام توجه نمیکردم.»
«من پتانسیل زیادی داشتم، اما اساساً در مدرسه برعکس زمین فوتبال بودم. در فوتبال اگر در یک چیز خوب نبودم، کار میکردم و خیلی سخت تلاش میکردم تا پیشرفت کنم، اما در مدرسه برعکس بودم. آنجا مثل استعدادی بودم که نمیخواهد پیشرفت کند، میفهمی؟ تمام تلاشم صرف فوتبالم میشد، اما فکر میکنم در نهایت خوب جواب داد.»
گذراندن آن همه وقت در کنار همسالانش، بدیهی است که روابط نزدیکی با هم تیمیهایش برقرار کرد و هنوز با بسیاری از آنها در تماس است.
او میگوید: «خیلی خوش شانس هستیم زیرا چهار یا پنج نفر از بازیکنانی که وقتی در زیر ۹ سالگی به آکادمی پیوستم، اکنون حرفهای هستند. ادواردو بووه را داریم که برای فیورنتینا بازی میکند، نیکولا زالوسکی هنوز در آ.اس رم است، ماتئو کانچلری در سری آ است، بنابراین تعداد زیادی از یک گروه سنی هستند. با این حال در آن زمان ما به عنوان یک تیم جوانان خوب در نظر گرفته نمیشدیم، نه به خوبی برخی دیگر از تیمهایی که باشگاه داشته است. وقتی آنقدر جوان هستید، نمیتوانید واقعاً پتانسیل کامل را ببینید.»
با این حال، ریکاردو، همچنان چهره شاخص آن نسل باقی مانده است. او از تابستان سال گذشته به عنوان بازیکن تیم ملی بزرگسالان ایتالیا شناخته میشود و اکنون هشت بازی ملی در کارنامه خود دارد. او در سال ۲۰۲۲ رم را به مقصد بازل ترک کرد و پس از یک فصل موفق در سوئیس، با بولونیا به سری آ بازگشت. تک فصل حضور او در آنجا، که عمدتاً در پست دفاع میانی بازی میکرد، جایی بود که واقعاً توجهها را به خود جلب کرد و در تیم منتخب فصل سری آ قرار گرفت و پس از درخشش در یورو ۲۰۲۴، به آرسنال پیوست.
بنابراین، چه تغییراتی را با آمدن به لندن نسبت به باشگاههای قبلیاش متوجه شده است؟ این بازیکن ۲۲ ساله میخندد: «همه چیز متفاوت است، همه چیز! از شهر، که بسیار بزرگ است، گرفته تا هر چیزی که به آن عادت داشتم. فرصتهای زیادی اینجا وجود دارد، کارهای زیادی برای انجام دادن اگر بخواهید، اما همچنین به دلیل برنامه فشرده بازیها در انگلستان، فقط میخواهید استراحت کنید و در خانه بمانید.»
«من خیلی تغییر کردهام، اگر به سال گذشته فکر کنم، میگویم که اکنون یک فرد کاملاً متفاوت هستم. به عنوان مثال، اکنون تنها زندگی میکنم، در حالی که سال گذشته با دوست دختر سابقم زندگی میکردم، بنابراین همه چیز در خانه متفاوت است.»
«شروع به نواختن گیتار کردهام، سرگرمیهای جدیدی پیدا کردهام - خیلی تغییر کردهام. دوست دارم چیزهای جدید یاد بگیرم، اگر چیزی را ببینم که سخت به نظر میرسد، میخواهم آن را یاد بگیرم، به همین دلیل گیتار را شروع کردم.»
و در زمین، آیا او بازیکنی بسیار متفاوت از بازیکنی است که در جولای به ما پیوست؟ «بله، البته، عمدتاً از نظر پست بازی، جایی که سال گذشته بیشتر به عنوان دفاع میانی بازی میکردم. تمام دوران حرفهای من عمدتاً در پست دفاع چپ بوده است، اما بهترین فصل من سال گذشته بود که در دفاع میانی بازی میکردم. بنابراین من خیلی تغییر کردهام، اما از این واقعیت که میتوانم در هر دو پست بازی کنم، و شاید حتی پست دیگری را امتحان کنم، خوشم میآید - نمیدانم.»
«با این حال، سبک بازی من چندان متفاوت نیست. من همان کارهایی را که اکنون به عنوان دفاع چپ انجام میدهم، به عنوان دفاع میانی انجام میدادم، به خصوص وقتی حمله میکنیم. این یکی از دلایل اصلی بود که میخواستم به اینجا بیایم.»
او اضافه میکند: «تمرینات اینجا هم خیلی متفاوت است. زمان کمتری را در زمین سپری میکنیم، اما بسیار شدیدتر است - همه چیز شدیدتر است!»
«در ابتدا این موضوع برایم سخت بود، اما اکنون به آن عادت کردهام، آن را دوست دارم. فکر میکنم تمرینات در هر جایی که بازی میکنید متفاوت است، حتی فقط در لیگ برتر، تمرینات در آرسنال با باشگاههای دیگر بسیار متفاوت خواهد بود. ایدهها، مربیان، نحوه بازی کردن آنها، نحوه تمرین کردن آنها - تفاوت بزرگی ایجاد میکند.»
با صحبت از مربیگری، اگر ریکاردو وارد عرصه مربیگری شود، فلسفه فوتبالی او چه خواهد بود؟ آیا زمانی که مصدوم بود، تشویق شد که از آن زمان برای مطالعه بازی استفاده کند؟
«در آن زمان، واقعاً نه. اکنون این اتفاق بیشتر میافتد، درست است، بنابراین آرزو میکنم در گذشته بیشتر این کار را انجام میدادم. اما متفاوت بود، من فقط ۱۶ سال داشتم، زمان مناسبی نبود. هنوز در مدرسه بودم و امتحاناتم را میدادم. اما نمیدانم رویکرد فوتبالی من به عنوان یک مربی چه خواهد بود، زیرا هنوز خیلی جوان هستم. بنابراین با چند مربی کار کردهام، اما نه به اندازه کافی که ایدههایم را شکل دهم. نمیخواهم اکنون زیاد در این مورد صحبت کنم، زیرا شاید در سه سال همه چیز تغییر کند.»
«باید بگویم فکر نمیکنم بعد از پایان دوران بازیام در فوتبال بمانم، اما چیزی که تاکنون در زندگی آموختهام این است که آنچه اکنون فکر میکنم میتواند کاملاً با آنچه در سه سال فکر خواهم کرد متفاوت باشد.»
«پس هرگز نگو هرگز، اما در حال حاضر نمیدانم چه کاری انجام خواهم داد. امیدوارم ۱۰ یا ۱۵ سال فرصت داشته باشم که به آن فکر کنم!»
«در واقع، وقتی مصدوم شدم به جنبه پزشکی آن علاقهمند شدم و در واقع رویای من این است که یک کایروپراکتور یا استئوپات شوم، اما میدانم که این کار بسیار دشوار است. مطالعه زیادی میخواهد، اما شاید روزی!»
*کایروپراکتور و استئوپات هر دو متخصصانی هستند که در زمینه درمان مشکلات سیستم اسکلتی-عضلانی فعالیت میکنند، اما با رویکردها و فلسفههای متفاوتی.
آخرین اخبار آرسنال
جزئیات خبر

به قلم عباس رضایی
دستهبندی: مقاله
منبع : Arsenal.com
بازدید: ۱۱۷ بار
بازی قبلی آرسنال

اورتون


آرسنال
۱۴۰۴/۱/۱۶ ۱۵:۰۰
بازی بعدی آرسنال

آرسنال


رئال مادرید
۱۴۰۴/۱/۱۹ ۲۲:۳۰
لیگ برتر
۱۴۰۴/۱/۲۳ ۲۰:۰۰


لیگ قهرمانان اروپا
۱۴۰۴/۱/۲۷ ۲۲:۳۰


لیگ برتر
۱۴۰۴/۱/۳۱ ۱۶:۳۰


لیگ برتر
۱۴۰۴/۲/۳ ۲۲:۳۰


لیگ برتر
۱۴۰۴/۲/۱۳ ۲۰:۰۰

